بایگانی برای ماه اردیبهشت, ۱۳۸۷
چهارشنبه, اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۷
شاید این اعتراف برای فرنگیها غریب باشد، ولی من تا سن بیست و پنج سالگی هیچ آدم همجنسگرایی را ندیده بودم. نه در دبیرستان، نه در دانشگاه، نه در محل کار، نه بین فک و فامیل و دوست و آشنا. ایران است دیگر، وقتی احمدینژاد میگوید ” ما همجنس گرا نداریم”، منظورش همین بودن و [...]
درباره روان شناسی، خودشناسی، من و جامعه ایرانی | ۴۸ نظر »
چهارشنبه, اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۷
نمیدانم چرا نصفهشبی پینگ شدم. ولی حالا که از بیرون برگشتهام و یک هوا از دست خودم عصبانی هستم، بد نیست که اینها را اینجا یاداشت کنم.
تمرین میکنم:
۱- تمرین سکوت وقتی که یک جمله مستقیم میخورد به قلبم وناراحتم میکند. قدیمتر ها وحشی میشدم و جواب میدادم یا آنقدر از در و دیوار حرف میزدم [...]
درباره روان شناسی، خودشناسی | ۳ نظر »
دوشنبه, اردیبهشت ۹م, ۱۳۸۷
سر کار اسباب کشی داشتیم، از یک طبقه به طبقهی دیگر.گفتند روز جمعه همهی خرت و پرتهایتان را جمع کنید و بریزید داخل جعبه که اول هفته منتقل شده باشد به جای جدید. دور و بریها که از دم مذکر هستند، در عرض ده دقیقه وسایلشان را جمع و جور کردند. ولی بنده سه ساعت [...]
درباره دغدغه های زنانه، نوشته های روزمره | ۱۲ نظر »
چهارشنبه, اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۷
مامان همیشه میگفت مادربزرگش که صدایش میکردند «بیبیجان»، همین که روضه خوان میآمد بالای منبر و میگفت«بسم الله…» با صدای بلند شروع میکرد به گریه کردن. پیرو بیبیجان بقیهی زنهای جمع هم میزدند زیر گریه و خلاصه هیچکسی به روضه گوش نمیداد، به قول معروف دل به روضه نمیدادند. از قرار همهجا رسم روضه همین [...]
درباره روان شناسی، خودشناسی | ۷ نظر »
چهارشنبه, اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۷
بعد از دو سال و نیم، دیشب دلتنگ تهران شدم.
درباره فیلم چی؟ کتاب چی؟ | ۴ نظر »
دوشنبه, اردیبهشت ۲م, ۱۳۸۷
خوب است که گذرت به اینجا نمیافتد و اصلن وبلاگ نمیدانی چه جور چیزی است. چون آن وقت نوشتن سخت میشد. آن هم برای من که مدتهاست از نوشتن برای مخاطب خاص احتراز کردهام.
با این حال مینویسم که ثبت شود شنیدن صدایت بعد از این همه سال، بهترین اتفاق امروز بود. انگار همین جا نشسته [...]
درباره در دلم بود که بی دوست ... | ۱۰ نظر »
جمعه, فروردین ۳۰م, ۱۳۸۷
بدینوسیله حمایت خودم را از حرکت جاری خانمهای روایتگر وتحلیلگر سکصی- فمینیستی اعلام میکنم که بر همگان معلوم شود صاحب این وبلاگ لال نمیباشد، خودش را هم به آن راه نمیزند. فقط معلومات کافی برای اظهار نظر مفصل و جرات کافی برای ابراز وجود ندارد. ضمنن از سکوت برادران عزیز هم بسیار متعجبم. آیا مطلب [...]
درباره دغدغه های زنانه | ۱۰ نظر »
پنجشنبه, فروردین ۲۹م, ۱۳۸۷
یک صحنهی تکراری:
میرسم خانه. خوشحالم. خوشحال و گاهی هم کمی مست. نگاه میکنم. همه جای خانه به هم ریخته است. لباسهایی که قبل از رفتن امتحان کردهام روی کاناپه افتادهاند. لنگه کفشی که در آخرین لحظه از پوشیدنش پشیمان شدهام پرت شده وسط اتاق. ظرفهای نشسته توی آشپزخانه روی هم تلنبار شدهاند. همهی به همریختگیها [...]
درباره نوشته های روزمره | ۳ نظر »
سه شنبه, فروردین ۲۷م, ۱۳۸۷
شاید این ما هستیم که مدتهاست استعداد شاد بودن را از دست دادهایم؛ انگار به قول ولتر پایهی خلق جهان، کمدی بوده لیکن ما مخاطبانی بودهایم که همیشه از خندیدن هراس داشتهایم. همین بکت را ببینیم کمدیاش که دلقکبازی و ورایته است و تراژذیاش هم که توصیف موقعیت انسان مدرن ِِدر خود مانده. اما هنرش [...]
درباره فیلم چی؟ کتاب چی؟ | ۳ نظر »
پنجشنبه, فروردین ۲۲م, ۱۳۸۷
فالگیر گفت
مهرهی مار داری وُ
خط وُ
خال
خطهای کف دستت اما
تمام به بیراهه میروند
درباره نوشته های روزمره | ۴ نظر »