<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>Comments on: Run Joe&#8230;.Run!</title>
	<atom:link href="http://sayeh.nevesht.org/archives/772/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/772</link>
	<description></description>
	<pubDate>Thu, 21 Aug 2008 00:09:21 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.5.1</generator>
		<item>
		<title>By: Memo</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/772#comment-31010</link>
		<dc:creator>Memo</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/772#comment-31010</guid>
		<description>اجازه هست؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اجازه هست؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: venouse</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/772#comment-24943</link>
		<dc:creator>venouse</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/772#comment-24943</guid>
		<description>سکوت زبان عشق است و من مبهوت همه هیاهوی و جنجالهای نهفته در سکوتم و
تو امروز از واژه سخن گفتی که من همیشه از به زبان راندن تردید داشته ام چه
‚انسانهایی وجود دارند که سکوت را نوعی اضمحلال و انفعال می دانند ولی چه کنم
که سکوت تنها کوچه باغ آرام پستوی وجود پر آشوب من است که هیچ شریکی ندارد
وتنهایی فقط در سکوت معنی میدهد و چیزهائی در آن یافت می شود که بقول شما 
کلمات را یارای گفتن نیست پس همان به که هیچ نگویند ‚سمفونی سکوت چه زیبا
عشق و معشوق را در هم حل کرده و هیچ میکند تا از هیچ به هستی برسد ‚مثل
سکوت عنقا در برابر آتشی که او را خاکستر میکند‚مثل چاهی که علی در آن سکوت
گریه میکرد و مثل منی که با قهقهه سکوت به هیاهوی زمان می اندیشم و از تو چه
پنهان که هر بار نامه ای از تو بدستم میرسد ساعتی قامت به نماز سکوت می بندم
و متحیر از عظمت خدا که چگونه مرا با روح و فکری مثل خودم وحتی بالاتر از آن
آشنا کرده و هر چه که از دل من خطور میکند زیباتر آن از قلم او می طراود !!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سکوت زبان عشق است و من مبهوت همه هیاهوی و جنجالهای نهفته در سکوتم و<br />
تو امروز از واژه سخن گفتی که من همیشه از به زبان راندن تردید داشته ام چه<br />
‚انسانهایی وجود دارند که سکوت را نوعی اضمحلال و انفعال می دانند ولی چه کنم<br />
که سکوت تنها کوچه باغ آرام پستوی وجود پر آشوب من است که هیچ شریکی ندارد<br />
وتنهایی فقط در سکوت معنی میدهد و چیزهائی در آن یافت می شود که بقول شما<br />
کلمات را یارای گفتن نیست پس همان به که هیچ نگویند ‚سمفونی سکوت چه زیبا<br />
عشق و معشوق را در هم حل کرده و هیچ میکند تا از هیچ به هستی برسد ‚مثل<br />
سکوت عنقا در برابر آتشی که او را خاکستر میکند‚مثل چاهی که علی در آن سکوت<br />
گریه میکرد و مثل منی که با قهقهه سکوت به هیاهوی زمان می اندیشم و از تو چه<br />
پنهان که هر بار نامه ای از تو بدستم میرسد ساعتی قامت به نماز سکوت می بندم<br />
و متحیر از عظمت خدا که چگونه مرا با روح و فکری مثل خودم وحتی بالاتر از آن<br />
آشنا کرده و هر چه که از دل من خطور میکند زیباتر آن از قلم او می طراود !!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: ونوس</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/772#comment-24942</link>
		<dc:creator>ونوس</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/772#comment-24942</guid>
		<description>سکوت زبان عشق است و من مبهوت همه هیاهوی و جنجالهای نهفته در سکوتم و
تو امروز از واژه سخن گفتی که من همیشه از به زبان راندن تردید داشته ام چه
‚انسانهایی وجود دارند که سکوت را نوعی اضمحلال و انفعال می دانند ولی چه کنم
که سکوت تنها کوچه باغ آرام پستوی وجود پر آشوب من است که هیچ شریکی ندارد
وتنهایی فقط در سکوت معنی میدهد و چیزهائی در آن یافت می شود که بقول شما 
کلمات را یارای گفتن نیست پس همان به که هیچ نگویند ‚سمفونی سکوت چه زیبا
عشق و معشوق را در هم حل کرده و هیچ میکند تا از هیچ به هستی برسد ‚مثل
سکوت عنقا در برابر آتشی که او را خاکستر میکند‚مثل چاهی که علی در آن سکوت
گریه میکرد و مثل منی که با قهقهه سکوت به هیاهوی زمان می اندیشم و از تو چه
پنهان که هر بار نامه ای از تو بدستم میرسد ساعتی قامت به نماز سکوت می بندم
و متحیر از عظمت خدا که چگونه مرا با روح و فکری مثل خودم وحتی بالاتر از آن
آشنا کرده و هر چه که از دل من خطور میکند زیباتر آن از قلم او می طراود !!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سکوت زبان عشق است و من مبهوت همه هیاهوی و جنجالهای نهفته در سکوتم و<br />
تو امروز از واژه سخن گفتی که من همیشه از به زبان راندن تردید داشته ام چه<br />
‚انسانهایی وجود دارند که سکوت را نوعی اضمحلال و انفعال می دانند ولی چه کنم<br />
که سکوت تنها کوچه باغ آرام پستوی وجود پر آشوب من است که هیچ شریکی ندارد<br />
وتنهایی فقط در سکوت معنی میدهد و چیزهائی در آن یافت می شود که بقول شما<br />
کلمات را یارای گفتن نیست پس همان به که هیچ نگویند ‚سمفونی سکوت چه زیبا<br />
عشق و معشوق را در هم حل کرده و هیچ میکند تا از هیچ به هستی برسد ‚مثل<br />
سکوت عنقا در برابر آتشی که او را خاکستر میکند‚مثل چاهی که علی در آن سکوت<br />
گریه میکرد و مثل منی که با قهقهه سکوت به هیاهوی زمان می اندیشم و از تو چه<br />
پنهان که هر بار نامه ای از تو بدستم میرسد ساعتی قامت به نماز سکوت می بندم<br />
و متحیر از عظمت خدا که چگونه مرا با روح و فکری مثل خودم وحتی بالاتر از آن<br />
آشنا کرده و هر چه که از دل من خطور میکند زیباتر آن از قلم او می طراود !!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: رعنا</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/772#comment-23790</link>
		<dc:creator>رعنا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/772#comment-23790</guid>
		<description>وای کتی
یعنی این دوره من افسرده ام باید برم دکتر می گذره؟ خیلی طول کشید؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>وای کتی<br />
یعنی این دوره من افسرده ام باید برم دکتر می گذره؟ خیلی طول کشید؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: سپهر</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/772#comment-23739</link>
		<dc:creator>سپهر</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/772#comment-23739</guid>
		<description>زن گربه ای یه جنه !!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>زن گربه ای یه جنه !!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: BaHaar</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/772#comment-23738</link>
		<dc:creator>BaHaar</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/772#comment-23738</guid>
		<description>خوب نیاز به دفتر  و کتاب نیست همینطوری روی هوا  هم میشه براش تعبیر پیدا کرد اگه  بخواهی 
مثلا اینکه تو  به قهرمانهای خیالی فکر میکنی یا میخواهی یک قهرمان خیالی  به خونه ات سری بزنه D:</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خوب نیاز به دفتر  و کتاب نیست همینطوری روی هوا  هم میشه براش تعبیر پیدا کرد اگه  بخواهی<br />
مثلا اینکه تو  به قهرمانهای خیالی فکر میکنی یا میخواهی یک قهرمان خیالی  به خونه ات سری بزنه D:</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
