<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>Comments on: به تو که می ترسی</title>
	<atom:link href="http://sayeh.nevesht.org/archives/716/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/716</link>
	<description></description>
	<pubDate>Thu, 20 Nov 2008 20:13:10 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.5.1</generator>
		<item>
		<title>By: زن سان</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/716#comment-37905</link>
		<dc:creator>زن سان</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/716#comment-37905</guid>
		<description>تا وقتی که زنها برای رهایی از مشکلات مالی و از ترس تنها بودن ازدواج می کنن طلاق براشون فاجعه است. اگر زنی هم فکری هم مالی مستقل باشه و ازدواجش از روی فهم انجام بشه نه از زندگی می ترسه نه از طلاق.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تا وقتی که زنها برای رهایی از مشکلات مالی و از ترس تنها بودن ازدواج می کنن طلاق براشون فاجعه است. اگر زنی هم فکری هم مالی مستقل باشه و ازدواجش از روی فهم انجام بشه نه از زندگی می ترسه نه از طلاق.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: حسن آقا</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/716#comment-21857</link>
		<dc:creator>حسن آقا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/716#comment-21857</guid>
		<description>بابا ازدواج دیگه چیه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بابا ازدواج دیگه چیه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: ابراهیم</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/716#comment-21856</link>
		<dc:creator>ابراهیم</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/716#comment-21856</guid>
		<description>به نظر من ازدواج نکنی بهتره</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به نظر من ازدواج نکنی بهتره</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: از زندگی</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/716#comment-13087</link>
		<dc:creator>از زندگی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/716#comment-13087</guid>
		<description>نکته ی جالبی بود. نظارت محسوس یا نامحسوس اطرفیان را در زندگی زوج ها نباید دست کم گرفت. شبکه های خانوادگی در فرهنگ ما حائز اهمیت هیتند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نکته ی جالبی بود. نظارت محسوس یا نامحسوس اطرفیان را در زندگی زوج ها نباید دست کم گرفت. شبکه های خانوادگی در فرهنگ ما حائز اهمیت هیتند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: مرد ایرانی</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/716#comment-12721</link>
		<dc:creator>مرد ایرانی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/716#comment-12721</guid>
		<description>بعضی وقت ها حتی نقش دیگران توی زندگی از نقش خود آدم پررنگ تر می شه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بعضی وقت ها حتی نقش دیگران توی زندگی از نقش خود آدم پررنگ تر می شه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: مونا</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/716#comment-12695</link>
		<dc:creator>مونا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/716#comment-12695</guid>
		<description>بهتر نیست موقع ازدواج چشمهامون رو گشادتر کنیم که اینقده بعدش دچار 1001 جور معضل بشیم؟با بچه یا بی بچه فرقی نمیکنه
یا باید قید ازدواج رو زد یا خیلی با وسواس و دقت انتخاب کرد که با یه تلنگر و 4 تا مشکل کوچیک از هم نپاشه.حقیقت ماجرا اینه که متاسفانه اینجا خانمها به خاطر همون جریان حق وحقوق اصلا از خودشون در میرن و نمیشه دیگه شناختشون.من خودم از نزدیک خیلیهاشون که تحصیل کردم هستن رو میشناسم .من فکر میکنم بهتره بیشتر به انتخابهامون مطمئن شیم و با دقت عمل کنیم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بهتر نیست موقع ازدواج چشمهامون رو گشادتر کنیم که اینقده بعدش دچار ۱۰۰۱ جور معضل بشیم؟با بچه یا بی بچه فرقی نمیکنه<br />
یا باید قید ازدواج رو زد یا خیلی با وسواس و دقت انتخاب کرد که با یه تلنگر و ۴ تا مشکل کوچیک از هم نپاشه.حقیقت ماجرا اینه که متاسفانه اینجا خانمها به خاطر همون جریان حق وحقوق اصلا از خودشون در میرن و نمیشه دیگه شناختشون.من خودم از نزدیک خیلیهاشون که تحصیل کردم هستن رو میشناسم .من فکر میکنم بهتره بیشتر به انتخابهامون مطمئن شیم و با دقت عمل کنیم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: سایه</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/716#comment-12681</link>
		<dc:creator>سایه</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/716#comment-12681</guid>
		<description>جناب فریاد، حق با شماست.  می دانم که قصد تحمیل نظراتتان را ندارید و من باید خونسردتر باشم. فکر کنم مجموعه ی کامنت ها من را عصبانی کرده بود. ( نه فقط من را البته). می دانم نظر ات شما به مذهب ربط ندارد. ولی کلی است، کلیشه است. این عبارت های  "زن به مامن آرامش نیاز دارد "یا "وجود اطمینان و کاهش افسردگی بعد از ازدواج" من را یاد کتاب دینی انداخت و یاد رادیو و یاد روانشناس های حقوق بگیر برنامه های تلویزیونی.  بد نیست یک کم چشمهایمان را باز کنیم و به انبوه ازدواج های قراردادی و معامله ای و اجباری و... نگاه کنیم و ببینیم چه قدر آرامش می بینیم؟ افسردگی از کی تا به حال دارویش شده ازدواج؟  واقعا معتقدید ازدواج تعهد می آورد؟ یعنی آن برگه ی امضا شده تعهد را تزریق می کند؟ 
زندگی مشترک در "غرب" معضل نیست. قراردادهای مالی و حقوقی خودش را دارد. فقط پای ملت را با عقدنامه نبسته اند به کانون گرم خانواده. همین.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جناب فریاد، حق با شماست.  می دانم که قصد تحمیل نظراتتان را ندارید و من باید خونسردتر باشم. فکر کنم مجموعه ی کامنت ها من را عصبانی کرده بود. ( نه فقط من را البته). می دانم نظر ات شما به مذهب ربط ندارد. ولی کلی است، کلیشه است. این عبارت های  &#8220;زن به مامن آرامش نیاز دارد &#8220;یا &#8220;وجود اطمینان و کاهش افسردگی بعد از ازدواج&#8221; من را یاد کتاب دینی انداخت و یاد رادیو و یاد روانشناس های حقوق بگیر برنامه های تلویزیونی.  بد نیست یک کم چشمهایمان را باز کنیم و به انبوه ازدواج های قراردادی و معامله ای و اجباری و&#8230; نگاه کنیم و ببینیم چه قدر آرامش می بینیم؟ افسردگی از کی تا به حال دارویش شده ازدواج؟  واقعا معتقدید ازدواج تعهد می آورد؟ یعنی آن برگه ی امضا شده تعهد را تزریق می کند؟<br />
زندگی مشترک در &#8220;غرب&#8221; معضل نیست. قراردادهای مالی و حقوقی خودش را دارد. فقط پای ملت را با عقدنامه نبسته اند به کانون گرم خانواده. همین.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: Once Again</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/716#comment-12622</link>
		<dc:creator>Once Again</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/716#comment-12622</guid>
		<description>چه گفتگوی تمدنهاییه اینجا! 

خوشبختانه یه راه حل ساده داره:  اینکه عمه جان و دایی بزرگه و بقیه فامیل پاسدار ازدواج هم با زوج مربوطه مهاجرت کنن.  فقط آدم نگران این می‌شه اون وقت که عامل بازدارنده طلاق خود عمه جان و دایی بزرگه چه خواهد بود؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چه گفتگوی تمدنهاییه اینجا! </p>
<p>خوشبختانه یه راه حل ساده داره:  اینکه عمه جان و دایی بزرگه و بقیه فامیل پاسدار ازدواج هم با زوج مربوطه مهاجرت کنن.  فقط آدم نگران این می‌شه اون وقت که عامل بازدارنده طلاق خود عمه جان و دایی بزرگه چه خواهد بود؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: فریاد</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/716#comment-12614</link>
		<dc:creator>فریاد</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/716#comment-12614</guid>
		<description>خانم محترم من اصلا نخواستم که نظراتم رو به خلق اله قالب کنم.منم مثل هر خواننده وبلاگ شما و به عنوان یک ایرانی نظرم رو عنوان کردم. و تعجب می کنم از اینکه برداشت کردین حرف من به دین و مذهب ربط داره. مساله آرامش ، اطمینان و کاهش افسردگی بعد از ازدواج رو اکثر روانشناسان تایید کردند. این حس رو شما می تونید در وبلاگ های دوستاتون که از زندگیشون،همسر و حتی بچه شون می نویسند به خوبی درک کنید.نه اینکه قبلا نداشتن ، مطمئنا شکلش عوض شده. در عین حال که زنان بسیاری در خانواده ها وجود دارند که هیچ وقت ازدواج نکردند و بسیار هم موفق بوده اند، البته از میزان رضایتشون از زندگی نمی تونم نظری بدم. 
در ضمن من معتقدم که زن نه تنها با مرد برابره که در خیلی موارد برتره . هیج وقت نتونستم در مورد بحث فمینیسم نظری بدم. چرا که زن امروز در شرایط برابر با مرد از لحاظ تحصیلات و استقلال مالی ،وظایف خانه داری و مادر بودن و تربیت فرزندان رو هم به دوش می کشه. ضمن اینکه با مشکلات با روحیه قوی تری نسبت به مرد برخورد می کنه . بنابراین نیاز به ازدواج و همراهی مرد از دید دیگه ای مطرح می شه.
ولی من هنوز هم زندگی مشترک دخترو پسر خارج از حیطه ازدواج رو به شدت نفی می کنم. راستش تو کتم نمی ره. چون فکر می کنم یه معضل اجتماعیه حتی در غرب. چون در واقع زندگی نیست فقط گذراندن سالهای عمره که به ثباتش هیچ اطمینانی نیست و به تلنگری از هم می پاشه چون تعهدی نیست. 
در ضمن دوستی که در موردش صحبت کردم اینقدر در موردش شناخت داشتم و اینقدر از کارش ناراحت بودم که بیانش کردم .شاید بی شباهت نباشه به دلخوری شما از دوست دوران مدرستون که زود ازدواج کرد.
یه پیشنهاد هم دارم دوست عزیز ، وبلاگ شما صدها خواننده از همه جای دنیا داره بنابراین خیلی عادیه اگه نظر بعضی ها با شما یکی نباشه ،بنابراین برای کسی که وقت می گذاره و نوشته های شما رو می خونه ،خیلی بهتره که در هنگام روبروشدن با نظر مخالف  با خونسردی، متانت و احترام بیشتری پاسخگو باشیم.
همه مطالبی که بیا ن شد نظرات شخصی منه و قصد قالب کردن و تحمیل به هیچ بنی بشری رو ندارم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خانم محترم من اصلا نخواستم که نظراتم رو به خلق اله قالب کنم.منم مثل هر خواننده وبلاگ شما و به عنوان یک ایرانی نظرم رو عنوان کردم. و تعجب می کنم از اینکه برداشت کردین حرف من به دین و مذهب ربط داره. مساله آرامش ، اطمینان و کاهش افسردگی بعد از ازدواج رو اکثر روانشناسان تایید کردند. این حس رو شما می تونید در وبلاگ های دوستاتون که از زندگیشون،همسر و حتی بچه شون می نویسند به خوبی درک کنید.نه اینکه قبلا نداشتن ، مطمئنا شکلش عوض شده. در عین حال که زنان بسیاری در خانواده ها وجود دارند که هیچ وقت ازدواج نکردند و بسیار هم موفق بوده اند، البته از میزان رضایتشون از زندگی نمی تونم نظری بدم.<br />
در ضمن من معتقدم که زن نه تنها با مرد برابره که در خیلی موارد برتره . هیج وقت نتونستم در مورد بحث فمینیسم نظری بدم. چرا که زن امروز در شرایط برابر با مرد از لحاظ تحصیلات و استقلال مالی ،وظایف خانه داری و مادر بودن و تربیت فرزندان رو هم به دوش می کشه. ضمن اینکه با مشکلات با روحیه قوی تری نسبت به مرد برخورد می کنه . بنابراین نیاز به ازدواج و همراهی مرد از دید دیگه ای مطرح می شه.<br />
ولی من هنوز هم زندگی مشترک دخترو پسر خارج از حیطه ازدواج رو به شدت نفی می کنم. راستش تو کتم نمی ره. چون فکر می کنم یه معضل اجتماعیه حتی در غرب. چون در واقع زندگی نیست فقط گذراندن سالهای عمره که به ثباتش هیچ اطمینانی نیست و به تلنگری از هم می پاشه چون تعهدی نیست.<br />
در ضمن دوستی که در موردش صحبت کردم اینقدر در موردش شناخت داشتم و اینقدر از کارش ناراحت بودم که بیانش کردم .شاید بی شباهت نباشه به دلخوری شما از دوست دوران مدرستون که زود ازدواج کرد.<br />
یه پیشنهاد هم دارم دوست عزیز ، وبلاگ شما صدها خواننده از همه جای دنیا داره بنابراین خیلی عادیه اگه نظر بعضی ها با شما یکی نباشه ،بنابراین برای کسی که وقت می گذاره و نوشته های شما رو می خونه ،خیلی بهتره که در هنگام روبروشدن با نظر مخالف  با خونسردی، متانت و احترام بیشتری پاسخگو باشیم.<br />
همه مطالبی که بیا ن شد نظرات شخصی منه و قصد قالب کردن و تحمیل به هیچ بنی بشری رو ندارم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: GOOFY MIND</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/716#comment-12609</link>
		<dc:creator>GOOFY MIND</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/716#comment-12609</guid>
		<description>سایه
ممکن است از وبلاگ من خوشت نیاید اما در ادامه من هم چند کلمه ای نطق کردم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سایه<br />
ممکن است از وبلاگ من خوشت نیاید اما در ادامه من هم چند کلمه ای نطق کردم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
