بایگانی برای ماه آبان, ۱۳۸۷

دوشنبه, آبان ۱۳م, ۱۳۸۷

سینما پارادیزو یادتان هست؟ قصه‌ای که آلفردو برای سالواتوره تعریف کرد: «شاه‌‌زاده خانم به سرباز گفت اگر منو می‌خوای باید بتونی صد شبانه‌روز پشت پنجره‌ی اتاقم منتظر بمونی. سرباز عاشق اون‌جا رفت و ایستاد. یه روز، دو روز، ده روز، بیست روز … هر شب شاه‌زاده خانم از پنجره‌ی اتاقش سرباز رو نگاه می‌کرد که [...]