بایگانی برای ماه شهریور, ۱۳۸۴

از حال من اگر خواسته باشی.

دوشنبه, شهریور ۷م, ۱۳۸۴

…از حال من اگر خواسته باشی، خوب خوب که نه، اما بد هم نیستم. هوا همانطورهاست، وبا همانطورهاست. من هم همانطورها هستم. کارم را بالاخره تحویل دادم و از آن شرکت مزخرف مقرراتی آمدم بیرون. روزهایی که دنبال سند و نامه و خرید و سفارت و کوفت و زهرمار نیستم، فیلم می بینم، کتاب می [...]

یکشنبه, شهریور ۶م, ۱۳۸۴

فرجام جامعه اى که در آن مردم نمى توانند به هم اعتماد کنند…
گفتگو با دکتر محمد صنعتی

چهارشنبه, شهریور ۲م, ۱۳۸۴

نمی دونم کشتن شبانه سگهای ولگرد چه سنتیه که شهرداری این سالها باب کرده؟ ساعت سه نصفه شب از صدای گلوله و بعد هم زوزه سگ بیچاره از خواب پریدم، تا حالا هم که دیگه دم صبحه، این طفلک هنوز داره ناله می کنه و جون می ده. گمون کنم از دستشون در [...]

مسافر

یکشنبه, مرداد ۳۰م, ۱۳۸۴

همه چیز طعم آخرین بار را می دهد.
نگاهها،نگاه های تو به اتاقت، به کمد نیمه خالی ات، به تختخواب مرتب نشده ات و به انبوه کتابهایی که جا گذاشته ای.
آدمها، آدمهایی که هر چه دورتر می شوی، محو تر خواهند شد. از یاد خواهی برد که چگونه حرف می زدند، چگونه می خندیدند یا چگونه [...]

چهارشنبه, مرداد ۲۶م, ۱۳۸۴

این هم برای پریسا که می‌گوید از تولدت چرا ننوشتی:
می‌دانی پریسا جان، امسال هیچ تولدم را دوست نداشتم. تو هم اگر جای من بودی و این عکس جلوی رویت بود، عکسی که پریشب دور آن میز کوچک گرفتیم، از این تولد که نه، از همه تولدها بیزار می‌شدی.
کم می‌شویم پریسا، خودمان را می‌گویم. می‌رویم [...]

شنبه, مرداد ۲۲م, ۱۳۸۴

زندگی گاهی به طرز ساده ای، با همین خوشی های کوچک، زیبا میشود. اینجور خوشی ها را می شناسم. وقتی که از راه می رسند، تمام سعی ام را میکنم که یک لحظه را هم از دست ندهم.
ظهر، سر میز ناهار، وقتی که توی آن جمع جدی و مهربان خانوادگی سربه سرت می گذاشتم و [...]

دوشنبه, مرداد ۱۷م, ۱۳۸۴

وقت خوبی است برای نوشتن. بیشتر کارهایم را تحویل داده‌ام و سرم زیاد شلوغ نیست. منتها مشکل این است : حالا که وقت دارم و دلم می‌خواهد چیزی بنویسم، قدرت فکر کردن‌ام سلب شده است! به همه سوژه‌هایی که این چند وقت می‌خواستم بنویسم و فرصتی دست نداده بود، فکر کردم. ولی دستم به نوشتن [...]

شنبه, مرداد ۱۵م, ۱۳۸۴

چند تا سوال:
۱) کدوم آی‌اس‌پی ها بلاگ رولینگ رو باز می‌کنند؟
۲) چرا بلاگر رو مسدود نمی‌کنن که بریم دنبال کار و زندگیمون؟
۳) چرا اصلا اینترنت رو حروم اعلام نمی‌کنن تا بعد آزاد بشه و ملت از شر فیلتر راحت بشن؟
۴) اگر مصالح نظام با وبلاگ نوشتن ما به خطر می‌افته، ایراد از کجاست؟ مصالح یه [...]