بایگانی برای ماه مهر, ۱۳۸۶

چهارشنبه, مهر ۴م, ۱۳۸۶

روی صندلی دندانپزشکی نشسته بودم و دکتر مته به دست به جان دندانم افتاده بود.گفته بود که از داروی بی‌حسی استفاده نمی‌کند و اگر ناگهان احساس درد یا ناراحتی کردم، دست چپم را بلند کنم. با دهان باز به تلویزیون روبرویم نگاه می‌کردم که ناگهان تصویر تمام قد رییس‌جمهور گرامی‌مان روی صفحه ظاهر شد؛ دست [...]

DreamCatcher

شنبه, شهریور ۳۱م, ۱۳۸۶

 
ساعت سه‌ی نیمه‌شب، به وقت این‌طرف دنیا!
من از خواب پریده‌ام. خواب بد دیده‌ام. همه‌ی بدترین‌ها با هم در خواب اتفاق افتاده‌اند. بیدار می‌شوم و کلمه یادم نمی‌آید. پس این مستی‌های شب‌های تعطیل به چه درد می‌خورند اگر باز هم نتوانی راحت و سنگین بخوابی تا خود صبح؟ این جادوگرجاروسواری که اینجا آویزان کرده‌ام چی؟ مگر [...]

رباب خانم!

چهارشنبه, شهریور ۲۸م, ۱۳۸۶

چند سال پیش اتفاق جالبی داخل میوه‌فروشی محله‌ی ما افتاد. سه تا زن رفتند داخل مغازه، کرکره‌ی مغازه را پایین کشیدند و حسین آقای میوه‌فروش را تا می‌خورد کتک زدند؛ هر سه تا بر حسب اتفاق فهمیده بودند که زن یک نفرند. از این سه تا زن، یکی‌شان را ما می‌شناختیم که اسمش رباب خانم [...]