قضیهی نسبیت آدمخوارهای ماداگاسکار
هم دانشگاهی سابق را بلاک کردم. توی آن مربع کوچک کلیک کردم و زدم “فیلتر”، به رسم جیمیل. دیگر ایمیلهایش به دستم نمیرسد.
چند ماه پیش یک ایمیلاش را جواب دادم و نوشتم: ” جناب، همکلاس سابق، شما که آقای خوشتیپ ورزشکاری هستید که شبها از ذوق اسکی خوابتان نمیبرد و موزیک زیاد گوش میدهید و مینوازید و توی پروفایلتان فیلمهای روشنفکری ردیف کردهاید، برای من جوک جنسیتی نفرستید. برای من ایمیل با عناوین “رانندگی زنها”، “حسادت زنها به منشی شوهر”، “وقتی زنها خرید میکنند”، “بدبختی مردان متاهل”، “فرق مغز زنها بامردها”…نفرستید. جواب گرفتم”هه هه..نمیدانستم فمینیستی”. چند روز بعدش داشتم موضوع را برای نگار تعریف میکردم. با درماندگی گفتم”چه طور حالیاش کنم که ربطی به فمینیست بودن ندارد، که اصلن جریان ژست فمینیستی نیست، که عشوهی”وای، شما مردها چه چیزایی میگید” نیست، چه طور حالیاش کنم که با بیمزهگیاش، به شعور من توهین میکند؟
نگار سرش را از روی ظرف سالادش بلند کرد و گفت”هیچ جور، مثل این است که بروی، سند و مدرک ببری، و بخواهی به یک قبیلهی ماداگاسکاری ثابت کنی که آدمخواری بد است. قبول نمیکنند، شاید هم خودت را بخورند که حالیات بشود.”
امروز که برای آخرین بار خواهش کردم که جوک نفرست، و جواب گرفتم که “هه هه هه، یادم نبود فمینیستی”، خیلی خوشحال بودم که اینترنت فدرت بلاک کردن و به سطل آشغال فرستادن مجازی را از ما دریغ نمیکند. حالا همهی ایمیلهای آدمخوار مستقیم میروند توی سطل آشغال و بندهی خدا، فرستنده، یک امانتی نسبتن مهم هم پیش من دارد که نمیدانم چهطور پساش خواهد خواست.
بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۱:۲۵ ق.ظ
عزیزم فمینیست هم شده یه نیشخندی که آدم ةای ریزه میزه هی با ژست روشنفکرها به ما تحویل بدهند
ولی خب
سطل زباله نثارشان
بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۳:۵۳ ق.ظ
دارم فکر میکنم بعضی آدمها رو کاش میشد تو همین فضای غیر مجازی هم بلاک کرد، کمی تروریستس به نظر میاد ولی واقعاًها، گاهی انگار لازمه تروریست بودن!!!!
بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۳:۵۷ ق.ظ
be nazaram bayad be adamkhar migofti ke dari be khater e inkaresh filteresh mikoni, in tor ham halesh ja mioomad ham yek rahi vase gereftan e amanatesh peyda mikard
بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۵:۳۵ ق.ظ
حالا رانندگی بکنندکه چه بشود؟ توی این تهران باهزارقوزبالای قوز این گنده ترین قوزیه که مردم می بینند .رانندگی کنندکه ترافیک بهتربشه؟ اعصاب مردم بهتربشه؟آلودگی هواکمتربشه؟سوبسید لیتری ۲۵۰۰تومانی دولت برای بنزین کمتربشه؟فرهنگ مردم بهتربشه؟استهلاک خودروهاکه ازپول نفت خریداری میشه کمتربشه؟ فشارشدید عصبی واسترس آنها که باعث سرطان سینه میشه کمتربشه؟
یا برای هزارجورعقده فروخورده دوا بشه؟ برای شوهرهاوپدرهاشون فرهنگ و کلاس بشه؟
کم هستن ننه قمرهایی که برای خرید یک کرم صورت یه ماشین چهارهزارسی سی بالای صدمیلیونی را از این سر شهر به اونور می برن؟
اگه این علیامخدرات رانندگی نکنند کشورهاپیشرفت نمی کنن؟
آیا راه دیگر وکم هزینه تری برای تسکین جنس ضعیف پیدامیشه؟
—————————————————————————————
سایه: این پست هیچ جور ربطی به رانندگی زنها نداره. جنس ضعیف هم خودتی.
با احترام.
بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۷:۰۹ ق.ظ
دقیقا همون کاری رو کردی که من چند وقت پیش با یکی از آشناهام کردم. یکی دو سال پیش این رو بلاک کرده بودم از دست همین جوک ها و شررو ور فرستادن هاش. چند هفته پیش دیدم هی سعی می کنه توی مسنجر برام پیغام بفرسته تا اینکه اجازه دادم پیغامش رو ببینم. بهش گفتم برای چی بلاکش کرده بودم. بطور واضح و روشن. هی گفتم سند تو آل نکن هر کوفتی که می خوای بفرستی. به چند روز نکشید که دوباره دیدم با روال سابق داره دری وری می فرسته. این دفعه دیگه راه برگشتی نیست.
خوب کاری کردی. بعضی ها رو باید با اردنگ فرستاد قاطی باقالی ها!
بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۷:۱۵ ق.ظ
به جای خواهش کردن، عکس طرف را می خواستی!
بعد عکس را می فرستادی برای من تا جنازه اش را در آنِ واحد تحویلت دهم.
بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۸:۴۵ ق.ظ
mage feminist budan ham gest dare! ke khodet neveshti geste feministi nist!!
avval khodet dovvom kasi!
——————————————————————————
سایه : نه. نداره. من از ایشون نقل قول کردم و از اونهایی که می گن ژست فمینیستی نگیر.
بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۳۱ ق.ظ
خوب کردی. آدم بیشتر لجش می گیره که چقدر این افراد ادعای روشنفکری و احساس با حالی دارند!
بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۶:۲۰ ب.ظ
برای من بدتر از این پیش آمده. بارها. اون هم اینکه طرف هایی که از این اراجیف میفرستادند و بعد پوزخند و فمینیست گویان مسخره میکردند، خانم بودند در اکثر موارد.
اینجور وقتها خواستم سرهمه شان را بکوبم به دیوار، سر خودم را همینطور
اسفند ۱م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۱۸ ق.ظ
in postet kheili maahe. keyf kardam
اسفند ۱م, ۱۳۸۷ at ۱:۴۰ ق.ظ
به نظر من شعور تو با این ایمیلها بالا و پائین نمیره و در همین راستا متاسفانه شعور فرستنده هم با فرستادن بالا نمیره، یک ذره حساسیت نشون دادی در ضمن اون هم شاید هیچ وقت نفهمه فیلتر شده. من هم دقیقا یک همکلاسی دانشگاه دارم که اتفاقا میشناسیش، تا دلت بخواد ایمیل میفرسته در باب بد بودن مردها و از این جور مشتقات جنسی. یک کم که نگاه کردم دیدم تا تاریخ بوده همیشه در سطح بسیار عمومی این لطیفهها و گزکها وجود داشته و البته در همه جای دنیا. ما هم چون استعداد عجیبی در به گند کشیدن هر چیزی داریم، طبیعتا اونها رو به ایمیل تبدیل میکنیم و میفرستیم برای همه، یک جور خود ارضا کردن شخصیتی هست البته و احساس میکنیم خیلی با بقیه فرق میکنیم. این اصطلاح فمینیسم هم که شده نقل و نبات. بابا ما همه خیلی مشکل داریم، حالا فرهنگی و غیر فرهنگی، کلی تمرین لازمه تا درست بشه.
اسفند ۱م, ۱۳۸۷ at ۵:۲۳ ق.ظ
برا ادمهای زبون نفهم این تنبیه ها لازمه!
اسفند ۱م, ۱۳۸۷ at ۶:۱۵ ق.ظ
من به شعور شما ادای احترام می کنم .
اسفند ۱م, ۱۳۸۷ at ۶:۱۴ ب.ظ
حالا چی شد ماداگاسکار رو انتخاب کردی؟ بدبختا تقریبا اصلا آدم خور ندارند. تا یک قرن پیش فکر میکردن سفیدا آدم خور هستند ،ها ها!
اسفند ۱م, ۱۳۸۷ at ۶:۴۰ ب.ظ
بهترین کارو کردی و یادم انداختی حضور بعضی ها اصلا در زندگی لازم نیست و به اغصاب خوردیش نمی ارزد
اسفند ۳م, ۱۳۸۷ at ۶:۲۱ ق.ظ
کمی تا قسمتی ایول !
اسفند ۴م, ۱۳۸۷ at ۱:۳۸ ب.ظ
هه هه هه، یادم نبود فمینیستی!!!
mano block nakoni dokhtar, man yade chize dige oftadam .
khodet ye zare fekr kon bebin man be kojaye in jomle khandiidam
khabar bede
pooyan
اسفند ۴م, ۱۳۸۷ at ۲:۳۰ ب.ظ
من همچنان عاشق نوشته get some skills هستم از وقتی خوندمش، هر روز جملات پاراگراف اولش می آد تو ذهنم. چقدر قشنگ نوشتی.
اسفند ۵م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۰۶ ق.ظ
قبیله زولو ها بهتر برای آدم خواری چون میگن یه بار از دست رییس جمهورشون!؟ عصبانی میشن میگرن میخورنش. هوووم برای ایرانم بد نیست ها منتهی کی حاضر بود این الف و نون گوشت تلخ رو بخوره جای فکره!
از شوخی گذشته من زیاد رو این جور آدما حساسیت ندارم بعضی ها مغز فندقی هستن و کاریش نمی شه کرد. توقعتو از این آدما بیار پایین هر ایمیلی میاد فکر کن یه شامپانزه تو باغ وحش ورداشته تاپ کرده رندوم و این نتیجه شه. البته گفتنش آسونه ها من خودم ترجیح میدم پوست سر طرف رو قلفتی بکنم تا ایگنورش کنم.
اسفند ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۷:۱۴ ق.ظ
من بیشتر سعی میکنم با “آدم های از خودراضی” کمتر معاشرت داشته باشم. اصلا حیف وقت …
اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۵:۱۷ ب.ظ
راست ِ حسینیش، من رانندگیم خیلی زاقارته، ناراحتم نمیشم کسی بگه که چس بلد نیستی نیم کلاج بگیری یا دنده عقب بری. از این لجم میگیره که میندازنش گردن ِ زن بودنم.
حسود هم هستم، که احساس ِ زنانه غیرت ِ مردهاست کما بیش. یر به یر
حالا، باری، جوک و طنزهای جنسی ِ توهین آمیز زیاده. با بلاک کردن ِ کسی، جوکها محو نمیشن. یعنی من قبول کردم که برای ترکها، لرها، رانندگی ِ زنها، بلوندها، اصفهانی ها، … جوک هست. این خاصیت ِ طنزه، گاهی هم توهین آمیز میشه، یا احساسات زنانه را جریحه دار میکنه. در یه دنیای ِ ایده آل، همه این انواع طنز بد و زشت و غیر عادلانه است. به شعور ِ همه ترکها و زناها هم توهینه.
ولی، همینه. دنیا جای گه بازاریه