بایگانی برای ماه مرداد, ۱۳۸۴

یکشنبه, مرداد ۹م, ۱۳۸۴

برای اکبر گنجی که شعله جانش ، روشنایی عصر ماست.
و
برای :احمدرضا و رامین و نگین .

نه عادلانه نه زیبا بود
جهان
پیش از آن که ما به صحنه برآییم.
به عدل دست‌نایافته اندیشیدیم
و زیبایی
در وجود آمد.

سه شنبه, مرداد ۴م, ۱۳۸۴

زیر برق آفتاب، وسط کوچه، روی دو زانو نشسته بودم و سعی می‌کردم گربه تپل خاکستری را که زیر ماشین پناه گرفته بود، مجاب کنم که من ترس ندارم و می‌توانیم با هم دوست بشویم. همان موقع رییسم از کنارم رد شد و به روی خودش نیاورد که وسط ساعت اداری است. احتمالا از همان [...]

شنبه, مرداد ۱م, ۱۳۸۴

چه‌قدر مردم را نمی‌شناسم.(۲)
پنجشنبه- ۲ تیر۱۳۸۴
یک روز قبل از دور دوم انتخابات
توی آرایشگاه منتظر نشسته‌ام تا نوبتم برسد. خانمی که دارد ناخنهایش را مانیکور می‌کند، با بلندترین صدای ممکن سخنرانی می‌کند. “الان ده ساله که آمریکا زندگی می کنم. سه ساله که سیتی زن هستم. بچه‌ام سه سالشه. نه این که خیال کنی دیر شوهر [...]

دوشنبه, تیر ۲۷م, ۱۳۸۴

دو سه هفته پیش، دکتر صنعتی، بهترین روانکاوی که همیشه عمرممنونش خواهم بود، رو کرد به یکی از بچه های گروه و گفت : آن قدر که در یک بحث به فکر کوبیدن طرف مقابلت هستی، به فکر مجاب کردن او نیستی، چه برسد به این که بخواهی فکر کنی شاید یک درصد حق با [...]

شنبه, تیر ۲۵م, ۱۳۸۴

این شمع در حال خاموش شدن است. ولی این صدا خاموش نخواهد شد. این صدا، صدای زندگی مسالمت آمیز، تحمل دیگری، عشق به انسانیت، ایثار برای مردم، حقیقت طلبی، آزادی‌خواهی، دموکراسی خواهی، احترام گذاردن به مخالفان، پذیرش سبک‌های مختلف زندگی، تفکیک دولت از جامعه‌ی مدنی، تفکیک سپهر خصوصی از سپهر عمومی، تمایزِ نهاد دین از [...]

چهارشنبه, تیر ۲۲م, ۱۳۸۴

کسی راهی سراغ دارد برای کمک کردن به یک دختر افغانی که متقاضی طلاق است؟
این دختر، دوازده ساله بوده که با همسر افغانی‌اش ازدواج کرده. گویا مطابق یکی از قوانین سنتی افغانستان، اگر خانواده دختر، از دامادشان پول بگیرند، حق مرگ و زندگی و تغییر محل زندگی دختر در دست شوهرش است و خانواده دختر [...]

سه شنبه, تیر ۲۱م, ۱۳۸۴

- چه خبره ؟
- تجمع برای آزادی گنجی.
- گنجی کیه؟
این جمله ها امروز چند بار رد و بدل شده باشن خوبه؟

دوشنبه, تیر ۲۰م, ۱۳۸۴

آدم سعی می‌کند خوش‌بینی‌اش را حفظ کند و به خودش بگوید: برمی‌گردند. بچه‌ها برمی‌گردند خانه. آدم سعی می‌کند یادش نیاید که این قوانین پوسیده وحشتناک چه‌قدر ضد زن هستند، چه‌قدرضد کودک هستند، چه‌قدر ضد بشر و ضد زندگی هستند. ولی چه فایده؟ خوش‌بینی چه دردی از من و ما دوا کرده است، غیر از این [...]

یکشنبه, تیر ۱۹م, ۱۳۸۴

نوشته‌هایی را که از این پس تحت عنوان زیر، اینجا می‌گذارم، برگرفته ازیادداشتهای روزانه من در ماه گذشته هستند. بیش از هر چیز می‌توانند نشان دهنده تلاشهای کم رمق من باشند برای شناخت جامعه ایرانی که متاسفانه تا به حال بی‌ثمر بوده است. گفتم شاید کمکی برای دیگران باشد، مخصوصا آنها که سالهاست [...]

یکشنبه, تیر ۱۹م, ۱۳۸۴

هیچی…هی رو لینک نوشی کلیک می کنم، ببینم خبری شد یا نه.