بایگانی برای ماه مرداد, ۱۳۸۶

دوشنبه, مرداد ۸م, ۱۳۸۶

یک روز ظهر از در مترو بیرون می‌آیی و راه می‌افتی بین انبوه آدم‌هایی که به هزار و یک زبان مختلف حرف می‌زنند.
بعد، یک لحظه، فقط یک لحظه به خودت می‌آیی و از خودت سوال می‌کنی”من اینجا چه می‌کنم؟ چه‌طور شد که دو تا اقیانوس را پشت سر گذاشتم و آمدم اینجا و خودم را [...]

Dark Side of the Mood

سه شنبه, تیر ۲۶م, ۱۳۸۶

یک ساعت است که دارم زور می‌زنم یک چیزی بنویسم ولی تمرکزم عمرش را داده به شما. یک چیزهایی در مورد تنهایی سر هم کردم که به لعنت خدا نمی‌ارزید. همه را دیلیت کردم. ولی خوب من مجبورم بنویسم. نوشتن تنها راهی است که مرا با این دنیا پیوند می‌دهد. این روزها ارتباطم با دنیا [...]

سوزی و بانی و اسلام و بنزین و حجاب و انقلاب و اصلاح و… گور!

شنبه, تیر ۲۳م, ۱۳۸۶

سوزی و بانی را پریشب دستگیر کردند. سوزی که ظاهرا شکموتر است، داشته یکی از درخت‌های خانم می را می‌خورده. خانم می، نه از سر و صدای خوردن درخت، بلکه از بوی بد بیدار می‌شود. بوی بد مال مدفوع فیل بوده. خانم می، در رو به حیاط را باز می‌کند و می‌بیند که دو تا [...]

دوشنبه, تیر ۱۸م, ۱۳۸۶

من از مردن نمی ترسم
هراسم از نمردن زیر بار یوغ شیطان است
نه از جامانده های نسل بوسفیان
نه از بوجهل های حافظ قرآن
نه از افعی ضحاکان
من از تردیدهای کاوه می ترسم
من از ماندن به هر قیمت در این ویرانه می ترسم
جایی می رسد که سخن گفتن هم جرم می شود……….
به چه می نازیم؟

سه شنبه, تیر ۱۲م, ۱۳۸۶

  از ۱۵ جولای تا ۲۷ آگوست_ تورنتو

کتاب-۵

یکشنبه, تیر ۱۰م, ۱۳۸۶

به لطف مهدخت که هنوز هم ایمیل تشکر برایش نفرستادم، چندتایی کتاب فارسی به دستم رسیده است. این چند روز نشستم و خواندم و خواندم.
خط تیره، آیلین، نوشته‌ی ماه‌منیر کهباسی را خواندم که گویا برنده‌ی جایزه هم شده است. وقتی که می‌خواندم اش انگار فرو می‌رفتم توی باتلاق. “وانهاده” و “چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم”  [...]

یکشنبه, تیر ۱۰م, ۱۳۸۶

یک نفر به خانم‌های ایرانی باورانده های‌لایت کرم مایل به زرد روی ریشه مشکی موها ترکیب معرکه‌ای است که حتی شانه کردن هم لازم ندارد. این شخص احتمالن همان کسی است که به آقایان ایرانی گفته پشم و پیلی سینه‌ پدیده‌ی جذابی است، به‌خصوص اگر دکمه‌های بالای پیراهن را باز بگذارید و زنجیر طلا هم [...]