Dark Side of the Mood

یک ساعت است که دارم زور می‌زنم یک چیزی بنویسم ولی تمرکزم عمرش را داده به شما. یک چیزهایی در مورد تنهایی سر هم کردم که به لعنت خدا نمی‌ارزید. همه را دیلیت کردم. ولی خوب من مجبورم بنویسم. نوشتن تنها راهی است که مرا با این دنیا پیوند می‌دهد. این روزها ارتباطم با دنیا به حداقل رسیده. مجموعه‌ی کلماتی که در روز استفاده می‌کنم، از ده تا بیشتر نیست. این برای من که عاشق حرف زدن هستم، عجیب است.

جواب تلفن‌ها را نمی‌دهم. همین‌طور نگاه می‌کنم به اسمی که ظاهر می‌شود و بعد ناپدید می‌شود. قبلا هم گاهی این‌طور می‌شدم، ولی یکی دو روز بیشتر طول نمی‌کشید. آیا اوضاع من وخیم است؟ بله. رفتم تست افسردگی زدم و فهمیدم که وخیم است!! حالا چه‌کار می‌کنم؟ هیچ، از وبلاگم استفاده می‌کنم به عنوان دوای افسردگی.

وبلاگ البته یک کاربرد دیگر هم دارد، می‌شود درآن اعتراف‌نامه منتشر کرد. من هنوز جرات این‌کار را ندارم. شاید به همین زودی‌ها…

۲۹ نظر درباره “Dark Side of the Mood” داده شده است.

  1. بی تا گفت :

    فکر کنم از عواقب مهاجرت ه.
    حالا شما خوبه موبایلت زنگ میخوره مال من که برهوت کامل ه.

  2. فرناز گفت :

    زود خوب شی :)
    کجا تست زدی؟

  3. roxana گفت :

    کتی جان ببخشید که اون پست ناراحتت کرد.

  4. Niosha گفت :

    کتی جونم نسل ما هرجا باشه تنهاست چه ایران چه اینجا:(

  5. فرناز گفت :

    می خوای بهت زنگ بزنم غیبت کنیم و کلی حرف و نق بزنیم؟ می خوای کتی جونم؟ :-*

  6. sanjab گفت :

    خب من اصلا دوایی برای افسردگی نمی شناسم
    اما برای فرار از تنهایی به شدت بلاگ خوانی را توصیه می کنم(:
    تجربه شخصی من است

  7. آقای کلمه گفت :

    سلام! گیرا بود

  8. بهروز گفت :

    اگر غم را چو آتش دود بودی…
    بیخیالش
    حالا کارت بنزین داری بدی به من
    (-:
    ای بخشکی شانس ، تو که خارج کشوری ، کارتت کجابود؟

  9. نوشته بر باد گفت :

    همه ما بعضی وقتها این جوری میشیم…..اینکه حوصله هیچ کس حتی خودمون رو نداشته باشیم…..فقط باید کارهایی که دوست داری انجام بدی واز کسایی که ناراحتت می کنن فاصله بگیری…..تا می تونی بنویس. آرومت می کنه……..تداعی

  10. caffe ristretto گفت :

    با تمام این حرف ها، تو بهترینی.
    یکی از چند نفری که واقعا نگاهشان را دوست دارم.
    افسردگی هم تمام می شود.
    خیلی زودتر از آن چه که فکرش را بکنی.

  11. ماکان گفت :

    خوب زندگی تنهایی در غربت چنین مسایلی رو هم بهمراه داره دیگه!

  12. negar گفت :

    ma to parantezim (1350,)

  13. dream land گفت :

    salam
    barat energy + mifrestam caty khof beshi.
    boro varzesh erobic
    taghir dekorasion otagh ham khobe injoor mild depression ha ro khob mikoneh

  14. منوچهر گفت :

    سایه خانوم جان ،خدا بد ندهد اینشاالله.ولی اگر هم استقفر الله زبانم لال ،از دستش در رفت وبد داد.باید به استناد حدیث معتبره “الحمدولله که لا دخول فی چشمش” ششصد بار سجده شکر بجا آورد.

  15. mehdi گفت :

    khob mishe begi oonayi ke davaye dardeshoon weblog nist koja bayad moraje-e konan?

  16. بابک گفت :

    افسردگی یک بیماری که نیاز به درمان و ریشه یابی داره . اگر الان بهش نرسی بعدها جایی سر باز میکنه که دیگه جبرانش امکان پذیر نیست. به تنهایی و مهاجرت هم ربطی نداره، برمیگرده به “دارک ساید” مغز که در دوران نوجوانی و کودکی چه “نئوروپترنهایی” درش ایجاد شده … .

  17. پشملبا گفت :

    سایه جون به این تست ها اطمینان نکن. یه بار منم یه تست روانشناسه زدم نتیجه یه چیزی بود تو مایه های مجرم های قسی القلب! فقط چون گاهی دوست نداشتم بعضی ها رو ببینم، گاهی تو اتوبوس جام رو به مسن ترها ندادم، گاهی از سر عصبانیت یه چیزی پرت کردم. همین به خدا!

  18. شهلا گفت :

    سایه جان از این بلاگ به اون بلاگ رفتم، که اولش نزد خورشیدخانم بودم تــــــا اینجا به تو رسیدم
    میدونی من هم دقیقن احساساتم مانند توست نازنینم
    شاید به دلیل غربت زدگی م باشه
    شاید هم خوشی زیاد از حدمونه ;)
    نمیدونم!!!!!
    فقط میدونم خیلی تنهایم…
    خیلی…

  19. داستانک گفت :

    شاید به همین زودی‌ها…

  20. MaNa گفت :

    خب ظاهرا هم دردیم اجالتا ! تست افسردگیه مثبت در اومده و من هیچ انرژی ای ندارم برای مقابله باهاش!!
    let it be

  21. دانیال گفت :

    سلام خانم سایه،
    این که گفتید نمیتونستید متمرکز شید شاید به خاطر گم شدن معناها تو زندگی باشه،من هم بهش دچام و البته در حال خود درمانی.
    فکر کنم مشکل ما ها اینه که تو معناهامون گم شدیم و الا کار ما از بقیه آدمای دور و بر مون درست تره.
    اصلا همین که افسرده شدین میتونه (میتونه!)کمک کنه به معنا ها برسید.
    من میخوام تو فضای بلاگر یه وبلاگ بسازم.تو فونت فارسی مشکل داره.کمکم میکنین؟

  22. دانیال گفت :

    سلام خاونم سایه،
    فکر کنم این مشکل که نتونستید تمرکز کنید واسه گم شدن معناها تو زندگی باشه،این مشکل من هم بوده و هست،چون تا دلتون بخواد کلمه وجود داره که باید معنا بشه!
    معنا در زندگی چیز مهممیه.
    راستی من میخوام در فضای بلاگر یه وبلاگ بسازم.تو فونت فارسی مشکل دارم کمکم میکنید؟

  23. محمودرضا گفت :

    کجا تست زدی ؟؟؟؟
    فکر کنم واسه آب و هواست.آشناست :)

  24. nazanin گفت :

    Sayeh khanoom, ageh shoma dar keshvaret boodi alan dar hale sazandegi boodi?? hamash dashti ghoseh mardom mikhordi??
    Khoob fekr kon keh ageh omdsi dar yek jae behtar pas az emkanaresh barae roshde khodet estefadeh kon keh shayad yek roozi betoon barae mardom va nafas mikeshi male to ast va biaeeim ta marz ha ra bozorg o bozorg tar konim ta az ein feshar hae alaki khalas shim.
    be omide oon rooz

  25. nazanin گفت :

    oh.. so sorry about many mistake in my PEnglish writting

  26. مهرداد گفت :

    برای تهیه انواع تست احتیاج به کمک دارم؟؟

  27. sh.kh گفت :

    Ma kheyli vaghte az ham khabar nadarim:) Afsordegi ye moshkele jahanie..hame kamo bish daran..rahe halam dare:) Delam barat tang shode, Vancouver nemyaie?

  28. mansoor گفت :

    سلام
    حال الان من عین شماست.
    افسردگی مثل اینه که روح آدم رو مدتی زندانی کنن. اگه روح هم مثل جسم حساب کتاب و دادگاه و قانون داشت (که ایمان دارم داره) این مجازاتی هست که باید تحملش کرد.
    من تو افسردگی میل به گناهم زیاد میشه. د.ست دارم کارهایی که لج دیگران رو در میاره بکنم. مثل اینکه بخاطر مجازات شدن روحت تو هم بخوای با خدا لج کنی!
    خوب ولی این بار یه کار متفاوت کردم و اون سعی در کمک به شما بود. حالا حالم خیلی بهتره.
    از این که در بهتر شدن افسردگی من کمک کردی ممنونم.

  29. raman گفت :

    بابک درست گفته .من هم مشابه وضعیت تو رو دارم .یک بار رفتم پیش روانپزشک .۲۰ روز دارو خوردم .همش خواب آلود بودم .باید سر یک ماه دوباره میرفتم ولی گفتم شاید خودم از پس مشکلم بربیام ولی نشد .دوباره میخوام برم پیش دکتر .اگه موثر بود بهت میگم.

نظر بدهید