پاره پاره از ضربههای مرد سفاک
نوشتهی پایین رو بهمن نوشته. من اینجا گذاشتمش به خاطر ربطش به نوشته ی خودم قبل از انتخابات {+}. میخواهم و میخواستم نتیجه بگیرم که ما همه باهم هستیم.
حال این روزهای خیلیها، تحت تأثیر خبرهایی است که از اوین و کهریزک و جاهای دیگری که نمیدانیم، میرسد (و نمیرسد). جنازههایی که این روزها تحویل خانوادهها میشوند و ظاهراً بیشترشان جای زخم و شکستگی و در یک کلام شکنجه دارند.
این روزها مدام این تکه از سرودی که این روزها، عدهای که ظاهراً ناشناس هستند ساخته و خواندهاندش، روی زبانم میآید. فکر میکنم محمد و محسن و سهراب و ندا و امیر و کیانوش و رامین و اشکان و خیلیهای دیگر که الان پیش ما نیستند، قاعدتاً تا آخرین لحظه اینها را میخواندهاند:
نه خارم، نه خاشاک
زن و مرد بیباک
تنم پاره پاره شد از ضربههای مرد سفاک
این سرود روی آهنگ «سر اومد زمستون» خوانده شده و نیمی از متن سرودش هم همان متن «سر اومد زمستون» است. این از آن سرودهایی است که کاملاً حال و هوای سرودهای ۵۷ را دارد که در زیرزمینی ضبط شده بودند. با سادهترین سازها و با صدای دستهجمعی یک عده جوان. اسم سرودشان را هم گذاشتهاند خاشاک.
توی فیلمی که از رفتن موسوی و رهنورد به خانه سهراب اعرابی روی یوتیوب بود، چیزی که توجه همهمان را بیشتر از همه جلب کرد «سر اومد زمستون» ای بود که همه با هم میخواندند و یکی از دوستان نزدیکم که آنجا بوده تعریف میکرد که وقتی موسوی توی خانه بوده هم چند بار سرود را دستهجمعی خواندهاند و موسوی هم همراهی کرده.
من قبلاً اینجا یادداشتی نوشتم و از ستاد موسوی شدیداً گلایه کردم که چرا از این سرود که مال فداییهاست برای تبلیغات موسوی استفاده کردهاند. اما الان فکر میکنم اشتباه کردم. فکر میکنم موسوی از قصد میخواست رفتنش به خانه سهراب اعرابی رسانهای شود. چون مشخص شده بود که خانواده سهراب با هیچ معیاری جزو طرفداراهای همیشگی جمهوری اسلامی نیستند. عمه و عموهایش از مخالفان و حتی فراریهایند و یکی از بستگان نزدیکش از اعدامیهای دهه شصت. من فکر میکنم موسوی عمد داشت که نشان دهد واقعاً میخواهد نماینده همه باشد…{ادامه ی مطلب}
مرداد ۶م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۰۸ ب.ظ
ashke ma ra daravardi ke dokhtar.
شهریور ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۴:۱۰ ق.ظ
ای ول ای ول است ای ول تیم ما یل است ای ول