بایگانی برای موضوع "نیمه کاره"

پیچ امین الدوله

چهارشنبه, بهمن ۳م, ۱۳۸۶

مصطفی‌خان در یک بعدازظهر تابستانی یا زمستانی عاشق نرگس خانم شد که با چادر گل‌گلی از خم کوچه می‌گذشت. وقتی مادر و خاله‌ی مصطفی‌خان ازخواستگاری نرگس خانم برگشتند، گفتند”شکر خدا، خواستگاری پیچ امین‌الدوله نرفته بودیم که رفتیم” .گویا نرگس‌خانم موقع حرف زدن خیلی قر‌گردن آمده بود.
فک و فامیل ‌گفتند: بله؛ ما هم می‌دانستیم که آن‌قدرها [...]

سه شنبه, مرداد ۳۰م, ۱۳۸۶

عسل، که چهار سالش است، پیراهن سفید پوشیده با گل‌های ریز برجسته‌ی آلبالویی. موهایش را دم‌اسبی کرده و سنجاق‌سر های صورتی را سفت و سخت وسط موهای مشکی‌اش فرو کرده. کفش‌های سفید و صورتی هم دارد که به لباسش می‌آیند. توی رستوران کنار من نشسته. هر دو تا دست‌هایش را جلوی صورتش گرفته و با [...]

به اریکا، با عشق

چهارشنبه, دی ۲۰م, ۱۳۸۵

این شب‌ها زیاد یاد اریکا می‌افتم. یاد اریکا با آن چشمهای آبی درشت و پوست خوش‌رنگ. اریکا ده سال است که اینجا آمده. از بوداپست، همراه شوهر و دخترش. حالا هر دوی آنها رفته‌اند و اریکا تنهاست. روزها در یک فروشگاه کار می‌کند و شب‌ها موزیک می خواند و فرانسه. زیاد کار می‌کند و زیاد [...]