Seriously

بعضی وقت‌ها هم دلم می‌خواد بی‌بی باشم. !!!

۸ نظر درباره “Seriously” داده شده است.

  1. manouchehr گفت :

    مرسی سایه جان با این ادرسی که دادی. ولی ،بدون و آگاه باش همه ی ما خیلی وقتا دلمون می خواهد بی بی باشیم ، مردو زنم نداره

  2. ف. نامی گفت :

    با سلام.
    وب سایت رسمی فرزاد نامی و فرهاد نامی منتظر قدم مبارکتان است.
    http://www.fnami.org
    در ضمن اگر مایل به تبادل لینک بودید حتما اطلاع دهید.
    ف. نامی

  3. QIL گفت :

    مامیا برای آموختن نزد استادی رفت. استاد از او پرسید صدای یک دست چیست. مامیا به فکر ِ شدید فرو رفت. استاد گفت: “به شدت کافی فکر نمی کنی. آن قدر دلبسته غذا، ثروت، اشیا، و صدای یک دست هستی که بهتر است بمیری. این مسئله را حل می کند.”
    بار بعد مامیا نزد استاد رفت. استاد باز صدای یک دست را از او خواست. مامیا مثل مردگان روی زمین افتاد.
    استاد: “درست و حسابی مرده ای. ولی تکلیف آن صدا چه شد؟”
    مامیا : “آن یکی را هنوز نمی دانم.”
    استاد: ” مرده ها حرف نمی زنند. بزن به چاک.”

    Zen Flesh, Zen Bones
    Paul Reps

  4. دیو گفت :

    اون قسمت از خستگی خوابیدن بی بی رو خیلی هستم….آره درسته…مردو زنم نداره

  5. Zizi گفت :

    Salaaaaam, be nzare mirese QC hasti? na? dashtam bien matalebet migashtam, ghashang minevisi, :)

  6. Zizi گفت :

    Pas Toronto hasti? baghie blogeto daram mikhonam injoori kashf shod:D

  7. sh.kh گفت :

    Joma ast mikhonam v mikhoram, mikhoram v mikhoram, barmigardonam az bas ke khordam v baz mikhoram v ….

  8. sahar گفت :

    akh akh man az oun waferaye mozi va porteghali mikham

نظر بدهید