کتاب-۵

به لطف مهدخت که هنوز هم ایمیل تشکر برایش نفرستادم، چندتایی کتاب فارسی به دستم رسیده است. این چند روز نشستم و خواندم و خواندم.
خط تیره، آیلین، نوشته‌ی ماه‌منیر کهباسی را خواندم که گویا برنده‌ی جایزه هم شده است. وقتی که می‌خواندم اش انگار فرو می‌رفتم توی باتلاق. “وانهاده” و “چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم”  با هم ترکیب شده بود و داستانی پدید آمده بود پر آب چشم. آن‌قدر رنج در این داستان بود که خیال می‌کردی با داستایفسکی برگشته‌ای به قرن نوزدهم و داری “آزردگان” یا “جنایات و مکافات” می‌خوانی و با رنج آدم‌ها رنج می‌کشی. نمی‌دانم. شاید هم من خیلی دور و پرتم که هر لحظه به خودم می‌گویم:”چرا آدم‌ها می‌مانند و تحمل می‌کنند و نمی‌زنند زیر همه‌چیز.” خلاصه، اگر یک ذره هم افسردگی دارید و یا اگر در روابط پردردسر و خیانت‌بار هستید، توصیه‌اش نمی‌کنم. فقط یکی ازجمله‌های جالب کتاب را اینجا می‌آورم:” اگر کاملا با کسی تفاهم داشته باشی، یعنی دیوانه‌ای یا عقب‌افتاده یا این که سرت بدجوری کلاه رفته. حالا تو کدامش هستی؟”
سرخی تو از من“، نوشته‌ی سپیده شاملو را هم خواندم. اگر خواننده‌ و دوستدار داستان‌های شاملو هستید، این را هم دوست خواهید داشت. مثل بقیه‌ی کتاب‌هایش است و یک جور جنون در آن موج می‌زند. البته فضاهای خلق‌شده توی ذوق می‌زد. به خصوص فضای خانه‌ و مطب “خانم دکتر” .
عاشقیت در پاورقی مهسا محب‌علی را هم دوباره خواندم. (این یکی را خودم پریروز خریدم). راستش من فقط خود داستان”عاشقیت در پاورقی” را یک قدری جالب توجه می‌دانم و بس. بقیه مطابق سلیقه ی من نیستند.
خبر دیگر این که خانم”مارینا نعمت” روز چهارشنبه، شخصا می‌آیند به اینجا، برای امضا کردن کتابشان”زندانی تهران“. من کتاب را نخوانده‌ام وبه این زودی هم قصد خواندن‌اش را  ندارم. به اندازه‌ی کافی در مورد زندانی‌های دهه شصت شنیده‌ام و خوانده‌ام. اول میل دارم یکی دو تا نقد خوب در مورد این کتاب بخوانم و بدانم که داستان چه‌قدر به واقعیت نزدیک است. مثل نوشته‌های “غزل امید” تماما خالی‌بندی است؟ مثل نوشته‌های “آذر نفیسی“، هی حرف است و حرف است و حرف و آخر هم هیچ؟ متاسفانه آن‌قدر زمان خوبی برای ماهی‌گیری از آب گل آلود چهره‌ی جهانی ایران است که شانس شنیدن واقعیت تمام و کمال از مخاطب‌ها گرفته شده.

—————————————————————————-

مرتبط: چوب حراج به خاطرت زندان نوشته ی ایرج مصداقی./ممنون از بهار

کتاب مارینا و . . . خیانتی دیگر از او، سودابه اردوان/ ممنون از منوچهر

۱۹ نظر درباره “کتاب-۵” داده شده است.

  1. BaHaar گفت :

    مهشید (زنانه ها) در پست ۲۷ ژوئن در حد ۱ خط زندانی تهران رو مسخره توصیف کرده و اینجا هم نقدی از کتاب

    http://www.didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=17526

  2. saye گفت :

    کم که نداره………… فدائی یه دیگه……….منتظره آقا امر کنه :)

  3. manouchehr گفت :

    این دیگه کثیف ترین کاره .دیگران شکنجه شدند. دیگران کشته شدند. دیگران نابود شدند… و تو که آنوقت، برای نجات جان خودت تواب شدی . و از آن پیش تر رفتی، و با جلادت همخوابه شدی.حالا بیای پول هال وهولی رو که به اون جانی دادی، به نرخ روز از مردم بگیری.
    تو کی راست ودرست بودی؟ اونوقت که مبارزه!!! میکردی ؟ ان وقت که تواب وعروس شدی؟ یا حالا؟؟؟

    سایه جان به بخش که تند رفتم.

  4. manouchehr گفت :

    http://news.gooya.eu/politics/archives/2007/06/060896.php

  5. لیلی گفت :

    عاشقیت در پاورقی رو خوندم و زیاد خوشم نیمد. داستان کوتاه خوب فارسی کم پیدا میشه. چه خوبه که کتابایی که خوندی رو معرفی میکنی. من کلی کتاب از تو این وبلاگا پیدا کردم.
    راستی با اجازه لینک دادم به وبلاگت.خوشحال میشم سری بهم بزنی.(این البته به معنای درخواست متقابل لینک نیست!!معتقدم هرکس باید فقط به وبلاگایی لینک بده که مطالبشو دوست داره و میخونه.)

  6. شیراز گفت :

    اگه شما آب می‌خورید: یا احمقید یا نفهمید یا سرتون کلاه رفته یا در بدو تولد دچار ضربه مغزی شدید یا… بی‌خیال بابا! جمله‌های قشنگ ولی بی مصداق!

  7. پشملبا گفت :

    چه دوست خوبی که برات کتاب می فرسته :) . من هیچ کدوم اینا رو نخوندم ولی خوشحال شدم که گفتی می شه اون طرف هم کتاب فارسی خرید.

  8. maryam گفت :

    man dar eine hal ke az eshghe munique be mouriss ranj mibordam lezzat ham mibordam hata be mokhatab ham ejaze nemidad az mouriss motenafer beshe!!divane konande bud..barha bade khundanesh delam mikhast dobare bekhunam vali fek mikardam ba dobare khundanesh hame un ranjha ra dobare be munique vared mikonam..be un duste azizi ham ke gofte dastan kutahe khub e farsi nist,man ghavian ”baghe melli” asare koorosh e asadi va ”chand revayate motabar” e mostafa mastoor ra tosie mikonam.az hame katabai ke esm bordi be nazaram ”cheragh ha ra man khamush mikonam”alaraghme hame javaiezesh az hame zaiftare.vali be ye bar khundan miarze

  9. یک دانه شن گفت :

    تو که اونجایی قدر کتاب فارسی رو بیشتر می دونی

  10. negar گفت :

    “cheraghah ro ….” is a good copy of ” forbidden note book” by Alba De Cespedes

    I have “forbidden …” you can borrow it.

  11. سایه گفت :

    Negar, I have read forbidden…. I really like it. Do you have english version anyway?

  12. negar گفت :

    no. it’s Persian

  13. pouya گفت :

    چه وبلاگ هیجان بر انگیزی !! :) این کتاب رسیدن بسی حال استمراری تولید میکنه !!! :)

  14. معصومه گفت :

    کاشکی من بودم و یک جای دنج
    که فقط من بودم و بوی برنج !
    تا اینجا شعره ، اما من دلم می خوسات یه همچین جایی بودم با ۱۰۰ تا کتاب خونده و نخونده ، با بیکاری و تنهایی…

  15. هاله گفت :

    سلام کتی جون. چند روز پیش کتاب رو بیست دقیقه‌ای تو کتاب‌فروشی ورق زدم و قسمت‌هائی‌اش رو خوندم (مارینا رو می‌گم) - ابدا” محاله آدم فکر کنه این‌ها به جز تخیل چیز دیگه‌ای می‌تونه باشه.

  16. لیلی گفت :

    دختر تو کجایی؟ هرچی سر میزنم آپدیت نکردی. اگه تونستی بازم از کتابایی که خوندی بنویس.مرسی

  17. yoota گفت :

    منننننننننننننننننننننننننننن خیلییییییییییییییییییییی بلاگتو دوست داشتمممممممممممممممممممممممم!

    شکایتهای رایج خیلی از دختر ها را داری اما اصلا انرژی نمی گیرد نوشته هایتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

    دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت داشتممممممممممممممممممممممممممممممممم

  18. سحر گفت :

    سلام
    من در ایران هستم کتاب مارینا رو نخوندم چون اینجا نمیشه پیداش کرد
    اما برای شما عمیقا متاسفم چون دردورنج انبوه یک زندانی رو درک نکرده اید
    من به چشمان خودم آذمهای بی گناهی مثل مارینا دیده ام که زندانی و سپس اعدام شده اند
    شجاعت و جرات این شیرزن بی نظیر هستش
    آیا تجاوز . زورگویی و بی عدالتی در این کشور رویا و توهم هسنش ؟
    در صورتی جواب شما مثبت هست که جنایتکار باشید

  19. sayeh گفت :

    سحر شما مطلب منو خوندی؟ من اصولا در مورد کتاب خانم نعمت حرفی زدم؟ قضاوتی کردم؟
    آرزو کردم که کتاب در مورد حقایق نوشته شده باشه و نه بیشتر و کمتر. این آرزوی بدیه؟
    هم بندی های ایشون می تونن قضاوت کنن که راست می گه یا دروغ . نه من و نه شما که اصولا در مورد چیزهایی که نخوندین نظر می دین و به آدمهایی که نمی شناسید می گید جنایتکار. حالتون خوبه؟

نظر بدهید