شاید این ما هستیم که مدت‌هاست استعداد شاد بودن را از دست داده‌ایم؛ انگار به قول ولتر پایه‌ی خلق جهان، کمدی بوده لیکن ما مخاطبانی بوده‌ایم که همیشه از خندیدن هراس داشته‌ایم. همین بکت را ببینیم کمدی‌اش که دلقک‌بازی و ورایته است و تراژذی‌اش هم که توصیف موقعیت انسان مدرن ِِدر خود مانده. اما هنرش در این است که عین زندگی است؛ شادی و غم‌اش در هم است و سوا کردنی نیست.

شکوه تراژیک و کمیکِ زوج بودن
جواد رهبر
از اینجا

پی نوشت: فعلن حرفی از خودم ندارم بزنم. درگیری‌های ذهنی‌ام کمی تا قسمتی بالاست.مجبورم از پست‌ها و نوشته‌های بقیه کمک بگیرم.

پی نوشت۲: یک دلیلش شاید این باشد که این روزها کارم کم‌تر است، و زیادتر فکر می‌کنم و زیادتر حرف می زنم و زیادتر خشمگین می‌شوم و زودتر پشیمان.
از وقت‌هایی که گیر می‌دهم به جزپیات و بعد جزییات پدرم را در می‌آورند، متنفرم.

۳ نظر درباره “” داده شده است.

  1. b گفت :

    http://www.youtube.com/watch?v=bdenhE8Tbik

  2. نازلی گفت :

    دیر گاهیست که یادمان رفته است……….

  3. bahar گفت :

    kati man azin neveshtat keili khosham umad, bas ke jadidan gijam ye moddat yadam rafte bud weblog bekhunam, khoda ro shokr ke man khodamo tu khiabun gom nemikonam va shaba miresam khune.,

نظر بدهید