روی صندلی دندانپزشکی نشسته بودم و دکتر مته به دست به جان دندانم افتاده بود.گفته بود که از داروی بیحسی استفاده نمیکند و اگر ناگهان احساس درد یا ناراحتی کردم، دست چپم را بلند کنم. با دهان باز به تلویزیون روبرویم نگاه میکردم که ناگهان تصویر تمام قد رییسجمهور گرامیمان روی صفحه ظاهر شد؛ دست چپم را به سرعت بلند کردم. دکتر کارش را متوقف کرد و پرسید:”درد داری؟”. گفتم :”نه، یک تقاضا دارم، لطفا کانال تلویزیون را عوض کنید”. دکتر خندید و کانال را عوض کرد.
برای من اصلا موضوع خندهداری در کار نبود، راستش ناگهان به این فکر افتاده بودم که اگر در این لحظه بمیرم، با درد دندان و دهان باز و چشمهای گشادی که رییسجمهور خوشقد و بالا را خیره نگاه میکنند، در واقع به بدترین وجه ممکن زجرکش شدهام.
مهر ۴م, ۱۳۸۶ at ۲:۳۳ ق.ظ
من حرفاشو دیروز تو نت نخوندم چون با خودم گفتم احتمالا از اعصاب خورد شب کایبوس میبینم!
مهر ۴م, ۱۳۸۶ at ۳:۱۶ ق.ظ
من هیچ وقت نمی تونم بدون بی حسی دندونمو پر کنم. حتی اون دستگاه مسخره هست که فوت میکنه، اونهم دردم می آره…..
مهر ۴م, ۱۳۸۶ at ۳:۳۳ ق.ظ
انتقال عالی حس
مهر ۴م, ۱۳۸۶ at ۱:۴۰ ب.ظ
تو فوق العاده ای
مهر ۸م, ۱۳۸۶ at ۳:۱۸ ب.ظ
Salam Sayeh Jan. What a funny post! I refused to watch him altogether.
مهر ۹م, ۱۳۸۶ at ۷:۳۶ ب.ظ
من از اسفند ۸۴ رفتم از دندونام عکس گرفتم چون دندن عقلام اون موقع فشار می اورد به دندونای جلوییم باید می کشیدم,چون دکر گفت جراحی لازم داره هنوزم نرفتم بکشم از ترس!!
مهر ۱۰م, ۱۳۸۶ at ۵:۴۸ ق.ظ
سلام …
من مسلم هستم … اگه میشه ایمیل خودتون رو بدین … ویا به هم ایمیل بزنید …
باهاتون کار دارم
ممنون میشم
مهر ۱۰م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۳۸ ب.ظ
سلام..
منم اون وره دنیا همون کاری رو میکنم که شما از دکتر خواستین..
هر چیزی که باعث بر هم زدن آرامش میشه باید حذف بشه .. هه هه..
مهر ۱۱م, ۱۳۸۶ at ۳:۰۷ ق.ظ
وای خیلی بامزه نوشتی…. یاد خودم و دندانسازی هام افتادم ..به روزی که دکتر داشت روکش رو از دندونم میکند و هیچ جوری رو کش نازنین کنده نمیشد و دو دستی چسبیده بود به دندونم و دیگه اشکهای نازنینم بودن که گوله گوله میریختن تا آخر دکتر مجبور شد بی حس کنه و وقتی پیروزمندانه رو کش کنده شده رو از تو دهنم برداشت خشکش زد میدونی چرا؟ چون دندونم یا یه ریشه سفید قشنگ چسبیده بود به روکشه! به ابن مبگن عشق واقعی بین روکش و دندون! بماند که چه کشیدم! معلوم بود اونهمه درد من به خاطر این بوده که دندونم داشته از جا کنده میشده! و مجبور شدم ایمپلنت کردن رو هم تجربه کنم!
مهر ۱۲م, ۱۳۸۶ at ۵:۰۶ ق.ظ
سلام سایه
اگه میشه به من ایمیل بزن
یه کار فوری دارم
نمیشه اتینجا بگم …
اگه نخواستی … همینجا میگم
منتظر هستم
مهر ۱۲م, ۱۳۸۶ at ۶:۲۶ ب.ظ
تا به حال نشده که مردم ایران رو انقدر متنفر از یک نماینده ی دولتی بینم ببین چقدر این موجود تنفر زاست….
اسفند ۷م, ۱۳۸۶ at ۶:۰۷ ق.ظ
رئیس جمهور و دندانپزشکی رو وللش
بابا این مسلم بیچاره مرد!!!!!!!!!!!!!!