P.S. I Love You
پنجشنبه, دی ۶م, ۱۳۸۶۱- در حال حاضر من ماگ قهوهام را گرفتهام دستم و به صفحهی مانیتور خیره شدهام. مثلا دارم کار میکنم که ابدن اینطور نیست!!.از صبح تا الان یک صفحه هم پیش نرفتهام. تعطیل و تق و لق است. بقیه هم مثل من هستند. لیزا از میز بغلی دارد با من چت میکند . چت که نه، [...]
