پراکنده از همین چند متر دور و بر…

۱- ویکتور گیر داده که “پرابلم آو اگ اند چیکن” رو به فارسی چه جوری تلفظ می‌کنند. می‌گه می‌خوام به همسایه‌ی ایرونیم بگم. بهش می‌گم تو نمی‌تونی تلفظش کنی. می‌گه چرا. می‌تونم. من همه چی رو می‌تونم تلفظ کنم. می‌گم برو بهش بگو قضیه‌ی مرغ و تخم‌مرغ. از همون ق اول شروع می‌کنه به من من کردن. می‌گم خوب بگو حکایت مرغ و تخم‌مرغ ، به مرغ که می‌رسه جا می‌زنه.
بعد از نیم‌ساعت سر و کله زدن بالاخره قرار شد بره بگه حکایت چیکن و تخمش.

۲- سه تا همکار مسلمون دارم که تو مهمونی‌های شرکت مشروب نمی‌خورن، به گوشت خوک هم لب نمی‌زنن، ولی دوست‌دختر دارن. احتمالن این مورد آخر قابل چشم‌پوشی نبوده.

۳- یک سالی که تو این کمپانی کار کردم به این نتیجه رسیدم که با مهاجرهای اروپایی- خاورمیانه‌ای و با لاتین‌ها می‌شه راحت‌تر ارتباط برقرار کرد. همیشه می‌شه راجع به فوتبال و رقص و سیاست و غذا و عشق و حال و… صد ساعت باهاشون پرچونگی کرد. حوصله‌ی اون همکارایی رو ندارم که راجع به هاکی،رژیم غذایی، سرطان و یا مدیریت مالی حرف می‌زنن. به آدم استرس مریضی و بی‌پولی می دن.

۸ نظر درباره “پراکنده از همین چند متر دور و بر…” داده شده است.

  1. لوبیا گفت :

    عزیزم من هم گوشت خوک و مشروب نمی خورم. خودم رو مسلمون هم نمی دونم. کلاً یعنی پیرو هیچ مذهبی نمی دونم. کلاً با خود جناب پروردگار هم مشکلات بنیادین دارم. از سگ هم بدم میاد. حالم بد می شه سگ لیسم بزنه. مشکل دیدگاه تو رو هم با خیلی ازاطرافیام دارم. همون دیدگاه دسته بندی کننده زورگو که دایم می خواد تو رو قضاوت کنه و تو یک دسته ای جا بده.

  2. لوبیا گفت :

    در ضمن شما آمریکایی/کانادایی ندیدین که مشروب نخوره؟ یا گوشت نخوره؟

  3. آشپزباشی گفت :

    یک séverine هم بود که هی من رو مسخره میکرد سر تلفظ u !میگفت تو بیشتر میگی ou تا u. من هم سربسرش میگذاشتم و میگفتم خوب تو هم نمیتونی کلمات فارسی رو درست تلفظ کنی. البته از رو نمیرفت و حداکثر سعیاش رو میکرد که کم نیاره. از “نون” شروع کرد، بعد “قهوه”، بعد “کره”، “عسل”، حتی “امشاسپندان” ! اما به “قورباغه” که رسید …. (یه قورباغه کوچولو همیشه به موبایلش آویزون بود). هرکاری میکرد نمیتونست این “ق” رو با “ر” هماهنگ کنه و من کلی میخندیدم و میگفتم ها ها …. شماها که R رو “ق” تلفظ میکنید باید فکر اینجاش رو هم میکردید.
    هی سعی کرد، هی سعی کرد و نتونست تا بالاخره یه راه حل پیدا کرد! به قورباغه می گفت:
    “غوت بَـقه” !! *

    * route barrée (جاده مسدود است!)

  4. سایه گفت :

    لوبیای عزیزِ ، من که انتقادی ازشون نکردم. زورگویی هم در کار نیست. اون پایین هم گفتم که این سه تا خاورمیانه ای رفقای خوب من هستند. منتها مدام می گن ما مشروب نمی خوریم چون مسلمونیم. مسلمون جدی که نماز می خونه و روزه می گیره و… … وقتی اعلام می کنی که از اسلام به طور جدی پیروی می کنی با دوست دختر زندگی کردن یه کم عجیبه. چون روابط با نامحرم حرومه. من منظورم این تناقض بود که لابد همه مون یه جاهایی داریم. من هم گوشت خوک نمی خورم. چون دوست ندارم. ولی هیچ وقت ربطش نمی دم به اسلام. همین.
    در ضمن شما می دونی که لحنت زیاد جالب نیست؟

  5. roozmare negar گفت :

    in harfe gh kheili masale saaze. almani haa be R ham migan GH va fekr mikonan maa 2 jur R darim (mesle 2 jur T ke darim) ke be yekish migim R va be yeki GH !!! man ham mikhastam nemuneye ghurbaghe ro begam ke Ashpazbashi jaan gofte :D
    In morede motenaagheze mosalmaniye seft o sakht + doost dokhtare almani ro ham kheili didam!

  6. Me, myself & I گفت :

    من هاکی خیلی دوست دارم! یکی از بحث های مورد علاقه ام در شرکته! خیلی هیجان انگیزه…

  7. مهتاب مفخم گفت :

    داشتی میومدی بایرام رو ندیدی ؟ :-)

  8. maryam گفت :

    taze kojasho didi saye jaan. man inja mosalmoon didam ke namaz mikhune rooze migire, mashroob mikhore, ama gooshte khook nemikhore! man fekr konam ina har kodoom tebghe salighashun raftar mikonan va ziad kari be din nadaran. albate man ham taajob mikonam, ama say mikonam borooz nadam va albate ghezavat ham nakonam.

نظر بدهید