پیچ امین الدوله
چهارشنبه, بهمن ۳م, ۱۳۸۶مصطفیخان در یک بعدازظهر تابستانی یا زمستانی عاشق نرگس خانم شد که با چادر گلگلی از خم کوچه میگذشت. وقتی مادر و خالهی مصطفیخان ازخواستگاری نرگس خانم برگشتند، گفتند”شکر خدا، خواستگاری پیچ امینالدوله نرفته بودیم که رفتیم” .گویا نرگسخانم موقع حرف زدن خیلی قرگردن آمده بود.
فک و فامیل گفتند: بله؛ ما هم میدانستیم که آنقدرها [...]