بایگانی برای ماه آبان, ۱۳۸۵

یکشنبه خود را چگونه گذراندید؟

دوشنبه, آبان ۸م, ۱۳۸۵

موقعیت زمانی مطلوبی نیست برای من. یک سال از مهاجرتم می‌گذرد و هنور مشکلات حل‌نکرده زیادند. سعی می‌کنم که صبور باشم و به خودم وقت بدهم. ولی ملت نمی‌گذارند آدم کارش را بکند. مدام انرژی منفی است که از این‌طرف و آن‌طرف می‌رسد. خیلی‌ها هم قصد بدی ندارند و هدفشان دلداری دادن یا کمک کردن [...]

سوزان روشن و ممدآمریکایی

پنجشنبه, آبان ۴م, ۱۳۸۵

این نوشته دو قسمت کاملا مجزا دارد با این وجه مشترک که هر دو قسمت یک ربط‌هایی به رفیق کالیفرنیانشین من، پیام دارد.
اول- ایران که بودیم، این پیام یک تفریح سالم خلق کرده بود به این شرح که فامیل‌های فارسی را به انگلیسی تبدیل می‌کرد و بعضی وقت‌ها ترکیب های بامزه‌ای درست می‌شد. تاچند روز [...]

یکشنبه, مهر ۳۰م, ۱۳۸۵

زنان را بود بس همین یک هنر …

کی از کی نژادپرست تره؟

چهارشنبه, مهر ۲۶م, ۱۳۸۵

به این کانادایی‌ها نمی‌شه اعتماد کرد، تو روت می‌خندن، ولی پشت سرت می‌زنن، همه‌شون دورو هستن. به هندی‌ها و پاکستانی‌ها هم همین‌طور، اینا از فرهنگ انگلیسی همینو یاد گرفتن که پشت سرت توطئه کنن، حداقل کاش اینم یاد می‌گرفتن که کاری کمتر مصرف کنن تا این‌قدر لباس و خونه‌شون بو نده. این چینی‌ها هم [...]

سه شنبه, مهر ۲۵م, ۱۳۸۵

اللهم صل علی محمد ….برق وبلاگستان آمد.
در ضمن من همین الان این سوال به ذهنم رسید که چرا موقع آمدن برق صلوات می‌فرستادند ملت؟ اعلام خوشحالی بود؟ تشکر از اسلام و مسلمین بود؟
بگذریم… عرض کنم خدمت شما که امروز توی سالن رختکن بدنسازی(همون جیم خارجی ها) یکی از بانوان محترمه که از زیر دوش [...]

دوشنبه, مهر ۲۴م, ۱۳۸۵

خیلی حال می ده. هر چند ساعت یک بار می خوام آپدیت کنم و بعد پست رو بردارم. این طوری هی حال و احوالمو ثبت می کنم. کسی که نمی یاد که آبروم بره. یعنی غریبه زیاد نمی یاد. این خورشید هم که با گوگل ریدر می یاد اینجا و مچ می گیره، غریبه نیست [...]

یکشنبه, مهر ۱۶م, ۱۳۸۵

یک گوشه ای هست تو این آپارتمان، بین کتابخونه و پنجره، که گاهی هم یه باریکه آفتاب می‌افته روش؛ بعضی روزها، وسط بدو بدوها و نرسیدن‌ها و حرص‌خوردن‌ها، دلم می‌خواد که برگردم خونه، اون گوشه بشینم، به همه چی از اول فکر کنم. یا اصلا بشینم و هیچ کاری نکنم. فکر هم نکنم. فقط بشینم [...]