یک عدد جانیدپ زخمی
دو سه شب پیش خواب میدیدم که از یک جایی توی آپارتمانم صدای ناله میآید و من با نگرانی و ترس دنبال منبع صدا میگردم. خواب را برای یک دوست خونسرد تعریف کردم. پرسید که از کدام هنرپیشهی هالیوود خوشم میآید. گفتم جانی دپ. گفت از امشب فکر کن که صدا مال جانیدپ است که توی کمد خانهی تو قایم شده، اینجوری ماجرا به جای این که ترسناک باشد، هیجانانگیز میشود.
دیشب خواب دیدم که در کمدم را باز کردم و روبرو شدم با جانیدپ که زخمی و باندپیچی شده آنتو دارد ناله میکند. بندهخدا دلیل نالههایش هم به خاطر زخم ها بود.
خلاصه بدانید و آگاه باشید که از دیشب تا حالا مسیولیت یک عدد جانیدپ زخمی هم افتاده گردن ما.
پس نوشت: حالا نگویید که این چهقدر از خوابهایش مینویسد. زیاد میخوابم… زیاد خواب میبینم. چند وقتی است که پایهی واقعیت و بیداری نیستم!
مهر ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۰۶ ق.ظ
یک نسخه ای از این دست نیز برای ما تجویز کن.
مهر ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۰۳ ب.ظ
این بخش پنهان جنابعالی است که به شکل جانی دپ خودش را ظاهر کرده و میگوید من زخمی هستم و فکری به حال من بکن. کمد هم رمز ناآگاه و درون است.
مهر ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۱۷ ب.ظ
خیلی ماهی سایه جان و با این علاقهمندیت به جانی دپ که دیگه ماهتر.
مهر ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۲:۵۵ ب.ظ
احتمالا تو خواب هم کارخانه شکلات سازی هم می بردت!!
مهر ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۱:۳۲ ق.ظ
از خواب که بلند شدم اولین چیزی که به ذهنم اومد دختر همسایه ۲۰ سال پیشمون بود و ارتباطتش به پستی که نوشتی !
چسبید، مرسی
مهر ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۳:۲۷ ق.ظ
این روزها داری سخت میگیری به خودت؟تفریح و شادیت کم شده؟یا بر عکس هدفت رو گم کردی؟کاری هست که باید انجام شه و پشت گوش افتاده،یه کار مهم؟…خوابت به نظرم خواب حسابیه که شاید بد نباشه یه ذره بهش فکر کنی
مهر ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۵:۰۵ ق.ظ
عیب نداره… آدم خوبیه، جبران می کنه.
مهر ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۸:۴۸ ق.ظ
سایه جان، کمدت جا نداره برا یه زخمیه دیگه ؟
مهر ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۴۱ ق.ظ
چطور تا به حال اینجا رو ندیده بودمو نمی دونم.ولی خوب دوستش دارم.