داشتم یک نوشتهی منطقی استاندارد اینجا مینوشتم. یک دفعه زدم پاکش کردم. دیدم حال ندارم. حال هیچ نوشتهی با سر و تهی را ندارم.
دلم تنگ است. دلم برای یک آدمی ، یک جایی، یک زمانی که نمیدانم کی است، تنگ است.
گیجم…کسانی را دوست داشتهام..یادم نمیآید کی بودند و کی بود و چرا…
نگرانم….همینطور..بیخودی…انگار یکی چنگ انداخته توی دل و رودهام …
….
فروردین ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۵ ب.ظ
سلام
چرا همه آدمها یه وقتی هویجوری این شکلی می شن؟
فروردین ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۱:۳۵ ب.ظ
sayejan man alan 3 roze injoriam kesi ham halam ro aslan nemifahmeeeeeeee
فروردین ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۳:۰۲ ب.ظ
آرمین راست میگه. همه یه زمانهایی این احساسهارو دارند. البته آدمهای سالم کمتر.