برسد به دست نوادگان کورش کبیر
یکی دو ماه پیش، وقتی که هنوز برف روی زمین بود، یک شب داشتم از یک راهی که به خاطر انبوه شدن برف باریک شده بود، میرفتم به سمت خانه. وسط راه یادم آمد که باید چیزی میخریدم. یک دفعه ایستادم به قصد عوض کردن مسیر. مردی که پشت سرم راه میآمد، عصبانی شد. داد زد:” دخترهی …. انگار داره….. نمیتونه درست راه بره.” بعد هم دور شد. نمیدانم با خودش حرف میزد یا اینها را توی گوشی موبایلش گفت. نمیدانم که چون فهمید ایرانی هستم اینها را گفت یا فقط حال کرده بود راجع به هیکل زنانهای که جلویش راه میرفت اظهار نظر بکند. فقط میدانم که عصبانی شدم. دنبالش دویدم. کاپشنش را از پشت گرفتم. گفتم:”هی مرتیکه، هر جای دنیا که باشی باز هم همان… هستی که توی ایران بودی.” یک نگاهی کرد و رفت. تند رفت. من هم همانجا ایستاده بودم. عصبانی، وامانده، به یاد همه روزهایی که توی خیابانها و کوچههای تهران گذراندم و دم برنیاوردم.
یک سال و هشت ماه است که آمدهام کانادا. چهار دفعه متلک توی خیابان شنیدهام. هر چهار دفعه گوینده ایرانی بوده. چشم و ابرو و موی تیرهی هموطن را تشخیص داده و وظیفه فرهنگی خطیر متلک گفتن به زبان شیرین فارسی را بهجای آورده. متلک گفتن پیرمرد توی مرکز خرید آشنا بوده، متلک گفتن آقای سی چهل سالهی بنز سوار را هم به جا آوردم، حتی از فحش رکیک دیوانهای که پشت سرم راه میرفت چندان دور نبودم.
اما متلک گفتن بچهدبیرستانی ایرانی که اینجا مدرسه رفته و بزرگ شده و دارد با دوستان غیر ایرانیاش راه میرود، از جنس دیگری است. حالم را به هم میزند. استفراغم میگیرد از چیزی که از درون خانواده میجوشد و بالا میآید و به او یاد میدهد که دختر ایرانی، اموال عمومی تو و هفت پشتت حساب میشود.
همان پشتی که لابد به کورش کبیر میرسد. همان که باید همگی بنشینیم و غصه مقبرهاش را بخوریم و هی ایمیل به هم بفرستیم…
و در عوض هرگز غصه فرهنگ مریضمان را نخوریم… و هرگز به روی خودمان نیاوریم که مریضی را با خودمان کشیدهایم به همه جای دنیا … و هرگز نفهمیم که مریضی سرایت می کند به بچههای ما…و هرگز نفهمیم که افتخار به نیاکان دردی را از فرهنگ ما دوا نکرد و نمیکند. همانطور که مسلمان بودنمان، همانطور که ادعای نجابتمان، همانطور که هزار ادعای توخالی بیافتخار دیگر…
اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۶ at ۹:۴۵ ب.ظ
انار جان، کامنتت رو اشتباهی زدم پاک کردم!!! ولی چشم. پست بعدی قول می دم که خوشحال باشم!
اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۲۳ ب.ظ
nemigam khodto sansour kon amma migam mosbat negah kon
har meliati ye eshkalati dareh ye mohasenati
mexicieh ham matalak migeh
inghadr nokteh sanj nabash o khodeto aziat nakon
inghadr ham hameh chiz ro zanoneh o mardooneh nakon
yani marde ironi sara pa eshkaleh
chera hich jay e in weblogha baray e ye bar ham ke shodeh az ye marde ironi khob nemigan
man fekr nemikonam pedaray e ma ya hamey e in mardhay e ironi ke ma dosteshon dashtim sarapa eshkal bodan o zed e zan bodan
mard e canadayi behet matalak nemigeh amma manish in nist ke zehniat e zed e zan nadareh faghat mitoneh kheili penhan basheh
kholaseh harfam ineh ke manfi negah nakon chon bishtar az har kasi khodet narahat mishi
اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۵۹ ق.ظ
salammmmmmmmm
manam daghighan hamin aghidaro daram ke ma iraniha moshkele shadide farhangi daram.etefaghan emrooz to weblog anar barash rajebe in ke ma iraniha moshkele shadid farhangi darim comment gozashtam.
maslan inja ke man hastam ye shahre kochike to amrika ke yetedade kami irani dare ,mesle dehate ke harfi baraye goftan nadaran,shoroo mikon rajebe gave msht hasan harf zadan inja ham rast beri chap beri poshtetharf mizanan,hata jalasate shabane tashkil midan.yekiam nist beheshoon bege baba get a life.ahhhhhhhhhhh
اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۶ at ۱:۱۱ ق.ظ
چقد زور داره آدم این همه سختی رو تحمل کنه بازم این جور آدمها جلو چشمش باشن! واقعا برای خودمون با این طرز تربیت قند عسل هامون متاسفم.
اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۶ at ۱:۴۱ ق.ظ
azizam, in tarz e tafakor va in bimari k hala digar kheili mozmen shode.hezar o chahar sad sale k microb e laanatish too badan e mast, ta vaghti ham k in microbe dar badan hast, in bimari khoob besho nist, hala har jaye donya k mikhahim beravim, in microbe ra bayad rishe kan kard.
اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۶ at ۱:۵۳ ق.ظ
سلام
تو این وانفسای بی سوژه ای خیلی از بچه وب نگار، خوب تونستی یه موضوع به روز رو تحلیل کنی! خوشحالم از اینکه راه نوشتن رو بلدی.
تا بعد…
اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۶ at ۲:۵۳ ق.ظ
سلام،
صد در صد با تو موافقم.
با تعریف از خود و ژاژ خایی، تنها میزان غرق شدنمان در عفونت های تاریخی مان بیشتر می شود.
محمد رضا نیکفر:
” اگر نمایندگانی از همه ی ملل جمع می شدند و بجای سخن گفتن از فضیلت های خدایی و نژادی شان، از رذیلت های تاریخی شان می گفتند، حتما دنیای صلح آمیز تر و مهربان تری می داشتیم”. نگاه کنید به مقاله ی زیر و مجموعه مقالات ۷۰ شماره ای وی در همان سایت :
http://www.radiozamaneh.org/nikfar/2007/02/post_66.html
با قبول کلام شما در مورد “در خون ایرانی بودن متلک به رنان”، اما نگفتی که اون چیز هایی که اون آقایون ۴ گانه به شما گفتند چی بوده. چون باید حتی متلک هم حد و مرزش معلوم باشه.
به این جا هم می توانید سری برنید و کامنتتان را بگذارید.
http://www.adamekhoshoonat.blogspot.com
شاد باش و دیر زی
اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۶ at ۳:۵۴ ق.ظ
uffffff, bazia hich vaght adam nemishan, mohem ham nist pashoon be kojaha berese. ye modat dashtam ghose mikhordam ke ye irani ham nadidam too in shahr. ama engar bayad khoda ro ham shokr konam…
اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۶ at ۴:۵۶ ق.ظ
من یک سال و هفت ماهه که اومدم توی ِ یک شهری که هیچ ایرانیی نیست. چرا یک نفر هست که اون هم متلک نمی گه. تا به حال حتی یک بار هم چنین چیزی که در ایران رایج بود رو ندیدم و نشنیدم این جا. چند وقت قبل برای ِ دو ماه رفتم به کپی پیست ِ ایران یعنی ایتالیا، و به قدر ِ ایران توی ِ خیابون متلک گفتن رایج بود!…با آخرین سطر از نوشته هات هم شدیداً موافقم!
اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۶ at ۱:۱۱ ب.ظ
عزیزم سایه سلام. میخواستم بگم کاش میشد از این جور آدما شکایت کرد تا حساب کار دستشون بیاد که این جا دیگه ایران نیست که هر غلطی خواستند بکنند .
اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۸۶ at ۲:۳۱ ق.ظ
شما موضوعات کاملا بی ارتباطی را بهم در آمیخته اید. کورش یک شخصیت تاریخی است که متعلق به کودکی بشریت است، نه حتی ایرانیان. میراث تاریخی در مالکیت یک شخص یا حتی ملت نیست، دولت قاهره هیچ حق مالکیتی به روی اهرام ندارد. متلک پرانی خود معلول چیزهای دیگری مثل حجاب و محرومیت جنسی است، از این جهت تبدیل به یک فرهنگ شده. اما یک نکته را لازم می دانم در درون جامعه مردان مطرح بکنم، متلک هرگز به قصد توهین بیان نمی شود، حتی وقتی توهین آمیزترین واژگان را در خود دارد. بسیاری از پسران متلک گویی که من دیده ام نه فقط قصد “آزار و مزاحمت” برای زنان را ندارند، بلکه نزد آنها متلک پرانی تنها راه شناخته شده برقرار کردن رابطه با یک زن است! عدم وجود آموزش درست برای راه های ابراز دوستی خودش یکی از دلایل عمده جا افتادن و تداوم وجودی این فرهنگ است. مثل “دعوت به شام” اروپایی هاست. دلایلی دیگری هم هست، مثل جلب توجه بقیه و ابراز وجود … اما “اثرات فرهنگ مردسالار” به گمان من حداقل نقش ممکن را ایفا می کند. به هر حال چون خود من مذکر هستم و تابحال قربانی متلک گویی نبوده ام حق صدور حکم هم درباره آن ندارم، اما همینجا اعتراف می کنم که یکبار به دختری متلک گفتم و بعدا از اینکار بدجوری پشیمان شدم!
اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۰۳ ق.ظ
من با نوع نگاه شما کاملا مخالفم . جهت اطلاع در این مورد یک پست نوشتم
اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۶ at ۳:۵۱ ق.ظ
it was very well writen. kheyli khoob o ghashang, tnx
اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۶ at ۵:۴۰ ق.ظ
سلام سایه جانم. خوبی خانومه؟ نیسیتی یه عالمه وقته….
اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۶ at ۶:۴۲ ق.ظ
راس می گی! این ایرانی ها همشون …ببخشید !ما ایرونی ها هممون عوضی هستیم!!
اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۶ at ۶:۵۷ ق.ظ
اگر همه ی «ایرونی»های این نوشته رو برداری و به جاش «عرب» بذاری، به نوعی می تونه حرف های یک زنِ دیگه باشه. مخصوصن این که «هر جای دنیا که باشی باز هم همان… هستی که توی (بیابون) بودی.” یا این که «هرگز غصه فرهنگ مریضمان را نخوریم… و هرگز به روی خودمان نیاوریم که مریضی را با خودمان کشیدهایم به همه جای دنیا … و هرگز نفهمیم که مریضی سرایت می کند به بچههای ما»
فرق اش این است که در این صورت،اون تبدیل می شه به «هم وطن ِ نژاد پرستِ نوه ی کوروش کبیر»!!
هیچ وقت نقهمیدم چرا ایرونی ها از این که توی سرِ خودشون بزنن اینتلکچوالی ارضا می شن! کریتیکال بودن هم ایده می خواد، هم ایده پردازی و هم مبلغی کامن سنس. نژاد پرستی هم یک تعریف بیشتر نداره. این نوشته نژاد پرستانه ست.
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۱۲ ق.ظ
مخالفم!
همه مردای ایرانی؟! همه مردا؟ اونم فقط ایرانی؟! دفعه دیگه که آرنو، سِوِرین و آنماری رو دیدم حتما یه دیکچنری کامل متلک فرانسوی رو برات جمع میکنم!
گرون شدن بنزین چه ربطی به کوروش داره! اِه ببخشید! متلک چه ربطی به کوروش داره؟! بابا اون بیچاره رو تو گورش راحت بزارین!
میخوام بگم دو مقوله حفظ آثار تاریخی و مرض متلکپرانی چه ربطی به هم دارن؟!
هر مشکلی جای خودش با نسبت اهمیتی که داره باید بررسی بشه و حل بشه! مثلا دست نیست که بگیم:” حالا که تو این مملکت “اکثر” حقوق انسانی پایمال میشه، پس حقوق زن هم بیخیال!”
یا اینکه: حالا که تو این مملکت متلک میگن [ مثل خیلی جاهای دیگه] پس دیگه حفظ کوروش یعنی چی؟!”
اینجوری هم فکر نکن که همه اونائی هم که مشرف شده به بلاد خارجه از ادیبالادبای ایرانی هستند! خیر! به مدد پول زیاد، میشه پاسپورت هر کشوری رو خرید توی جیب گذاشت، فارسی هم حرف زد.
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۶ at ۷:۳۱ ق.ظ
از کوروش و فرزندانش جز این هم نمیشه انتظار داشت
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۶ at ۳:۱۶ ب.ظ
به شیراز: ربطش با کورش اینه که این ملت ایرانی مقیم خارج گردنبند تخت جمشید می اندازند گردنشون و به هر کی که می رسن، می گن “می دونی؟ ما نواده کورش هستیم. خیلی خیلی ملت بزرگی هستیم. با عرب ها فرق داریم” به جای این که پرنسیب و فرهنگ و سواد و… کسب کنند و از این طریق تو جامعه ی جدید راهشونو باز کنند، شروع می کنند به افتخار به گذشته و یا افتخار به چیزایی که اصلا و جود نداره. مثلا می گن هیچ کس غیر از ما ایرانی ها فرهنگ نداره و نداشته!!! این می شه که اصلا کور خودشون می شن و بینای بقیه. این می شه که حتی دربند این نیستند که بچه خودشونو مطابق با استانداردهای این جامعه ای تربیت کنند که متلک گفتن توش خشونت کلامی حساب می شه. من اینجا می بینم که نسل دوم ایرانی های مهاجر موجودات جالبی از آب در نیومدند. نه اینوری هستند، نه اون وری. خیلی درد داره که هنوز عقاید مردسالارانه بابا بزرگشونو در مورد زن ها دارند.
من هم می دونم که این هایی که مشرف شدند به اینجا ادیب ادبا نیستند. درد من هم همینه.
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۶ at ۳:۲۳ ب.ظ
به رهگذر: برای شیراز هم نوشتم. حرف من این نیست که متلک گفتن به نواده کورش بودن ربط دارد. حرفم این است که ایرانی ها بد نیست کمتر به گذشته افتخار کنند و یک قدری تمرکز کنند روی زمان حال و این که چه قدر مشکلات فرهنگی داریم که چندان هم مورد اهمیت ما نیستند.
اردیبهشت ۱۷م, ۱۳۸۶ at ۳:۵۸ ب.ظ
man nemidanam in Iraniha be che chizeshan minazand? migoyand motamaden hastand! Kodam khedmat ra be bashariyat kardeand? Migoyand farhangeshan bartar ast! Kodam farhang??? Opera darnad? ke nadand! Balet darand?! ke nadarand! Mosigiye klasik darand ke nadarand. Elm o teknologi ham ke nadarand!! Ta mitavanand jal o dorogh sazi mikonad Khodeshan nazjade Almani ja mizanand(gaziyeye piyaz 0 (morakabat
اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۸۶ at ۹:۳۱ ب.ظ
راستش خیلی از خواندن این خاطرات ناراحت شدم. قضیه رو درست منعکس کرده ای. مسئله حتی از مذهب هم عمیق تره و با ۱۴۰۰ سال عقب رفتن مطمئن باشن کوروش پرست ها که به چیزی دست پیدا نمی کنن.
البته تو یک همچین جائی که نمیشه همه چی رو تحلیل کرد (مطابق انتظار بعضی ها، تازه فایدش چیه) فقط می شه یه اشاره کرد، یه تلنگر زد. بیماری “مردپرستی” فرهنگ شرقی چیزی نیست که بشه نفی اش کرد. مثل کچلی یه. یه طور ویژگی یه . برمی گرده به اینکه زن ایرانی یک موجود مستقل حساب نمی شه بلکه هویت اش در تحت مالکیت و حمایت بودن یک مرد تعریف می شه (پدر، پدربزرگ، برادر، شوهر تا حتی عمو و دائی!)
کلمات ناموس، غیرت، شرم و حیا که در فرهنگ غرب مترادف ندارن، نشانه های همین مالکیت هستن. در کوتاه مدت کاریش نمی شه کرد. تا وقتی برابری و آزادی جنسی زن (چون مرد که دوسه هزار ساله آزاده) در جامعه نهادینه نشه، همینه که هست.
شهریور ۲۱م, ۱۳۸۶ at ۴:۵۰ ب.ظ
bashe ma irania hame avazi.ghabul.to chi?to chi dari ke mitooni behesh eftekhar koni? matalak parooniye chand ta iranio paye ye melat nanevis! dar zemn fek kon bebin khodet amli mortakeb nashodi ke marda ro tahrik be matalak parooni kone?
مهر ۱۲م, ۱۳۸۶ at ۸:۲۹ ق.ظ
خواهشم از بکس اینه که متلک بنویسید
آبان ۱۴م, ۱۳۸۶ at ۴:۱۰ ب.ظ
رضا عوضی خودتی باجددوآبادتت پدرسگ حداقل یه ولانسبتی می گفتی
آذر ۶م, ۱۳۸۶ at ۲:۰۸ ق.ظ
عکس هم بزارین
آذر ۲۰م, ۱۳۸۶ at ۱:۰۷ ب.ظ
به نظر من ما اول باید خودمونو درس کنیم ، فراموش نکنیم که این ماییم که فرهنگ خودمونو تعیین میکنیم .
ما ایرانی هستیم .درسته که تو این سالا ما هیچی نداشتیم ولی یه روزی ما بودیم که واسه خودمون کسی بودیم پس میتونیم بازم واسه خودمون کسی باشیم .ولی تا وقتی که خودمونو نساختیم به هیچ جا نمیرسیم .
اگه جامعه ی ایرانمون این روزا بد شده نشونش اینه که ما بد شدیم…
فروردین ۱۴م, ۱۳۸۷ at ۹:۱۳ ق.ظ
حرقات قشنگه سعی می کنم خودم و اصلاح کنم.
ایران فرهنگی قوی داره اما کسی نیست که انو به نسل های آینده یاد بده.
فروردین ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۳:۱۳ ق.ظ
خدمت آقای کوروش
آقای نه چندان محترم
جنابعالی مسئول کلیه مسائل زیر شناخته شده به اعدام محکوم میشوید.۱- متلک گفتن آقایان به خانم مزبوروهمچنین طرز راه رفتن مخصوص نوادگان محترم جنابعالی)
۲- گرانی گوشت شیر تخم مرغ و غیره
۳-به جا گذاشتن خرابه هایی که صاف کردنشان هزینه بر است
۴-مخالفت با احکام اسلام در چند هزار سال بعد.
۵-هر قحطی و مرگ و میر و وبا و خناقی که تا ابد به این مملکت بیاید و هر کشتاری که صورت بگیرد و هرکس که دلش بگیرد مسئول مستقیمش شما هستید.
موافقم با این مطلب”ایرونی ها از این که توی سرِ خودشون بزنن اینتلکچوالی ارضا می شن”