گارسیا مارکز در مصاحبه ای خود را “یک سیاستمدار اضطراری” خوانده و اضافه می کند “اگر من اهل آمریکای لاتین نبودم هرگز سرو کاری هم با سیاست نداشتم. اما چطور ممکن است وقتی پای مشکلاتی که با جان آدمی سر و کار دارند ، یا مسائلی چون بهداشت و تحصیل و غیره در میان است یک ادیب خود را مثلا درگیر مبحثی چون فرجام روح کند و از پرداختن به چنین مباحثی لذت ببرد؟ ……….

نظر بدهید