خب من فکر می کنم دو دسته آدم هستن که نوشتن در وبلاگ ها فایده ای به حالشون نداره، یکی آدم های پر از مشکل و سختی از قشر آسیب پذیر که اصولا به اینترنت هم دسترسی ندارن، یه عده هم آدم هایی که از اینترنت برای خاله بازی استفاده می کنن و کلا همه فعالیت هاشون روی اینترنت مشنگی هست (فکر نکنم لازم به توضیح بیشتر باشه.)

…………………………
نوشته های من روز به روز کوتاه تر می‌شوند. حوصله ندارم.  بعد از پستی که در مورد همجنس گرایی نوشتم، خاله بازی اینترنتی جوری توی ذوقم زد که نوشتن در مورد موضوعات غیرشخصی سخت تر و سخت تر شد…

صنم جان این توضیح را به تو بدهکار بودم بابت این که چرا من به دعوت تو برای لایحه‌ی خانواده نتوانستم جواب بدهم.

۳ نظر درباره “” داده شده است.

  1. خورشید گفت :

    ای دختر جان تو هیچ چی بدهکار نیستی. هدف این بود که یه بحثی راه بیفته که افتاد. حست رو کاملا می فهمم وقتی می گی حوصله نداری در مورد موضوعات غیر شخصی بنویسی به خاطر جو خاله بازی. نگاه کن پست های خود من فاصله هاشون از هم چقدر زیاده. این یه مورد رو هم دیگه دیدم خیلی واقعا مهمه و خیلی دنیای وبلاگ ها بی سر و صداست که نوشتم. نوشته ام بیشتر در جواب کسایی بود که پوزخندی زدن به اینکه من گفتم در موردش بنویسیم و این کار رو مشنگی دونستن و خب با توجه به اینکه خودشون شب و روز مشغول مشنگی هستن تعجب کردم که چرا مشنگی اونها اشکالی نداره اما مشنگی ما ایراد داره!‌

  2. mahmopudreza گفت :

    be nazar ke khube . chera narahatz khob

  3. mahmopudreza گفت :

    okh okh, too in peigham zadan manzoora eshtebah mishe, 100 darsad motmaenam keh eshtebah manzooramo goftam. . badan dorostesh mikona,
    hafteie dige kabab ?

نظر بدهید