بایگانی برای ماه اسفند, ۱۳۸۴
یکشنبه, اسفند ۷م, ۱۳۸۴
یادم هست وقتی که برای خداحافظی آخر به خانه دوستم رفتم، شوهرش چند بار تکرار کرد که ” از خارج بدم میآید. ایران، بهترین جای دنیا برای زندگی است و همه ایرانیهای مهاجر بدبختند، منتها روی برگشت به وطن ندارند.” بحثی سر درستی یا نادرستی این گفته ندارم، بحث من بر سر کلیگویی است و [...]
درباره روان شناسی، خودشناسی | ۱۳ نظر »
شنبه, اسفند ۶م, ۱۳۸۴
روز ۲۹ اسفند ماه سالروز ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر محمد مصدق از جمع تعطیلات رسمی کشور خارج شد.
خوش حالم که پدرم نیست تا چنین روزهایی را ببیند. آدمی زاد مگر چه قدر طاقت دارد که بنشیند به انتظار؟ که بی خود امیدوار بماند؟ که آن دیکتاتور برود و تلخی بیست و [...]
درباره سیاست نامه | یک نظر »
چهارشنبه, اسفند ۳م, ۱۳۸۴
بچه که بودم، مثلا چهار پنج ساله، همین که صدای آهنگ در یک مهمانی بلند میشد، میرفتم وسط و شروع میکردم رقصیدن. خیال هم میکردم که خیلی قشنگ میرقصم، بس که همه بهبه و چهچه میکردند. عزیز کرده بودم دیگر..تا این که رسیدیم به یک مهمانی نامزدی که خواهر عروس میآمد دانه دانه مهمانها را [...]
درباره روان شناسی، خودشناسی | ۱۳ نظر »
دوشنبه, اسفند ۱م, ۱۳۸۴
لیلی، برای خودت زندگی کن….
انگار این متن را من نوشته باشم!!!
درباره وبلاگستان چه خبر؟ | یک نظر »
پنجشنبه, بهمن ۲۷م, ۱۳۸۴
این اینترنت نامحدود هم برای من بلایی شده است. مثلا مرخصی گرفته ام و نشسته ام خانه تا پروژه تحویل بدهم. به جایش مدام از این سایت به آن سایت و از این وبلاگ به آن وبلاگ سرگردانم. اخبار هم که شکر خدا همه وحشتناک و گریه آور.
امروز هم از صبح خودآزاری ام گل [...]
درباره سیاست نامه، وبلاگستان چه خبر؟ | ۱۰ نظر »
شنبه, بهمن ۲۲م, ۱۳۸۴
نمیدانم این مصاحبه را خوانده و شنیدهاید یا نه. برای آنهایی که دسترسی به بیبیسی فارسی ندارند خلاصه جریان را میگویم: مصاحبهای است با دو دختر ایرانی که در دوبی از راه تنفروشی امرار معاش می کنند. خود مصاحبه چیز جالب و جدیدی ندارد که قبلا نشنیده باشیم. تنها یک جمله دخترک توجه من را [...]
درباره من و جامعه ایرانی | ۲۱ نظر »
جمعه, بهمن ۲۱م, ۱۳۸۴
زمانی که تماشاچیان فوتبال در ورزشگاه آزادی سنگ و ترقه به زمین فوتبال پرتاب می کردند، میشنیدیم که “این افراد تماشاگر نیستند و تماشاگرنما هستند.”
حالا گفته میشود:”اینهایی که به سفارت حمله کردهاند، مسلمان واقعی نیستد و مسلماننما هستند.”
این کلمه “نما” هم خوب کلمهای است. لطفا آنهایی که انگلیسیشان از من بهتر است، این کلمه یا [...]
درباره من و کانادا | ۵ نظر »
دوشنبه, بهمن ۱۷م, ۱۳۸۴
*چه خبر؟
هیچ
به غیر خواب که مى برد
و برف که مى آید
به غیر این گوشه تنهایى
همه جا یخ زده است
اجاقم شعله مى کشد
برف ها مى گویند خاموش
درین هوا کسى نمى آید
*نام شاعر را نمی دانم.
درباره من و کانادا | ۷ نظر »
چهارشنبه, بهمن ۱۲م, ۱۳۸۴
بدانید و آگاه باشید که راننده اتوبوسهای شهر ما قرار است برای ابراز حمایت از رانندههای شرکت واحد بیانیه صادر کنند و کمک مالی جمع کنند. مسبب این اقدام هم یک خانم ایرانی است که سالهاست اینجا راننده اتوبوس است. خانم فروغ حسنی بعد از مذاکره با سایر راننده های ایرانی، سعی دارد نظر شرکت [...]
درباره سیاست نامه، من و کانادا | ۲۲ نظر »