بایگانی برای ماه آبان, ۱۳۸۶

سه شنبه, آبان ۸م, ۱۳۸۶

فکر کنم این هفته استرس‌زا ترین هفته‌ی امسال من باشه. اول هفته که تحویل کار داشتم، وسط هفته اثاث کشی و جنگ و دعوا، آخر هفته رو هم که خدا به‌خیر کنه. از همین حالا می‌دونم که بی اینترنت هم هستم!!!
حالا اینا رو بی‌خیال. دو سه نفر به حد مرگ روی اعصاب من هستند!!! گفته [...]

دوشنبه, مهر ۳۰م, ۱۳۸۶

هزار سال عمر لاک پشت
درون لاک تاریکش
به یک لحظه پرواز پروانه
نمی ارزد
که با تمام کوتاهی
در خاطرات جنگل سبز جاودانه می ماند.
قدسی قاضی نور
شعر را از اینجا دزدیدم!

شنبه, مهر ۲۱م, ۱۳۸۶

شد دو سال. اگر زمان برگردد به عقب و از من بپرسند که باز هم حاضرم مهاجرت کنم یا نه، جوابم بدون چون و چرا مثبت است. مهاجرت تجربه‌ی بزرگی است، حیف است که اگر فرصتش را داریم از خودمان دریغ کنیم.
به خودم که نگاه می‌کنم آدم دیگری را می‌بینم. خونسردتر و آرام تر شده‌ام.
چیزهایی [...]

تنکز گیوینگ خود را چگونه گذراندید؟

دوشنبه, مهر ۱۶م, ۱۳۸۶

 پیش نوشت: خاک به سرم. من چرا پینگ شدم؟ چرا رفتم اول لیست؟ این مطلب با توجه به پینگ نشدن و در تاریکی بودن نوشته شده!!!بی مزه است!!!
روز یکشنبه که چشم‌هایم را باز کردم با حقیقت تلخی مواجه شدم. نمی‌توانستم از جایم بلند شوم! عضله‌های گردن و پشتم جوری گرفته بود که غیر از چارچنگولی [...]

اندر حکایت تشت طلا

پنجشنبه, مهر ۱۲م, ۱۳۸۶

هفته‌ی پیش توی آسانسور برخوردم به لیلا که با لباس ورزش داشت می‌رفت که بدود یا راه برود یا هروله کند (معادل فارسی جاگینگ- ترجمه از آیدای پیاده‌رو) . ازش پرسیدم چه خبر و گفت که این چند روز اخیر خیلی بی‌حوصله و افسرده بوده و کار دانشگاهش به مشکل برخورده و می‌ترسد که بعد [...]