شما بالاخره چتونه ملت؟
فکر کنم بعضی ملل مسلمان همسایه در کف کارهای ما مانده اند. یعنی حداقل این موضوع در مورد پاکستانیها صدق میکند.
- یک : راننده تاکسی پاکستانی چند شب پیش از من پرسید: “شما ایرانیها از کی کانادایی میشوید؟” اول خیال کردم منظورش سیتیزن شدن و از این حرفهاست. توضیح داد که “نه. منظورم این است که از کی حجابتان را برمیدارید و مشروب میخورید و دوستپسر دارید و…”جواب دادم : “حجاب از توی هواپیما، بقیهاش از همان ایران…” بعد یک کمی برایش توضیح دادم که اسلام اجبار است برای یک عده و دوست ندارند و..که نفهمید. گفت “برای زنهای پاکستانی ده سال طول میکشد که راضی شوند حجابشان را بردارند، اگر بردارند”. وقتی داشتم پیاده میشدم پرسید : “از روز قیامت نمیترسید؟”
- دو : همکار پاکستانیام میآید سر میز و خبر میدهد که دیشب رفته است کلاب ایرانی. میپرسم که چه خبر بوده. میگوید “هیچ، هیچ دختری تنها نبود. بعضیها با پدرشان آمده بودند یا حتی با فامیلهاشان، خیلیها هم با دوستپسر یا شوهر که مواظبشان بود” بعد میگوید:”شنیدهام اگر با دختر ایرانی دوست بشوی، سر شش ماه خانوادهاش یا خودش یقهات را میگیرند که ازدواج کن”. میگویم “مگر پاکستانیها غیر از این هستند؟” میگوید ” پاکستانیها که اندازهی شما مدرن نیستند. اصلن دخترهایشان از اول کلاب نمیروند که پدرشان بخواهد همراهیشان کند یا خودشان به رقصندهها به چشم شوهر آینده نگاه کنند.”…جواب نمیدهم. کلاب ایرانی نرفتهام. بلد هم نیستم که بحث سنت و مدرنیته بکنم. فقط میدانم که کار از یک جایی خراب است….
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۷ at ۱:۲۳ ق.ظ
اونجا که گفته دخترهایشان اصلا کلاب نمی روند تا … را خیلی خوب گفته. لب مطلب همون جا است. درد این ملت درد شترمرغ بودنه
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۴۱ ب.ظ
البته حجاب رو هم باید میگفتین از ایران. کی در جمع خصوصی حجاب داره؟! اگه در ایران حجاب هست از لحاظ قانونیه و به اجباره.
بهمن ۱۹م, ۱۳۸۷ at ۷:۴۹ ق.ظ
همانا ای مومنان…کلاب رفتن با فک و فامیل…بهتر از نرفتن است…
شترمرغ هم از شتر یا مرغ زورکی بهتر…
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷ at ۳:۱۰ ب.ظ
salam
manam ba inke 2 sale injam hanooz natoonestam hejabo bardaram nemitoonam khodamo razi konam ama az tarse rooze giamato ina nist ama vase ma ke 25- 6 sal injoori zendegi kardim sakhte
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷ at ۳:۱۴ ب.ظ
یعنی از پاکستانی ها هم خرابتر والا .
بهمن ۲۱م, ۱۳۸۷ at ۱:۲۲ ق.ظ
همکار من یک خانم جوان متاهل است. صبح که میآید بدون سلام به هیچکس به پارتیشن خودش میرود تا مگر در روز با کسی رودر رو شود و سلام کند! به شدت دنبال قضیه مهاجرت است؛ کانادا یا استرالیا فرق نمیکند. تحصیلکرده و باسواد است؛ نمونههای دیگری هم داشتیم که رفتند. قبول دارم که در فضای اداری ایران نمیتوان راحت بود. خصوصا اگر زن باشی. ولی نمیدانم که این افراد چگونه در جامعه ای که صبحها در محل کار با صمیمیت و گاهی با صدای بلند به هم سلام میکنند و صمیمیترها ۲ عدد بوس هم اضافه میکنند، چگونه میخواهند راحت زندگی کنند؟!! هضم شوند، مهمانی همکاران اداری یا همکلاسی بروند یا در مهمانی باربکیو مدیرشان شرکت کنند و خلاصه “زندگی” کنند؟
با کمال احترام به فرشته و همه دوستان خودم که در آنجا حجاب ایرانی دارند، میخواهم بدانم خداوکیلی وضعیت زنان آنجا با آن لباس اداریشان بهتر است یا زنان خودمان با پوششان به این صورت که ما میبینیم؟! و هکذا دیگر رفتارهای اجتماعی…
بهمن ۲۲م, ۱۳۸۷ at ۳:۴۷ ق.ظ
mordeshoor harchi hejabe bebare.
بهمن ۲۲م, ۱۳۸۷ at ۲:۳۹ ب.ظ
اگه میدونستیم چمونه که حالا دیگه چیزیمون نبود.
بهمن ۲۲م, ۱۳۸۷ at ۹:۴۴ ب.ظ
salam
be shiraz
adam ke inja (usa)bashe age khareji abshe hichvaght nemitoone tooye systeme inja hazm beshe bahejabo bihejab farghi nemikone mohem ine ke inja khareji hasti doroste ke ina adamaye baadabi hastan va aslan be rooye kasi nemiaran ama man be khatere shoghlam (ravanpezeshk)
ba adamaye ziadi inja sarokar daram va mibinam ke inja ham kheili az masaeli ke tooye zana dar iran hast inja ham hast hala be ye nahve dige
بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۵:۲۲ ق.ظ
چرا خراب؟ خب ما اینجوریم. این هم یه مدله دیگه….حتما باید مثل پاکستانیها یا کاناداییها بود تا درست باشه؟…
بهمن ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۵:۴۴ ب.ظ
عده ای گم شدند
عده ای هم بی جا پیدا شدند همین
بهمن ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۶:۱۳ ق.ظ
اصلا این پاکستانیها خودشونو با ما چکار دارن؟بابا بچسبن به زندگیشون دیگه ما هم بالاخره یک گلی به سرمون میگیریم
بهمن ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۱۸ ق.ظ
کاش این راننده یه سر میمود ایران تا رویش شاخ رو در سرش ببینه!
بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۵۷ ق.ظ
به این جماعت یه دسته دیگه رو هم اضافه کن یارو عرق میخوره ولی شب عاشورا تاسوآ (دیکته اش درسته؟) که میخوره بعدش دچار استرس روحی میشه! فکر کنم سردار بزرگ ایرانی دایی جان ناپلئون بزرگ که میگه این قاسم با خودشم رودروایستی داره حالا شما به جای قاسم بزار ملت شریف ایران!
اسفند ۵م, ۱۳۸۷ at ۹:۰۲ ب.ظ
رانندهه بدونه چقدر نشستن پیرامون حرفا و نظریاتش حرف زدن از خوشحالی سکته میکنه . همینطور بقیه ملت پاکستان
. منظور از ایرانی ها اگه دختر خانم های ساکن تهران و بالاتر از میدون ولیعصر باشه شامل همه این گفته ها میشه اما خیلی جاها هستند که خارج از قوانین یا بخاطر سنتی بودنشون یا بخاطر مذهبی بودن و یا حتی ترس از روز قیامت با حجاب هستند و مشروب نمی خورند و دوست پسر ندارن این گروه فکر میکنم کمتر باعث تعجب بشن توی قشر مذهبی . اصلا این همکار پاکستانی واسه چی رفته بوده کلاب ایرانی ها ؟ مگه خودشون کلاب ندارن ؟!