بایگانی برای ماه اردیبهشت, ۱۳۸۶

فغان

جمعه, اردیبهشت ۷م, ۱۳۸۶

اگر به صدای جیغ حساس نیستید، یک دقیقه وقت بگذارید و این ویدیو را ببینید.
کاش فراموش نکنیم چه بر سر زنان ایرانی رفته است و می رود.
ویدیو را از وبلاگ آرش یافتم.

قاذورات

سه شنبه, اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۶

رفته بودم خانه یکی ازفامیل‌های مهربان‌مان. برای این که لطف را در حق من تمام کند، پیشنهاد کرد که بنشینیم و فیلم “اخراجی‌ها” را ببینیم. اصلا دلم نمی‌خواست “نه” بگویم. تازگی‌ها هم آن‌قدر همه مظاهر روشن‌فکری توی ذوقم خورده است که به هیچ‌وجه جایی دهانم را باز نمی‌کنم دلیل بیاورم که فلان فیلم را نمی‌بینم [...]

شنبه, اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۶

ستاره، بی کابوس

چهارشنبه, فروردین ۲۹م, ۱۳۸۶

واضح‌ترین عکسی که از خودمان به خاطر می‌آورم، جلوی پیتزا پاشا است. همه ما، هر نه نفرمان، مقنعه سرمان است و به دوربین می‌خندیم. عکس را اینجا ندارم، ولی مدت‌ها روی میز آرایشم بود. برای همین حالا می‌توانم بگویم که ستاره آن آخر ایستاده بود و مثل همیشه خیلی خوشگل بود و خیلی ساکت.. عکس [...]

سه شنبه, فروردین ۱۴م, ۱۳۸۶

معمولا سر کلاس آن قدر حرف می زدم که یا جایم را عوض می کردند یا بیرونم می کردند. بعد یک مدتی ساکت می شدم، لال می شدم. به درس هم جواب نمی دادم!!!
همیشه همین بوده، یا بی موقع حرف زده ام یا سر موقع حرفم را نزده ام. در مورد چیزهای کوچک و بی [...]