موقعی که من سالهای بلوغ را میگذارندم ، محض رضای خدا هیچ کتابی برای خریدن وخواندن وجود نداشت غیر از ترجمههای مسخرهی ژول ورن. تنها انتخاب باقیمانده کتابهای قدیمی قبل از انقلاب بودند که من اول از کتابخانهی بابا شروع کردم و بعد هم کتابخانهی دایی و خدا میداند چهقدر خواندن یواشکی “همسایهها” و “یک وجب خاک خدا” و “لولیتا” مزه داد. کتاب های قدیمی که تمام شدند، ماندم در کف این که خوب”جدید چه خبر؟ کی چی مینویسد؟” . خوشبختانه روزنامهی کیهان من را از این باور احمقانه نجات داد که دیگر هیچ داستان فارسی نوشته نمیشود. کیهان یک ستون را اختصاص میداد به یک قسمت صکصی از کتاب یک نویسندهی جدید و بعد توضیح میداد که چهقدر نویسنده ی این داستان منحرف و خودفروخته است و چهقدر این کتاب ضاله است و خدا را شکر که جلوی انتشارش گرفته شد. مثلا مینوشت : به این قسمت از کتاب “طوبا و معنای شب” دقت کنید:” بیوهی زیبا و نیمه لخت توی حوض ….”. همان چهار کلمه کافی بود که اسم شهرنوش پارسیپور برای همیشه در ذهنت ثبت شود و در بهدر دنبال کتابش باشی که البته به این راحتیها دستت نمیرسید. من “زنان بدون مردان” را ده سال طول کشید که گیر آوردم . آن هم به صورت جزوهی زیراکس شدهی سیمی!!!
حالا روزگار یک قدری فرق کرده، اگر چه تفکر حاکم هنوز همان است و روزنامهی شرق بسته میشود به خاطر اسم ساقی قهرمان، ولی خوب یک تفاوت بزرگ وجود دارد: اینترنت آمده.
ما میخوانیم که روزنامهی شرق به خاطر مصاحبه با ساقی قهرمان توقیف شده و میرویم توی اینترنت و اسم ساقی قهرمان را جستجو میکنیم و میرسیم یه یک همچین داستان محشری. ما شانس آن را داریم که همهی چیزهایی را که ده سال پیش خوانده نمیشد و نوشته نمیشد و گفته نمیشد، با یک کلیک پیدا کنیم و توی دلمان بخندیم به آن تفکر کیهانی و دیوار مسخرهای که دور خودش و ما کشیده بود و خیال میکرد تا ابد میماند.
مرتبط: زباله های انسانی
مرا توقیف نکنید. من همیشه با مردان خوابیده ام.
، شما دیشب با کی بودی
مرداد ۱۵م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۵۸ ب.ظ
فضای بسته در عصر اینترنت معنایی نداره
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۱:۵۱ ق.ظ
خوشحالم روزنامه ای در ایران پیدا شد که دیدگاه های یک همجنسگرا را هم منعکس کرد ، امید وارم روزنامه های دیگر هم این راه را ادامه بدهند و فقط بلند گوی مسلمانان ایران نباشند
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۴:۳۸ ق.ظ
در اینکه کیهان عدوست که شکی نیست اما اینکه در کف داستان مونده باشی و بعد ساقی یه محشری برات بر پا کنه…اوووم.. چی بگم والله. خب هر کی التون جان گوش میده گی نیست اما اون که شرح حال گی بودنشو تو آوازاش نمیده. داستان و شعر ساقی، چی بگم. اگر آگاهی که هیچ، کیفتو ببر اگر نه به تراپی )therapy(نیم نظری داشته باش.
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۱۶ ق.ظ
با گذاشتن امضا در این وبلاگ به توقیف شرق اعتراض کنید
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۳۳ ق.ظ
I almost agree with everything you said except your comment about Joules Verne. His works have special place in my heart. I think if it wasn’t for him I would never start reading. The first book that made me fall in love with reading was “the school of Robinsons” by Joules Verne. Then, I practically read everything by Joules Verne before I figured out my favorite types of books. It’s true that his works may be boring for teenage years but it’s perfect for the ages of 9-12.
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۴۷ ق.ظ
بدیاش تنها این است که هنوز آنهایی که باید بخوانند و بیشتر بخوانند، آنقدر به اینترنت دسترسی ندارند که مشکلشان حل شود.
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۰۳ ق.ظ
سلام
یک یادداشت دراین مورد دروبلاگم می نویسم
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۱۵ ق.ظ
katayoon khanoom, when I rummaged and discovered that you had immigrated to Canada I was stricken even more about how come you had been unable to find a “Good Novel” to read. I thought the reason for your wistfully yearning ( dar kaf-e ketab boodan) was being Persian your only windows to publication world. Now it reads me real odd that you cannot still find an uplifting novel to cling on with your ken of English.
Has there been any kind of literature holocaust in Canada’s bookmarket lately?!!
Google it and have access to tremendous online libraries where you can find masterpieces of the world’s literature in as many languages as you wish, including English of course!
I am really dubious that lack of grips in a Good Novel is all that makes you bea fan of Saghi. Have you read Goethe’s Faust, available in both German and English?
For someone who has forsaken her bailiwick of expertise and seeking for meaning of life by shuffling through “everyday life, women and immigrant issues” (from your introduction) it is the best to be conversant with original works.
I however have no objection if you ever want to homage a fellow-les for her audacity and courage, but this has less, if any, thing to do with literature in its very first meaning.
There are of course many an invaluable monographs about and on homosexuality, in forms of stories and serious argumentation as well. Saghi, very fine in its own turn could be something to come to far way after.
Am I clear enough?
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۲۲ ق.ظ
Dear Karl
Please read again what I have written. I am talking about 15 years ago in Iran, when no new Persian book was published
I did not say that I am a fan of Saghi because there is nothing else for reading!!!!!
I just intorduced one of her short stories.
Please read the post before leaving comments!
Am I clear enough? .
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۲:۱۶ ب.ظ
Sayeh, katayoon, whosoever,
it is obvious from the traits of your pants that yuo admire her. there otherwise could have been tons of other short stories to dig up and introduce. Use f…ing google, as I said before. I am afraid I am not still clear, but yuo are, thnx. PS. Nostalgic appostrope occures when something makes you feel alike those erstwhile memories. I can see though yuor disguise lady, I can see, that’s why i believe yuo are clear!
———————————————-
Sayeh: you are so funny!! That’s why I approve this comment!
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۲:۴۶ ب.ظ
thnks, u 2, that’s y u approved me!
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۳:۰۶ ب.ظ
من کی هستم؟
از سال ۱۳۸۱ وبلاگ می نویسم و احتمالا تنها کاری است که با پشتکار ادامهاش دادهام. از پاییز ۱۳۸۴به کانادا مهاجرت کرده ام. کامپیوتر خوانده ام، ولی در این وبلاگ هیچ مطلب تخصصی در مورد کامپیوتر نمی بینید. در عوض تا دلتان بخواهد در مورد زندگی روزمره، زنان، روابط اجتماعی و مهاجرت مطلب پست میکنم………. موقعی که من سالهای بلوغ را میگذا….
For the heavens sake howon the earth from these pieces of information the poor reader can know how old you are and and how far ago yuo were seeking somethiong to read? It well could not be more than 4-5 years ago as the reader can legitimately assume yuo have just finished the IT school. From the way you ansewred my fisr post though, I ‘d say yuo should be younger than God only by a couple of years.(just to prove yuo that I am funny, nice lady!)
Sayeh: One doesn’t need to be genius to guess. Just having simple information about Iran and what happened between years 60-76(shamsi!) helps you a lot. Most readers of my weblog have been teenagers those years. I am specially talking about years 68-72 when I used to go to high school! Now, go ahead and guess how old I am.
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۴:۵۳ ب.ظ
yes, so interesting , u and me should be in same age ,because of Jolvern novels ,and scarcity of good books, I can remember that I was so corius a bout budy of wemen and I had no chance to see a nude picture finally me and my causine discovered that his father whom was a docror had some books with pictures of naked budys but all objects had deseese so ,it was not pleasurable to c such ugly budies for us as kids.but now every thing is hanged,
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۹:۵۳ ب.ظ
بابت بعضی نظرات باهات همدردی می کنم خواهر!
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۹:۵۹ ب.ظ
سایه عزیز
ضمن تشکرازکامنتی که برای یادداشت من نوشته بودی، با شرمندگی زیاد وبعلت اشتباه همراه با پیام های انگلیسی فله ای که هرروزدریافت میکنم آن را پاک کردم، ممنون خواهم شد درصورت امکان آن را تکرارکنی
مرداد ۱۷م, ۱۳۸۶ at ۱:۴۱ ق.ظ
سلام،
این نوشته برای من دو بخش داره:
بخش اول: کمبود یا در دسترس نبودن کتاب در سنوات اشاره شده است که موافقم. این هم باید بگم که کم نیستن کسائی که اولین کتابهائی که خوندن نوشته ژولورن بوده. برای مقایسه یه نیم نگاهی هم به محتویات این کتابای هریپاتر بندازیم هم بد نیست!!
بخش دوم: یه مفهوم رو به آدم القا میکنه که: ساقی چه نویسندهی گرانقدری که تازه با کشفیات جدید از زیرخاک در اومد!!! داری دشمن دشمن رو دوست میداری؟! چراکه من نوشته ساقی رو نه ادبی و نه با محتوا یافتم! این که روزنامه شرق به خاطر مصاحبه با این خانم بسته شده هیچ ارزشی برای ساقی و یا بهنود (با اون دریوریهائی که نوشته و بقول خودش طنز هم نیست) ایجاد نمیکنه. سعدی علیهالرحمه هم هزلیات داره ولی او بخاطر این شعراش جهانی نشد. خیلی تعجب کردم که نوشته ساقی “محشر” بود!!!
مرداد ۱۷م, ۱۳۸۶ at ۲:۲۰ ق.ظ
و البته نسل ما این شانس را داشت که با حضور اینترنت متوجه شود که حداقل آزادی را هم از او سلب می کنند!
مرداد ۱۷م, ۱۳۸۶ at ۶:۰۵ ق.ظ
ممنون که برایمان لینکش را گذاشتی
(:
من نمی دانستم چرا شرق توقیف شد
این روها بسیار درگیرم
مرداد ۱۷م, ۱۳۸۶ at ۱:۴۷ ب.ظ
oon jozve simi e zanan e bedoon mardan o ie nafar nega dashteh va ta emrooz ham be sahebe aslish bar nagrdoondeh!!!
مرداد ۱۸م, ۱۳۸۶ at ۲:۳۷ ب.ظ
کامنت ساقی قهرمان را در سایت زیتون بخوان!!
مرداد ۱۸م, ۱۳۸۶ at ۹:۰۵ ب.ظ
واقعا فکر می کنی ساقی رفته برای زیتون کامنت گذاشته؟
مرداد ۱۹م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۰۰ ب.ظ
too long, could not finish the story!
مرداد ۲۰م, ۱۳۸۶ at ۲:۵۲ ب.ظ
درباره ی قحط الکتاب قدری تند نرفتی؟
مرداد ۲۲م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۰۷ ق.ظ
من که دل از حلقم در اومد!
مرداد ۳۱م, ۱۳۸۶ at ۳:۱۲ ب.ظ
اگه دیر نشده بگم ! نمی دونم چه جوریه عطش آدم همیشه توی محدودیت ها بیشتر می شه !
اما در مورد حالا و با این همه رسانه و اینترنت و … که در اختیار هر بچه کوچکی هم هست فکر می کنم مثلا اون سالها من چی داشتم ؟ اصلا … !