دوشنبه, مرداد ۸م, ۱۳۸۶
یک روز ظهر از در مترو بیرون میآیی و راه میافتی بین انبوه آدمهایی که به هزار و یک زبان مختلف حرف میزنند.
بعد، یک لحظه، فقط یک لحظه به خودت میآیی و از خودت سوال میکنی”من اینجا چه میکنم؟ چهطور شد که دو تا اقیانوس را پشت سر گذاشتم و آمدم اینجا و خودم را [...]
