بایگانی برای موضوع "وبلاگستان چه خبر؟"

گربه سوزی

چهارشنبه, آبان ۲۹م, ۱۳۸۷

بر و بچه‌هایی که گوگل ریدر من را می‌خوانند، می‌دانند که یک مدتی است مریم چند تا لینک برای من فرستاده و من از این لینک نقب زده‌ام به شبکه‌ی وبلاگ نوعروس‌های وبلاگستان که دو دسته‌اند : یا در مرحله‌ی قبل از عروسی هستند و دارند با پشتکار جهاز می‌خرند و عکس جهیزیه‌ی ابتیاع شده [...]

چهارشنبه, اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۸۷

پروژه ی هفت

Don’t think twice, it’s all right

چهارشنبه, اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۷

آدم‌ها خیال می‌کنند دوام نمی‌آورند، جان سالم به در نمی‌برند، نه این بار، نه از این یکی. اما دوام می‌آوریم، همه، هر بار. دوام آوردن کار سختی نیست. فقط باید یاد بگیری که از دلخوشی‌ها و سرخوشی‌های کوچکت، آب‌نبات‌های ترش و شیرین بسازی و تمام روز مزه‌مزه‌شان کنی. باید یاد بگیری با سنگ‌فرش پیاده‌روی ولی‌عصر [...]

سی شکر

پنجشنبه, خرداد ۱۷م, ۱۳۸۶

 یک جایی خوانده بودم که پیش‌نماز یک ده در شب‌های ماه رمضان، برنامه‌ای اجرا می‌کرد به نام “سی شکر”. برنامه به این ترتیب بود که پیش‌نماز هر شب یک دلیل تازه برای شاکر بودن نزد خدا پیدا می‌کرد. مثلا رو به مردم می‌کرد و می‌گفت:”می‌دانید امشب چرا باید خدا را شکر کنید؟ باید شاکر [...]

چهارشنبه, بهمن ۱۱م, ۱۳۸۵

از ایرانی بودنمان فقط سلام و علیکی و سر تکان دادنی بلدیم در راهرو ها و پشت سر هم حرف زدن در سلف !فرق سید ملک خاتون که خانه اش پشت امامزاده حسن است با فلان ایرانی که در منهتن دم خور روشنفکران وودی آلنی ست مثل فرق رب خانگی با رب کارخانه است. ادامه [...]

شنبه, آبان ۱۳م, ۱۳۸۵

بعد از این که مسابقه دویچه‌وله تموم شد و “بهترین وبلاگ” به سلامتی رفت خونه بخت، برای این که حوصله‌مون سر نره و این بحث های شیرین و عمیق! ادامه داشته باشه، می‌تونیم مسابقه”بدترین وبلاگ” برگزار کنیم. من خودم تو بخش “وبلاگ‌هایی که نمی‌دونن درد و مرضشون چیه” کاندید می‌شم و ایشالله رای [...]

درد کدام است؟

سه شنبه, خرداد ۲۳م, ۱۳۸۵

دیروز خیلی حال من بد بود. دلم شور می‌زد. خبر نداشتم که خواهرم رفته برای تجمع یا نرفته. خبر نداشتم که دوستانم حالا در چه وضعیتی هستند. ساعت سه برگشتم خانه، آنلاین شدم. ایمیل خواهرم را که گرفتم، فهمیدم اوضاع بد است. چند باری تلفن زنگ زد. هر بار اشک ریختم. این‌جور موقع‌ها هیچ چیز [...]

پنجشنبه, اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۸۵

ف ی ل ت ر ی ن گ به هر حال تاثیر خودش رو گذاشته. امروز چک کردم دیدم تعداد ویزیتورهای این ماه نسبت به ماه قبل ۴۷ درصد کاهش پیدا کرده. مجبورم باز خواهش و تقاضا و التماس و استدعا کنم که آدرس منو تو لیست هاتون عوض کنید . اینم آدرس جدید: http://sayeh.nevesht.org
تا باز [...]

سه شنبه, اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۵

در حال حاضر اوضاع خر‌توخره. یه کم که همه چی آروم‌تر شد، خودم به کوری چشم زمستون، خورشید‌خانوم رو برش می‌گردونم. فکر می‌کنم خیلی‌هامون وبلاگ نوشتن و خوندن رو مدیون صنم باشیم. یادمون که نرفته، نه؟

دوشنبه, اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۵

دزدی بد است.
کپی رایت خوب است.
وبلاگستان کپی رایت ندارد، پس دزدها در امن و امانند.
توضیح: دزد به من نزده. به وبلاگ قاصدک زده.