بی‌بی جان

مامان همیشه می‌گفت مادربزرگش که صدایش می‌کردند «بی‌بی‌جان»، همین که روضه خوان می‌آمد بالای منبر و می‌گفت«بسم الله…» با صدای بلند شروع می‌کرد به گریه کردن. پیرو بی‌بی‌جان بقیه‌ی زن‌های جمع هم می‌زدند زیر گریه و خلاصه هیچ‌کسی به روضه گوش نمی‌داد، به قول معروف دل به روضه نمی‌دادند. از قرار همه‌جا رسم روضه همین بوده. هر چند وقت یک‌بار ملت دور هم جمع می‌شدند و گریه‌ای می‌کردند و به قول خودشان جگرشان را جلا می‌دادند!!!
من مدام می‌شنوم که قدیمی‌ها افسردگی نمی‌دانستند چیست و این مد جدید است. جدای آن‌که قدیمی‌ها گرفتارتر و لابد خسته‌تر از آن بوده‌اند که وقت دپ زدن داشته باشند، این مدل گریه کردن توی مجالس و جلوی ضریح و… هم بدون شک موثر بوده و یک جور روان‌درمانی سنتی محسوب می‌شده.
همه‌ی این‌ها چرا به فکرم رسیده؟ تازه‌گی متوجه شدم که توانایی گریه کردن را از دست داده‌ام. از بس که به خودم گفته‌ام باید محکم باشم و وا ندهم، بغض و اشک رفته پی کارش!! به قول آیدا حتی تمرکز هم می‌کنیم برای گریه کردن و باز اشکمان در نمی‌آید. گاهی حسرت بی‌بی‌جان را می‌خورم که بی‌تمرکز بغضش می‌ترکید !

۷ نظر درباره “بی‌بی جان” داده شده است.

  1. نازخاتون گفت :

    سلام سایه جانم. دلتنگ نوشته هات بودم. خیلی وقت بود نخوانده بودمت…

  2. Daisy گفت :

    I don’t need a “rozeh” to start crying. One emotional movie moment and I’m done. for example, when I watched “Juno” the other day I had a very good cry.

  3. افرا و پاییز گفت :

    منم بس که به خودم گفتم محکم باش و گریه نکن، کم گریه می کنم. بزرگتر ها می گن این یعنی بزرگ شدن! اما راستش برای چیزهای بیخودی میزنم زیر گریه و چه گریه ایی مثلا برای کارتون پوکوهانتس!! اما روضه و این حرفها عمرا اشکم را دربیاره!
    یعنی میگی روانپزشک لازم دارم!!!؟

  4. فرزین گفت :

    گمونم از عوارض فیمینیسم وطنی باشه. لطفن به خودت نگیر

  5. علیرضا گفت :

    شاید صرفاً وضعت گریه دار نیست….،والّا
    اما در مورد قدیمیا بهت اطمینان می دم عموماً از هم دوره های ما داغون تر بودن به مراتب و افسردگی یه قلم از مشکلاتشون بوده،منتها اولاَ وبلاگ نداشتن ثانیاَ وقتی می گفتن جیگرمون جلا اومد هیشکی نبوده بگه خودتی.

  6. تینا گفت :

    عوضش تا دلت بخواد، من گریه می کنم!!!

  7. FM گفت :

    وای منم همین جوری شدم
    فک کنم اگه الان دستمم جلوم قطع کنن گریم نگیره
    هیچ کیم دو س ندارم

نظر بدهید