کشف بزرگ من در حال حاضر این است که در شهرهایی که زمستان درست حسابی دارند، آدمیزاد باید در بهار و تابستان تا جان در بدن دارد، بیرون از خانه باشد و حتی رستوران و کلاب هم که میرود، بالکن دار و پشتبام دارش را انتخاب کند. در عوض زمستان که شد، باید فعالیتهای زیر سقفی کرد و کتاب خواند و فیلم دید و خانهزندگی را مرتب کرد و آخر هفتهها هم چپید داخل مکانهای سقفدار.
معاشرت البته در هر دو فصل توصیه میشود. اینطوری تعادل فرهنگی- تفریحی برقرار میشود و افسردگی هم هیچجوری جرات حمله پیدا نمیکند.
البته میدانم که مدل زندگی برای دانشجوها یا بچهدارها فرق میکند. جان مادرتان فحش ندهید. عید است، من هم سه ساعت است اینجا منتظر یک آدم بدقول نشستهام و چارهای جز سر هم کردن اراجیف ندارم. پینگ هم نمیشویم و آزادی بیان داریم!!!
پی نوشت- بعد از گذراندن شب یلدا کنار درخت کریسمس :
شخصن خیلی خوشحالم که هم شب یلدا را جشن میگیریم، هم کریسمس. هم سال نوی میلادی، هم سال نوی ایرانی. از وقتی شمار جشنها در زندگیام زیاد شده و عزاداریها دودر شدهاند، لجم میگیرد که دو سال و نیم پیش ساکن دیاری بودهام که به زور عزاداری را میچپاندند داخل زندگی روزمرهی مردم!!!!
دی ۲م, ۱۳۸۶ at ۹:۱۶ ق.ظ
آخ گفتی… من اینجا هر دلیل کوچیکی برای جشن باشه، اولین نفر قبل از خودشون آماده به خدمت ایستادم و وسایلش رو فراهم کردم…تازه یکی دو روز هم جشن رو بیشتر طولش می دم!!!
پریشب داشتم خودکشون می کردم که می خوام از این ستاره و یا شمع و یا … چراغ دارها پشت پنجره وصل کنم که این یکی رو مهربان همسر هیچ جوری زیر بارش نرفت ( شکلک غصه دار) البته دلیلش منطقی بود…اما من به خاطر نورش باز هم حاضر بودم وصل کنم!!
اصلاً اینها شمع های سر قبرشون هم اینقدر خوشگله که من اولی که اومده بودم اینجا، نزدیک بود چند تا برای تو خونه بگیرم!!!
دی ۲م, ۱۳۸۶ at ۱:۲۲ ب.ظ
برای همینه که تابستون ها بهترین فصل ها هستند!
دی ۲م, ۱۳۸۶ at ۲:۱۳ ب.ظ
Sayeh Jan: Happy Yalda. Happy Winter. Merry Christmas. Happy New Yar. Happy End of the Project. Happy Celebrating Inside In The Winter. Happy Celebrating Outside In The Summer. Happy Having A Christmas Tree. Happy Being Alive.
There are numerous reasons to celebrate life, and realizing the importance of “occasions” as a milestone, something to hope for, a date by which to accomplish something, and a date after which we might do something, is a very good place to start that celebration. When my children were growing up, when we ran out of formal celebration occasions, Iranian, American, and Moslem, we would celebrate made-up occasions, like 15 Shahrivar: Buying Stationery for the New School Year Day, or 25 Esfand: Going to Tajrish to Buy Haft Sin Day; or taking a boring day and turning it into: Riding Metro Into Bazaar Day.
I hope you celebrate the most important occasion there is this season: Your life. Happy Winter, Merry Christmas, and Happy New Year Sayeh Jan.
دی ۲م, ۱۳۸۶ at ۳:۳۴ ب.ظ
حالا یه خورده محترمانه تر هم می تونستی به ما یادآوری کنی که کجا داریم زندگی می کنیم