بایگانی برای ماه آذر, ۱۳۸۶
Seriously
پنجشنبه, آبان ۲۴م, ۱۳۸۶بعضی وقتها هم دلم میخواد بیبی باشم. !!!
یکشنبه, آبان ۲۰م, ۱۳۸۶
۱- مامان پای تلفن با یکی حرف میزند. میگوید”خوشحال و سرحاله، همین کافییه”. راجع به من حرف میزند. احساس راحتی میکنم. فکر میکنم شانس آوردهام که خوشحالی و سرحالی من برای مادرم بس است، فارغ از این که چهطور زندگی میکنم. این جور وقتها یاد آیدا و آن لبخند بزرگ میافتم. همان لبخندی که نجات [...]
