بایگانی برای موضوع "من و جامعه ایرانی"
چهارشنبه, مهر ۱۷م, ۱۳۸۷
پارسال میرفتم به یک سالن بدنسازی که ایرانی زیاد تویش رفت و آمد داشت. از مربی بگیر تا مراجعه کننده و ورزشکار و …
من آن موقع یک همکار سیاه پوست داشتم که گاهی همراه من میآمد آنجا و چون ورزشکار حرفهای بود، بعضی وقتها به من کمک میکرد که فلان دستگاه را این طور استفاده [...]
درباره من و جامعه ایرانی | ۳۹ نظر »
یکشنبه, اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۷
آموختن جدی در سنت اصیل فرهنگی ما و در دنبالة کنونیاش جز انباشتن هرچه بیشتر ذهـن از معلومات و محفوظات نبوده است. هرکه دائـرة المعارفتر باشـد برای ما داناتر است. در واقع ما همیشه آنقدر فاضل و علامه داشتهایم که اندیشیدن برایمان ناشناخته مانده! در اینصورت، ذهن سختشده از خواندهها و شنیدههای نارس، و پیچوتابخورده [...]
درباره من و جامعه ایرانی | ۴ نظر »
چهارشنبه, اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۷
شاید این اعتراف برای فرنگیها غریب باشد، ولی من تا سن بیست و پنج سالگی هیچ آدم همجنسگرایی را ندیده بودم. نه در دبیرستان، نه در دانشگاه، نه در محل کار، نه بین فک و فامیل و دوست و آشنا. ایران است دیگر، وقتی احمدینژاد میگوید ” ما همجنس گرا نداریم”، منظورش همین بودن و [...]
درباره روان شناسی، خودشناسی، من و جامعه ایرانی | ۴۷ نظر »
چهارشنبه, اسفند ۱۵م, ۱۳۸۶
چیزی که در این گزارش توجه منو جلب کرده، درصد و آمار و … نیست. عنوان سازمان تحقیق کننده است: دفتر امور آسیب دیدگان سازمان بهزیستی .
درباره من و جامعه ایرانی | ۷ نظر »
چهارشنبه, بهمن ۱۰م, ۱۳۸۶
تا حالا ایمیل *هپی سده* نگرفته بودم که اون رو هم گرفتم شکر خدا. تنها غممون این بود که سده به هم تبریک نمیگفتیم که اون هم برطرف شد.
زدم *اسپم* که حال فرستنده جا بیاد. من رسمن اعصاب ندارم.
درباره من و جامعه ایرانی | ۸ نظر »
دوشنبه, دی ۳م, ۱۳۸۶
آدماند. معروفاند. فکر میکنند.
تولید میکنند: مثلاً شعر میگویند، داستان و مقاله مینویسند، فیلم میسازند، در دانشگاه درس میدهند و نمایش میدهند.
تولیداتشان «فکری» است: برای آدم گرسنه یا عریان فایدهای ندارد، «برای فاطی تنبان» نمیشود و برای کسانی که «فکر نان هستند» در مایهی خربزه و آب است……
درباره من و جامعه ایرانی | ۳ نظر »
پنجشنبه, مهر ۱۲م, ۱۳۸۶
هفتهی پیش توی آسانسور برخوردم به لیلا که با لباس ورزش داشت میرفت که بدود یا راه برود یا هروله کند (معادل فارسی جاگینگ- ترجمه از آیدای پیادهرو) . ازش پرسیدم چه خبر و گفت که این چند روز اخیر خیلی بیحوصله و افسرده بوده و کار دانشگاهش به مشکل برخورده و میترسد که بعد [...]
درباره من و جامعه ایرانی | ۳۳ نظر »
یکشنبه, تیر ۱۰م, ۱۳۸۶
یک نفر به خانمهای ایرانی باورانده هایلایت کرم مایل به زرد روی ریشه مشکی موها ترکیب معرکهای است که حتی شانه کردن هم لازم ندارد. این شخص احتمالن همان کسی است که به آقایان ایرانی گفته پشم و پیلی سینه پدیدهی جذابی است، بهخصوص اگر دکمههای بالای پیراهن را باز بگذارید و زنجیر طلا هم [...]
درباره من و جامعه ایرانی | ۷ نظر »
شنبه, تیر ۲م, ۱۳۸۶
آمار و ارقام میگوید: تعداد زوجهای ایرانی که بعد از مهاجرت تصمیم به جدایی میگیرند، خیلی بالاست. عوامل زیادی را موثر میدانند، از استقلال مالی طرفین گرفته تا دستیابی زنها به حقوق برابر. اما یک دلیل خیلی مهم از چشمها پنهان مانده. بعد از مهاجرت زوجها میمانند و سرزمینی که در آن از عمهجان کوچیه [...]
درباره من و جامعه ایرانی | ۲۹ نظر »
دوشنبه, اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۶
تقدیم به گویندگان جملهی طلایی:”آه، خوب کاری میکنند. دخترا هم دیگه شورشو در اوردن. خیلی بد شدن!!!”
تقدیم به رفقای خودم که تازگی از ایران برگشتهاند و گزارش میدهند:”آه. نمیدونی چه وضعی شده. پسرا زیرابرو بر میدارند، مکش مرگ ما شدند. نمیدونن اینجا گیها اونجوری لباس میپوشن!!”
تقدیم به همهی کسانی که به خودشون اجازه میدن به [...]
درباره من و جامعه ایرانی | ۸ نظر »