مانده‌ام که چه‌طوری بعضی از آدم‌ها ظرفیت تنفرشان این‌قدر بالاست. یعنی چه‌طور این حجم از کینه را در خودشان نگه می‌دارند؟ نمی‌ترکند؟
می‌شود یک کسی را به خاطر نوشته‌هایش/ رفتارش/ روش زندگی‌اش دوست نداشت. می‌شود وقتی کسی را نمی‌پسندی، نبینی‌اش دیگر. به خودت بگویی به این دلیل و به آن دلیل فلانی را دوست ندارم. کافی است خودت را قانع کنی و فلانی از فکرت و از روزگارت و از زندگی‌ات برود بیرون و تمام. ساده است، مخصوصن وقتی که فلانی در حق تو، شخص تو، بدی نکرده باشد.
این‌که بنشینی و از حجم دوست نداشتن‌ات برای همه‌ی دنیا بگویی و بگویی و بگویی، کشنده است، دیوانه کننده است.

من آدم‌‌هایی را می‌شناسم که از کسی که یکی دوبار دیده‌اند و یا اصلن ندیده‌اند و فقط نوشته‌هایش را خوانده‌اند در حد مرگ متنفرند. چه‌طور چنین چیزی در روان کسی اتفاق می‌افتد؟ چه فعل و انفعالاتی در مغز آدم‌ها این درجه از تنفر را تولید می‌کند؟
بعد چه‌طور با این تنفر روزها و شب‌ها زندگی می‌کنند و هی تلخ‌تر و تلخ‌تر می‌شوند و تلخی از معده‌شان می‌زند بالا و می‌آید می نشیند روی صورتشان و بین ابروهایشان و مدل حرف زدن‌شان و مدل نوشتن‌شان و سبک زندگی‌شان؟
اصلن می‌شود سبک زندگی آدمی‌زاد خلاصه شده باشد در کینه؟
حیف زندگی‌تان نیست؟

۵ نظر درباره “” داده شده است.

  1. فروغ گفت :

    نمی ترکند؟؟؟؟ :) )))))))

  2. roozmare negar گفت :

    jomleye akhar kheili khub bud, heyfe zengediyatan nist? man hamishe ino dar morede kasaii fekr mikonam ke az sobh ke paa mishan bad akhlaghan o ba tondi o talkhi kaar mikonan, tafrih mikonan, zendegi mikonan, az sobh ta shab!

  3. قاصدک* گفت :

    به خواهش نویسنده حذف شد.

  4. Aida گفت :

    قاصدک عزیز
    تلخ بودن با متنفر بودن فرق دارد. تلخی مال رنجیست که می بریم و درونیست ولی تنفر آن عاملیست که طناب دار را بر گردن دیگری می اندازد. همین کلمه ” هپی گرل ” که نوشتی نشان می دهد چیزی آمیخته از ” آمریکای شمالی ” ٬ ” زن ” و ” خنده مستانه ” اذیتت می کند. این همانجاست که ما خشم را رد نمی کنیم. دلگیری که از دیگران داریم. این دردی نیست که شیر گاز را باز می کند.

    منظور کتی درد در معنای کلی نبود که نه فقط غزاله ها بلکه شاید خیلی از ” هپی گرل ” ها هم دارند. حتا خیلی از آدمهایی که عکسهای سرخوششان فیس بوک و اورکات را برداشته است. درد ماناست ولی برای نفرت باید رسانا بود. باید رد شود. فکر می کنم کتی هم به نفرت اشاره داشت نه به درد.

  5. konj گفت :

    سلام عزیزم..من از طریق لینک دوستم به اینجا رسیدم..از این پستت خیلی خوشم اومد..از همه شون اما این پستت مصداق یه دوست سابق منه که ازم متنفر شده و این تنفر رو ماهی یه بار تو پست ولاگش اعلام سراسری می کنه..من اصلا بهش اهمیت نمی دادم و نمی خوندم اما ایندفعه یکی از دوستان مشترک لینکش رو فرستاد و راستش خیلی غمگین شدم..می تونم این پستت رو به نام خودت تو وبلاگم بذارم؟ به نظرم اگه اینو بخونه به خودش بیاد..شاید نمی دونه تنفر باهاش چه کرده
    ممنونم..منتظرم

نظر بدهید