اگر هیچ چیز ندارید حداقل وجدان داشته باشید
با توجه به این که من هر قدر توضیح می نویسم که منظور اصلی چه بوده، باز کامنت گذارهای عزیز مدعی هستند که منظور من را از خودم بهتر می فهمند، کل مطلب را پاک می کنم.
نیما اصلاحیه ی من را در پایین پستش آورده.
با توجه به این که من هر قدر توضیح می نویسم که منظور اصلی چه بوده، باز کامنت گذارهای عزیز مدعی هستند که منظور من را از خودم بهتر می فهمند، کل مطلب را پاک می کنم.
نیما اصلاحیه ی من را در پایین پستش آورده.
شهریور ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۱:۰۶ ب.ظ
ما که بچه بودیم به کسی می گفتند “آدم هیچی ندار” که به ویژه همین یک قلم “وجدان” را نداشت!
شهریور ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۳:۳۵ ب.ظ
سایه جان. خوب گفتی ولی کمی تند رفتی . من به راستی جزوقر بانییان ان رزیم أدمخور هستم . اما خیلی وقته شعار/ مرگ بر/اعدام باید گردد/ .نمی دهم .-انکه بادمی کارد طوفان درو خواهد کرد-ولی عزیز جان گذشته را همین گذشته ی نزدیک را نمی توانم فراموش کنم.بله من هم گمان نمی کنم در ان سرزمین خونین همه چیز یکباره با یک انقلاب مخملی ی مامانی ویا یک رستاخیز خونبار از نوع خلقی دگرگون شود …وباید از هر تلاشی پشتیبانی کرد با اگاهی کامل تا در دام یک رزیم خونخوار تازه نفس دیگر گرفتار نشد .لب کلام باید از انها عبور کرذ.
شهریور ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۱۲ ق.ظ
آفرین به انصاف شما!
آدم این پست ها رو که می خونه به آینده ای منصفانه تر و عاقلانه تر و به دور از احساسات ویرانگر انقلابی برای ایران امیدوارتر می شه.
شهریور ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۳:۰۵ ق.ظ
موافقم!
شهریور ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۵:۱۴ ق.ظ
من اعضای نزدیک خوانوادم رو از دست دادم.نمی دونم منظورت از “مدعی”چیه.به کروبی رای دادم و ازش حمایت هم کردم.ولی الان که از انتخابات گذشته .الان که از بین اون ۴ نفر نمی خواد انتخاب کنیم نمی دونم چه اسراری داری از “موسوی “مثلا یه قهرمان بسازی.
مدعی چی بودیم؟تنها چیزی که من میخوام اینه که همه بدونن اونایی که رفتن به ناحق رفتن.
اگه تو هم می دیدی سرود ی که پدرت می خوند رو یه نفر که خودش زمان کشته شدن پدرت توسط دولت عضوی از دولت بوده گذاشته رو کلیپ انتخاباتیش وانگار نه انگار چه حالی پیدا می کردی؟اونم وقتی که بعد ۲۱ سال میان خاک پودر شده ی قبر پدرتو می برن.و به مادر بزرگتم اجازه نمی دن بیاد سر قبر پسراش گریه کنه.
شاید شما ها حق دارین.برای اینکه نمی دونین اونایی که رفتن کیا بودن.برای چی رفتن.ولی ما که می دونیم وببخشید که نمی تونیم ساکت بشینیم.
درضمن کلمه ی “مدعی”داره من و دیوونه می کنه.عزیزم می دونی ما هنوزم داریم تهدید می شیم که سکوت کنیم.با یه ۲ ۲ تا ۴ تای ساده می بینی که حرف زدن ما به ضررمونه نه به نفعمون.
شما ها که گاندی و چه گوارا و زاپاتا رو می شناسین.هنوز قهرمانای خاموش کشور خودتونو نمی شناسین.
شهریور ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۵:۱۸ ق.ظ
در ضمن “اگه هیچ چی نداریم وجدان داشته باشیم”؟
زشت و توهین آمیز بود.ما گناهمون چیه؟این که پدرامون و مادرامون قلب بزرگی داشتن؟!
شهریور ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۵ ق.ظ
سمیرا تو به طور کلی منظور منو نفهمیدی و اصولن داری در مقابل یه مطلب دیگه موضع می گیری. من این طرف و اون طرف می خونم که کروبی غلط کرده به تجاوز در زندانها اعتراض کرده و خودش در دهه شصت که بنیاد شهید بوده حق مردم رو می خورده. دارم به مدعیان این حرف می گم که الان زدن این حرف اشتباهه چون به هر حال کروبی داره از موقعیتش استفاده می کنه و به تجاوزها اعتراض می کنه و صداش هم بلنده.
چیزی که در مورد قربانیان کشتار ۶۷ نوشتم هم باز به همین موضوع مربوط می شه. ملت می گن که چرا موسوی یا کروبی یا خاتمی اون موقع اعتراض نکردند به وضعیت زندانها و الان دارن اعتراض می کنند. من می گم همین هم غنیمته. جون صدای اونا به گوش می رسه و مال ما نرسید. جالبش اینجاست که آدمهای طرفدار احمدی نژاد دارن این حرفو می زنند. نه اونایی که تو سال ۶۷ کشته دادن. من به این بچه حزب اللهی های طرفدار ولایت فقیه می گمم مرده خور.
موضوع سرود و موسوی هم به هیچ وجه به این چیزی که اینجا نوشتم مربوط نمی شه. نمی بینم جایی تو این نوشته از موسوی قهرمان ساخته باشم. اصولن هم به نظر من هیچ کدوم اینها قهرمان نیستند.
در ضمن تو منو نمی شناسی و اینو نمی دونی که من کسی رو تو اون سالها از دست دادم یا نه. بنابراین این مرزبندی ماها و شماها رو نمی فهمم و اصولن اینو نمی فهمم که چرا باید این مطلبو به خودت گرفته باشی و این قضاوت عجیب رو بکنی.
شهریور ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۲:۱۹ ب.ظ
well;sorry
guess we are ok now.
هر چند من هنوزم چشمم آب نمی خوره که کروبی و موسوی حق زندگی برای”کافر”های ایران قاءل بشن. ولی خوب یه قدمم یه قدمه دیگه.
شهریور ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۲:۲۲ ب.ظ
well;sorry
guess we are ok now.
هر چند من هنوزم چشمم آب نمی خوره که کروبی و موسوی اصلا حق زندگی برای”کافر”های ایران قاءل بشن. ولی خوب یه قدمم یه قدمه دیگه.
شهریور ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۲:۵۲ ب.ظ
زندان برای کسی اعتبار نمی آورد اقلا عده ای اینگونه فکر می کنند. اصلاح طلب چیان حکومتی قبل از زندان هم این گونه می اندیشیدند که می شود از روی سال های تاریک دهه ۶۰ معلق زد و این مسله تازه نیست . تازه جان فشانی عده ای ست برای موجه جلوه دادن ناراستی که تا ابد بر صورت نو اندیشی دینی می بایست بماند. روشنگری با قبول مسولیت شروع می شود
شاد باشید
شهریور ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۳:۵۷ ب.ظ
migam sitet too iran filter shode dobare bad az 4 saal address jadid bede
شهریور ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۶:۱۴ ب.ظ
من فکر می کردم این ۵ درصد ایرانی که به اینترنت دسترسی دارن لااقل درست فکر می کنن و در این مورد همه چیز رو درست کنار هم میزارن.
بابا جان، چرچیل، روزولت و استالین پسرخاله هم نبودن که کنار هم توی میدون فردوسی نشستن و فالوده خوردن و عکس یادگاری گرفتن! خیر! دشمن مشترکی مثل هیتلر داشتن؛ نشستن کنارهم و مشکل مشترکشون رو با کمک هم حل کردن. بعدشم عیسی به دین خود موسی به دین خود! تازه بعدش جنگ بین روسیه و آمریکا شروع شد (جنگ سرد). این قضیه بارها توی تاریخ تکرار شده.
شما که قرار نیس با کروبی یا موسوی ازدواج کنین که!! اونم دوتا آدمی که از عناصر اصلی انقلاب عزیز هستن.
شهریور ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۱:۰۴ ق.ظ
لطفا این جنایتکار ها را تطهیر نکنید. اگر سن شما به به درک آنچه که بر ما گذشت قد نمیدهد لطفا سکوت کنید. هزاران هزار از مردم ایران فدای بقای حکومت اسلامی شده اند و میشوند.
بسیاری از “قهرمانان” اصلاحات در بوجود آوردن این وضعیت وخفقان سهیمند. من با آنها که الان زیر شکنجه های قرون وسطایی قرار دارند همدردم، این ،اما چیزی از مسولیت ایشان در قبال تاریخ و
مردم ایران کم نمیکند
شهریور ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۴ ب.ظ
سلام
کتی جون باید بگم که خیلی تند و توهین آمیز نوشتی، کاملا با سمیرا موافقم. اگر منظورت این نبود که کسانی رو که عزیزترین افراد خانوادشونو از دست دادن مرده خور بنامی این مطلب از نوشتت بر نمیاد.
ما از شماها انتظار نداریم که مارو درک کنید، چن هیچ وقت نمیتونید این کارو بکنید. کاش مراسم هفت پیشو اومده بودی، من اونجا یک سخنرانی داشتم ولی باز هم از دوستانی که میشناختم هیچ کس آنجا نبود.
افرادی مثل من هم هستند که در کنار مردم هستند. من از حرکت مردم در حمایت از موسوی حمایت میکنم. ولی شما اصلاحطلبان هم کشتار ۶۷ رو کاملا فراموش کردید.
هیچ کس حتی یک تسلیت به مناسبت کشتار اون سال حداقل به من نگفت. در صورتی که شرمند که اینقدر رک میگم هممون به این افراد مدیون هستیم.
مواظب باش تو نوشتت چی میگی، اگر خیلی تند بری خیلی هارو آزرده میکنی، هر چند من دیگه به این حرف و حدیث ها عادت کردم و قبول کردم که پدرم برای هیچ و پوچ رفت.
سولماز
شهریور ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۴:۲۵ ب.ظ
You don’t need to be angry,why don’t you admit that you made a mistake? we all make mistakes The readers have the right to get angry too. I just asked you to be more careful,I don’t think that’s bad a thing. I didn’t expect this reaction from you…
شهریور ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۷:۴۹ ب.ظ
من هیچی نمیگم، فقط خودتون این جمله از کامنت خانم سولماز رو بخونید و قضاوت کنید : افرادی مثل من هم هستند که در کنار مردم هستند
شهریور ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۰۰ ب.ظ
I don’t know what you mean khanoome Ladan? Mishe lotfan bishtar tozih bedid?
شهریور ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۱:۳۴ ق.ظ
سایه عزیز
به نظرم لازم نبود مطلب را حذف کنی. توضیح تو از نظر من که قانع کننده بود. گاهی زبان به خوبی نیت را منتقل نمیکند چیز عجیبی نیست. ممنون که توضیح دادی و سو تفاهم را برطرف کردی.
شهریور ۲۳م, ۱۳۸۸ at ۳:۳۱ ب.ظ
sayeh jan ghahri dige neminevisi
شهریور ۲۴م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۸ ق.ظ
سلام، منم میخواستم بپرسم چرا دیگه نمینویسی؟دلیلی نداره به خاطره اختلاف نظرها اصلا دیگه ننویسی!این درست که واقعا متقاعد کردن همه سخته، و سخت تر از آن اینکه به هر زبونی منظورتو بگی، باز یک سری متوجه نشن،اما هر کسی نظر خودشو داره و همه هم باید به افکار هم احترام بگذارن.فقط ۱ سوال دارم، این نوشتهٔ تو چه ربطی داره به کسانی که خانوادشون از دست دادن؟فکر کنم باید تیترو عوض کنی و بگذاری ” نظر گذران عزیزی که خانواده هاتونو از دست دادین کمی وجدان داشته باشین”.
شهریور ۳۱م, ۱۳۸۸ at ۸:۱۶ ق.ظ
ما که ندیدیم این پست چی بوده، حرف و حدیثش رو خوندیم فقط.
حالا باز هم بنویسی کلا بد نیست ها
شهریور ۳۱م, ۱۳۸۸ at ۴:۲۴ ب.ظ
این الان وبلاگ جدیده. درسته؟