البته که رای می‌دهم

۱- من به یک دلیل ساده رای می‌دهم:
دیروز صبح  زود به وقت فرانسه و نیمه شب به وقت اینجا از مادربزرگم خداحافظی کردم. چمدانم را دنبال خودم کشیدم و از پله‌ها رفتم پایین. رویم را برگرداندم که اشکهایم را نبیند. دلم نخواست که تصویر اشکی من در خاطره‌اش بماند. توی راه فرودگاه از خودم می‌پرسیدم که کی دوباره می‌بینم‌اش؟
توی این دو سالی که ندیدم‌اش، خمیده شده. به سختی راه میرود و بعد از پنج دقیقه باید بنشیند و خستگی بگیرد. زانو درد شدیدی دارد. کی دوباره می بینم‌اش؟
مادربزرگم یکی از عزیزترین موجودات زندگی من است. همه‌ی این سال‌ها من را که نوه‌ی اول‌اش هستم بی قید و شرط دوست داشته است. باید به اندازه‌ی من آدم دیده باشید تا بدانید دوست داشتن بی قید و شرط یعنی چه.
کی دوباره می بینم‌اش؟ چند تا فرانسوی‌ یا کانادایی این سوال را از خودشان می‌پرسند؟  کم ، کمتر از من و توی مهاجر که سال‌های سال بی امید و بی قصد بازگشت دور از وطن زندگی می‌کنیم چون انتخاب دیگری نداریم.
من به یک دلیل ساده رای می‌دهم، که شاید روزگاری برسد که ایرانی‌هایی مثل من از سر نداشتن چاره مجبور نباشند رویشان را از مادربزرگشان برگردانند و چمدانشان را بکشند روی زمین.
سه دوره‌ی مداوم ریاست جمهوری رای داده‌ام. پس فردا هم که  رای بدهم می‌شود شانزده سال که در انتخابات ریاست جمهوری ایران شرکت کرده‌ام. لازم باشد و روی زمین باشم  تا چهل سال دیگر هم رای می‌دهم که آن روز برسد و عنصر امید که از زندگی‌ همه‌ی ما‌ ناپدید شده، یک روز برگردد.

۲- برای این که ثبت شود و برای این که تبلیغ کنم!
دو باری که به خاتمی رای دادم و یک باری که به معین رای دادم، به خاطر خود آنها رای دادم. هرگز هم پشیمان نبودم و نیستم. با تئوری انتخاب بین بد و بدتر خودم را آزار نداده‌ام. می‌دانم که رییس جمهور، رییس جمهور آن ملت و آن شرایط و آن فرهنگ است و با خواسته‌های من نوعی زمین تا آسمان تفاوت داشته و دارد. اصلن برای همین است که من این‌ور دنیا هستم.
این بار هم می‌روم اتاوا که به موسوی رای بدهم به خاطر خودش، نه پشیمانی در کار خواهد بود نه انتظار ویژه‌ای. همان کارنامه‌ی مثبت دوره‌ی نخست‌وزیری‌اش و همین دروغ نبودن و عملی به نظر رسیدن برنامه‌ی حال حاضرش ، برای رای دادن من کافی است. یاد گرفته‌ام که باید صبر کرد و قهر نکرد و خشمگین نبود تا برای اصلاحات و تغییر جا باز شود. همین.

۱۶ نظر درباره “البته که رای می‌دهم” داده شده است.

  1. خرس قطبی گفت :

    من از قبل از اینکه بیام کانادا وبلاگ شما رو میخوندم و دنبال میکنم؛ امیدوارم همیشه شاد باشید.

    اگر مردم آنقدر زود (هر چند انتقاداتی هم به خاتمی وارد هست؛ اما ۸سال برای اصلاح آن وضعیت واقعا کم بود) خسته نمیشدند و دست نمیکشیدند شاید الان بین خوب و خوبتر میخواستیم انتخاب کنیم؛ واقعا این چهار سال پسرفت عجیبی داشتیم؛ امیدوارم دیگه از این اشتباهات نکنیم.

    من هم روز جمعه به موسوی رای میدم به امید فردایی بهتر.

  2. فروغ گفت :

    :*

  3. حقوقدان پاریسی گفت :

    “می‌دانم که رییس جمهور، رییس جمهور آن ملت و آن شرایط و آن فرهنگ است و با خواسته‌های من نوعی زمین تا آسمان تفاوت داشته و دارد. اصلن برای همین است که من این‌ور دنیا هستم.”
    Daghighan.

  4. علی‌رضا گفت :

    براوو!

  5. شیراز گفت :

    … لاجرم بردل نشیند!
    حوصله ندارم که تمام حرفای اونائی که رای نمی دن رو اینجا بیارم.
    ولی خدائیش با دیدن این کلیپ با ایده کم نظیرش، خصوصا با دیدن عکس چندتائی از دوستانم، اشک تو چشام جم شد… چقدر جوون!! یعنی میشه یه روزی…

    http://www.youtube.com/watch?v=7XqhjkDkyQM

    حداقلش اینه که من باید خانوم رو ببرم یه جائی که رای گیری می کنن! سرسخته که رای بده!
    برای من چه باشکوه بود لحظات رای دادن، ولی از زمان رای دادن به معین دیگه شده مثل آب در هاون کوبیدن.

  6. نیما گفت :

    دوست گرامی
    شما اینبار هم از روی ظاهر رای می دهید.
    چه کسی کمپین ۱ میلیون امضا را تایید و امضا کرده است؟
    چه کسی حقوق اقلیتها را به صورت برنامه ریزی شده مداوم و عملی پیگیری می کند
    چه کسی شفاف عمل می کند
    چه کسی مردم را به تعقل در انتخاب فرا می خواند
    یادمان باشد
    سال ۵۷ بختیار نه بیان شاخصی داشت و نه ظاهر زیبایی
    امروز می بینیم در آن زمان او یکی از طن پرست ترین و مفیدترینها بوده است
    ولی انروز کسانی که سوار موج شدند، شفاف نبودند، اطرافیانشان مخفی بودند آمدند و ما را به این روز انداختند
    وضعیت امروز ما اینست
    یک فرد که باید برود
    یک فرد که ظاهری خوب دارد اما هیچ حرف مشخص و شفافی نمی زند
    یک تیم که ۴ سال عمل کرده اند و امروز هم همان حرف را می زنند

    انتخاب با شما
    پاینده ایران

  7. تغییر سرنوشت انتخابات گفت :

    وقت زیادی نمانده. اگر به تغییر سرنوشت کشورتان علاقه مندید و دلتان می­خواهد به اندازه خودتان در این تغییر سهم داشته باشید ، معطل نکنید. این پایین لینکی گذاشته ایم که حاوی ۲۰ تراکت ( همان اطلاعیه) تبلیغاتی است.
    تراکت ها به صورت فایل ورد و پی.دی.اف هست و فقط باید از آنها پرینت بگیرید.همه را بخوانید و آنهایی را که به نظرتان تاثیرگذارترند برای تکثیر انتخاب کنید. لیست فایلها را هم همراه یک توضیح
    کوچک اینجا گذاشته ایم این پایین.
    این هم لینک دانلود مستقیم همه ی تراکت ها با هم.
    http://sarneveshtema.fileave.com/attachments.zip
    هر کاری می کنید، زود باشید!
    - پرینت بگیرید و کپی کنید و به دوستان و آشنایان بدهید!
    http://www.facebook.com/topic.php?id=85066858611&topic=9535
    حامیان میرحسین موسوی

  8. سعید گفت :

    آفرین ..هیچ ملتی کشورش را یک شبه نساخت . ما هم میسازیمش ولی آهسته و همگام با سرعت جامعه داخل ایران .

  9. البته که رای می‌دهم | کاغذ دیواری: لینکهای داغ گفت :

    [...] Read the rest here:  البته که رای می‌دهم [...]

  10. rodmehr گفت :

    dastet dorost faghat yaadet basheh naazere mousavi ro unjja ghabl az ray daadan peydda koni. in ha ro ke mishnasi vaaseye enhesaar e ghodrat che karha ke nemikonand.

  11. koorosh گفت :

    دوست عزیز

    من می‌خواستم یک نکته را یادآور بشم. من نمیدونم شما چند سالتونه ولی‌ اگر جوان باشین شاید تصویر خیلی‌ روشنی از دوران نخست وزیری این کاندیدا ناداشته باشین.

    ایشون متاسفانه نه تنها کارنامهٔ قابل قبولی بلکه سیاهی داشتن .

    ری دادن امروز یعنی‌ تأیید ۳۰،۰۰۰ اعدام سال پایانی جنگ در زندنهای ایران.

    موفق باشین

  12. sara گفت :

    :(

  13. سارا گفت :

    کاش همه به اندازه شما میفهمیدند

  14. اردشیر گفت :

    از میان بردن احمدی نژاد قدم اول بود.
    قدم بعدی باید رسیدن به انتخابات آزاد باشد.
    الآن باید از شوقی که بوجود آمده استفاده کرده
    واین موضوع را مورد بحث در وبلاگ ها قرار داد
    که این نه به احمدی نژاد در واقع به طرفدار بی
    چون وچرای او بود. در همین زمینه متن جالبی
    را دیدم  iran1388.wordpress.com) که شاید بتوان دنبال کرد

    اردشیر

  15. امید گفت :

    ایتس کول

  16. مسافر کوچولو گفت :

    الان که این رو مینویسم بعد از انتخاباته و ما همه اینجا از آماری که داره اعلام میشه شوکه ایم … بهتره بگم همه سرخورده ایم … هیچ کس هیچکس حتی طرفدارهای پرزیدنت هم فکر نمیکردن دروغ به این بزرگی قراره به مردم تحویل داده بشه ….

    دوباره رفته بودیم ثابت کنیم میتوانیم … ثابت کردند میتوانند ، نه؟ ما هیچی بودیم ؟ این همه حرف و رای و فریاد ؟ …

نظر بدهید