چون این خواهرمون و این خواهرمون روزمره‌های سیزده قسمتی می‌نویسن، ما هم گفتیم عقب نمونیم.:

۱- تابستون کانادا موقعیه که بیشترین احساس رضایتو دارم نسبت به مهاجرت. شاید به خاطر رستوران‌هایی که صندلیشونو می‌چینن بیرون. همیشه عاشق این منظره بودم.

۲- پسرداییم اومده اینورا. فارسی بلد نیست. من هم اون‌قدر فرانسه‌ام پسرفت کرده که ترجیح می‌دم یک کلمه هم حرف نزنم. با هم انگلیسی بلغور می‌کنیم. حالا بعد از این همه سال که از دور دیده بودمش، تازه دارم می‌شناسمش و می‌فهمم چه‌قدر آدم‌ها منطقی‌تر و بی‌شیله‌پیله‌ترن وقتی که توی یک محیط کم‌استرس بزرگ شده باشند.

۳- یکی از تفریح‌های من سر کار اینه که می‌رم اینجا و لیست رخداد‌های آخر هفته اعم از فرهنگی، هنری و… رو مرور می‌کنم. لذتش دقیقا همون وصف العیش، نصف‌العیشه. معمولا هم آخر هفته می‌رسه و ما به زور وقت می‌کنیم به یکیش برسیم!

۴- رفتم توی قبرستون دویدم. قبلا تو مسیر پیاده‌روی می‌دویدم، ولی می‌دیدم که انگار دونده‌ها بیشتر به اینجا علاقه دارن. خیلی باصفا و آروم بود. برای اولین بار فکر کردم که هیچ چیز ترسناکی تو مردن نیست. آرامشه، آرامش محض.

۵- با فرانسین رفتیم شرک۳ رو دیدیم. به خوبی قبلی‌هاش نبود. فقط خیلی خندیدم وقتی شروع کرد سیندرلا و سفید‌برفی و سایر عاقبت‌به‌خیرها رو مسخره کردن. در ضمن یادم اومد که کلی انیمیشن ندیده دارم. تقریبا از شرک۲ به بعد هیچی ندیدم!!! چیزی رو توصیه می‌کنید؟

۶- بهارجان اگه اینجا رو می‌خونی بدون که گلدون‌هات گل دادن و من کلی از این بابت خوشحالم. اولین باره که من تو زندگیم از یه موجود زنده با این شدت مراقبت می‌کنم.

۷- من خیلی تو خیابون آشنا می‌بینم. مثلا همین سیبیل خودمون رو تا حالا سه دفعه تو خیابون دیدم!!! خوبیش اینه که وقتی سیبیل رو تو خیابون می‌بینی، دو دقیقه بعدش باهاش نشستی تو رستوران، داری یکی از خوشمزه‌ترین غذاهای زندگیت رو می‌خوری!!

۸- به طور مداوم خواب می‌‌بینم که دارم خانواده و آشنا و فک و فامیل رو محکم بغل می‌کنم. فکر کنم دلم خیلی خیلی تنگ شده.

۹- به نظر شما من می‌تونم این کتاب ششصد صفحه‌ای رو تا ماه دیگه تموم کنم و برم امتحان بدم؟
راهنمایی: تا حالا پنجاه صفحه‌اش رو خوندم و هیچ شبی هم نمی‌رسم بیشتر از دو صفحه بخونم.

۱۰- دیروز عکس‌های یک عروسی چینی رو دیدم. عروس چهار بار و چهار رنگ لباس عوض کرده بود. در ضمن همکار چینی- کانادایی من که عکس‌ها رو بهم نشون می داد گفت داماد آدم چیپی بوده، چون که لباس‌ها رو اجاره کرده بوده!!! نتیجه گرفتم که بین چینی‌ها هم “خرید لباس عروس” پز حساب می‌شه.

۱۱- پریروزجای مامانم خالی بود که ببینه چه دختر فعالی داره: صبح زود بیدار شدم، رفتم ورزش کردم، رفتم سرکار، درس خوندم(همون دو صفحه)، بعد با بر و بکز رفتم بیرون شام خوردیم ، بعد برگشتم خونه ناهار فردا مودرست کردم. اونم چی؟ قورمه سبزی!! می‌دونم که خیلی‌هاتون همین‌قدر فعالیت می‌کنید. ولی باید منو وقتی ایران بودم، می‌دیدید که چه جوری وقتی از سر کار می‌اومدم خونه، از جام تکون نمی‌خوردم!!!

۱۲- یک نوشته راجع به جرج بوش خوندم. یارو نوشته بود: “آدم باید واقعا شب‌ها زود بخواید و بدتر از آن صبح‌ها هم زود بیدار شود که بتواند این‌طور به دنیا گند بزند.” . به عنوان یک جغد شب‌بیدار که همیشه به اونهایی که زودمی خوابن حسودی کرده، کلی با این جمله حال کردم!!!

۱۳- یک چیز عجیبی در مورد خودم کشف کردم. در یک زمان توانایی دشمنی با بیشتر از یک نفر رو ندارم. همین که دشمن جدید پیدا می‌کنم، بقیه کمرنگ می شن و بعد هم خود‌به‌خود فراموش می‌شن.

۱۹ نظر درباره “” داده شده است.

  1. Test گفت :

    Test

  2. sepideh گفت :

    salam…

    aroose mordeh ro ham bebinid.. khali az lotf nist

  3. بایرامعلی گفت :

    میبنم که از سنت حسنه غر دست برداشتی و داری با نیمه پر لیوان حال میکنی!! خوبه خوبه ادامه بده!!

  4. Anar گفت :

    به این میگن یه پست هپی! دلم باز شد به خدا.

  5. غزل گفت :

    برای همین چیزهاست که من عاشقتم…

  6. bahar گفت :

    salam kati joon,
    merci az goldunam moraghebat mikoni.
    boosi,
    Bahar

  7. مهدی گفت :

    سلام
    اولین باره که وبلاگت رو دیدم
    با غربتی که پاییز شروع بشه مشکل نداشتی?
    راستش رو بخوای مشتاقم که به وبلاگم لینک بدید اگر ممکنه
    من هم که هنوز بلد نیستم چه جوری باید این کار رو بکنم

  8. maryam گفت :

    be tore etefaghai weblogeto peida kardam va khosham umad..vali chon chand morede moshabeh ham didam baram jaleb bud ke beporsam ke chera bazi vaghta fekr mikoni jame shenasi bekhuni?ghabl az amadan be canada ham fekr mikardi?
    unmoghe ke tasmim gerefty computer bekhuni ham be jame shenasi fek mikardi va age are chera unmoghe tasmimeto amali nakardi?
    mibakhshid ke man dar avalin comment biparva fozuli kardam albate khodam esmesho nemizaram fozuli in eghtezaie reshtame be noi,,man social research mikhunam

  9. valeriyana گفت :

    از توانای ۱۳ خشم اومد. خوب مینویسی. جالبند. چند تا از پست ها تو خوندم. به من هم سر بزن.

  10. valeriyana گفت :

    منظورم خوشم اومد بود. غلط تایپی بود.

  11. پشملبا گفت :

    می شه یه روزی منم از روزمرگی های اونور آب بنویسم؟! باورش سخته!

  12. پیمان گفت :

    در مورد تابستون کانادا کاملا باهات موافقم چون تنها دلخوشی هست که باهاش میشه زمستان های شرد اینجا رو تحمل کرد

  13. manzar گفت :

    salam.mishe lotfan az canada bishtar benevisi?mikham sharayete oonja ro bedunam.

  14. swastika گفت :

    salam man nemikham be shoma tohin konam vali ye javabi bood dar morede matalak va rabti ke be korosh dadeh bodid
    man migam age az divane o pire marde 55 sale o mardeh 45 sale o ye bache dabestani be shoma matalak goftan pass in shoma hastid ke moshkel darid che ra ma hamishe khodemoono bedoone moshkel mibinim va hame badi ha male digarane???
    dar har hal matalak goftan ye irani be shoma dadile khobi braye tohin be KOROSH nist

  15. لادن گفت :

    یه سوال.کورش کیه این وسط؟؟؟

  16. سایه گفت :

    جناب چیز (اسمتون رو نتونستم بخونم. آریاییه؟)
    شما به بزرگواری خودتونون ببخشید. من تا امروز به این فکر نیفتاده بودم که مشکل از خودم هست. بله . اصلا اشتباه از من بوده که بهم متلک گفتن، چطور به فکرم نرسیده بود؟؟؟من از شما و کوروش! معذرت می خوام.
    ایشالله هر جا هستید در پناه جد کبیرتون موفق باشید و اگر در هر گوشه ی این دنیا کسی رو دیدید که چیزیش بود و مشکلی داشت، متلک گفتن فراموشتون نشه.

  17. محراب گفت :

    سلام
    تو که این همه فعالیت داری یه سر هم به بلاگ من بزن تا ببینی من چقدر فعالیت ندارم.

  18. پوریا گفت :

    چه متنوع!

  19. maryam گفت :

    man mikhastam tahghighe jame shenasi konam ye dafe sar az inja dar avordam albate reshtam modiriate jahangardie . be har hal aalie man injoor yaddashta ro kheili doos daram edame bedin

نظر بدهید