بایگانی برای ماه فروردین, ۱۳۸۷

دوشنبه, فروردین ۱۲م, ۱۳۸۷

 
 این ماهی من رکورد عمر ماهی قرمزها را شکسته بود و سه تا هفت سین به خودش دیده بود. حتی همراه من مسافرت کرده بود و از اتاوا آمده بود تورنتو. یک حادثه رانندگی را هم از سر گذرانده بود. خلاصه چند شب پیش به هوای آزادی از آب شیرجه زد بیرون و با این [...]

نوروز

شنبه, فروردین ۳م, ۱۳۸۷

۱- در این سال‌های غربت به تنها سنتی که وفادار مانده‌ام، نوروز و هفت‌سین و مخلفاتش بوده. اصرار هم دارم  حتمن شمع‌‌های زیادی  روشن کنم که بعد از سال تحویل تند تند فوتشان کنم. مرض است دیگر… البته امسال برای اولین بار لحظه‌ی تحویل سال را از دست دادم!! تلویزیون ( از نوع اینترنتی) قطع و [...]

هفت سین

سه شنبه, اسفند ۲۸م, ۱۳۸۶

یکشنبه, اسفند ۲۶م, ۱۳۸۶

  مرا نهراسان …
که من بارها و هزاران بار
بی‌شاهد و شناسنامه
از شادی‌های کوچکم جدا شده‌ام
که بارها و بارها بی‌نام و نشان
اسناد تنهایی خویش را امضا کرده‌ام
بی‌جوهر و مرکبی
من چیزی برای هراس ندارم
وقتی رد پاهای تو تا اتاق اضطراب من امتداد می‌یابد
کسی که از دلاشوبه‌ی ظلمت می‌هراسانی
گیس‌بریده‌ای است که سهمش از عبور فصل‌ها
تنها هاشورهای درهم و سیاه [...]

چهارشنبه, اسفند ۱۵م, ۱۳۸۶

چیزی که در این گزارش توجه منو جلب کرده، درصد و آمار و … نیست. عنوان سازمان تحقیق کننده است: دفتر امور آسیب دیدگان سازمان بهزیستی .

یک شیرینی به اسم “پرژن گلف”

دوشنبه, اسفند ۱۳م, ۱۳۸۶

پیش‌نوشت: من قصه‌بافم آیسا. جواب سوال یک‌خطی‌ات، شد سی خط وبلاگ!!!!
آنجلا رییس من است. آنجلا با پوست سفید و موهای فرفری قرمز و قد بلندش. یک روز سر ناهار، یکی یک بازی بی‌مزه‌ی کانادایی راه انداخت. هر کسی باید در مورد خودش یک جمله‌ی راست می‌گفت و یک جمله‌ی دروغ. بعد دیگران حدس می‌زدند که [...]