نازلی میگوید: به تو نمیآید چسناله کنی. پست آخرت زیادی افسرده بود!
همینجا اعلام میکنم که من لااقل در حال حاضر در وضعیت ناله و مویه، زار و نزار، افسرده یا حتی یکخورده غمگین نیستم. خیلی هم خوشحالم
نشانه های خوشحالی:
یک- مادامیکه زیر دوش آواز میخوانم، موقع دویدن و راهرفتن آهنگ گوش میدهم، روی تردمیل ساینفلد نگاه میکنم و بلند میزنم زیر خنده، با دوستانم قرار خرید و سینما و رستوران میگذارم و آخر روز چین خنده روی صورتم میماند، یعنی سرحالم.
دو- همکارم روزی سه تا سیب میخورد با سر و صدا. بعد از خوردن هر سیب هم به سکسکه میافتد به مدت یک ساعت. من هم از سیب بدم میآید هم از سکسکه. ولی اعصابم به سختی فولاد شده و همکار موسیخ سیخی نمی رود روی اعصابم. (به موی سیخسیخی هم حساسیت دارم)
سه- علاقهی خاص به دامن چینچینی و کفش و کیف ژیگانس خیلی زنانه و فرنچمانیکور پیدا کردهام.
دلایل خوشحالی:
یک- نه تنها کار جدیدم را دوست دارم، بلکه عاشق این قسمت از شهر شده ام که محل کار جدیدم است. یک ساعت ناهارم را کامل صرف ول گشتن میکنم.
دو- چهار کیلو وزن کم کردم و بالاخره برگشتم به همان وزن اول مهاجرتم. باور کنید دستاورد بزرگی است.
سه- و اما میرسیم به مهمترین دلیل خوشحالی: دارم چمدان میبندم! سه روز دیگر به دیدار ده پانزده نفر از اعضای خانواده و فامیل نائل می شوم. هیجان دارم شدید!!!
چهار- از آنجا که روحیهی کولی دارم، همین که برای یک مدت کوتاه از جایی کنده میشوم و میروم جای دیگر، همین که میدانم به جایی نچسبیدهام، خوشحالکننده است. آدم آن نمایش چی میگفت؟: “بعضیها هیچ جور اهل خشکی نمیشوند. آخرش دریا را انتخاب میکنند.”
پنج- مادر گرامی ویزا گرفته. بنابراین امید می رود که در فصل پاییز یک مقدار غربتزدایی* صورت بگیرد.
تقاضا ها وسفارش ها:
یک- شما که تورنتو میمانید، نه کنسرت کیوسک را از دست بدهید، نه فستیوال فیلم تورنتو را. از من گفتن…
دو- به یک آدم دلسوز نیازمندیم که پنج عدد گلدان و یک ماهی قرمز خرفت و بیتربیت را پانزده روز نگهداری کند. آدمهایی که در این حوالی زندگی کنند و اول اسمشان “سین” یا “ر” باشد در معرض خطرند! یعنی ممکن است من روز شنبه با گلدان ها بروم سروقتشان!
* کپیرایت ترکیب “غربتزدایی” متعلق به اینجانب میباشد. آقای نامجو میتوانند در جهت قافیه ساختن با “جبر جغرافیایی” یا ” پدرخواندهی مافیایی” با ذکر منبع استفاده کنند!
شهریور ۹م, ۱۳۸۶ at ۴:۵۱ ق.ظ
I loved this post. It’s brimming with hope and excitement. Way to go. Bon Voyag and enjoy your trip. Wished I could volunteer to take care of the “rude goldfish,” but I can’t because of the distance. Even if I were nearby, you would do good to leave your plants with someone who won’t kill them in the first 24 hours! Have a fabulous time.
شهریور ۹م, ۱۳۸۶ at ۷:۲۳ ق.ظ
آخ الهی که دختر بگم چی نشی…اصلا شوما آتیشی
شهریور ۹م, ۱۳۸۶ at ۸:۲۸ ق.ظ
من هستم از آن ماهی ستره شلختت که به اندازه فیل چس می ده مواظبت کنم… گذدانهاتم همینطور…..
شهریور ۹م, ۱۳۸۶ at ۹:۱۴ ق.ظ
اگه یادت باشه یه روز بهت گفتم اون نمایش رو که دیدم یاد تو افتادم!
شهریور ۹م, ۱۳۸۶ at ۱:۰۸ ب.ظ
سفر خوش! برای نگهداری از گلدان و ماهی هم در خدمتیم!
شهریور ۹م, ۱۳۸۶ at ۶:۳۰ ب.ظ
شما به ما یک قولی داده بودید که ثابت کنید اهل چس ناله نیستید که به قول خود وفادار نبودید و من را مجبور کردید خودم وارد عمل شوم!
در ضمن کله ام را به شکل پانکی قرمز کرده ام و ماتیک می زنم گفتم شاید بخواهید قبل از سفر ملاقات ام کنید.
شهریور ۱۰م, ۱۳۸۶ at ۳:۱۴ ب.ظ
safar khosh begzare sayeh khanoom
شهریور ۱۱م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۵۱ ق.ظ
test
شهریور ۱۲م, ۱۳۸۶ at ۱:۲۸ ق.ظ
اون “تمومش کن” همون اولین چیزی بود که بعد از شنیدن وصف یه رابطه ی مثلثی به ذهن آدم می رسه. وگرنه بعد از فکر کردن به همه ی چیزایی که نوشتم, حرفم رو پس گرفتم و کلی هم تشویقشش کردم که حالا که این کارو کرده اقلن با خیال راحت از رابطه اش لذت ببره و احساس گناه مناه نکنه!
شهریور ۱۲م, ۱۳۸۶ at ۳:۵۹ ب.ظ
خوش بگذره.
شهریور ۱۳م, ۱۳۸۶ at ۹:۲۲ ق.ظ
سلام.
تبریک میگم. خیلی سر زنده ای اینجور که معلومه.
با اینکه دیر شده اما چون بار اول که میام خونت تولدت را تبریک میگم.
شهریور ۱۳م, ۱۳۸۶ at ۹:۲۳ ق.ظ
با اجازت مبخوام لینکت را توی خونم بذارم.
خیلی عالی مینویسی.
شهریور ۱۳م, ۱۳۸۶ at ۶:۰۰ ب.ظ
agar nazdikhaye ma bashi, mitoney mahi va goldonhat ro beyarey eynja. samte north yok library
شهریور ۱۵م, ۱۳۸۶ at ۳:۳۱ ق.ظ
آدم برای شاد بودن بهونه های کوچیکی می خواد ولی برای ناراحتی بهونه های بزرگتری می خواد!
شهریور ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۵۸ ق.ظ
b shoma link dadam . hamishe khub o khoshhal bashi .
شهریور ۲۳م, ۱۳۸۶ at ۸:۲۵ ق.ظ
قلم زیبایی دارین .. تنها سخنم همینه
شهریور ۲۴م, ۱۳۸۶ at ۲:۱۶ ب.ظ
سایه عزیزازخواندن وبلاگت لذت بردم موفق باشی
شهریور ۲۹م, ۱۳۸۶ at ۸:۳۶ ق.ظ
ساینفلدو هستم هزارتا