<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>Comments on: </title>
	<atom:link href="http://sayeh.nevesht.org/archives/688/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/688</link>
	<description></description>
	<pubDate>Thu, 20 Nov 2008 23:52:22 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.5.1</generator>
		<item>
		<title>By: k1</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/688#comment-8740</link>
		<dc:creator>k1</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/688#comment-8740</guid>
		<description>salam
donestane eshkalat khodesh ye game bozorg too zendegiye
khyliha hich vaght ino nemifahman va khyliha aslan ghabol nadaran ke irad daran
tabrik migam
shad bashin</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>salam<br />
donestane eshkalat khodesh ye game bozorg too zendegiye<br />
khyliha hich vaght ino nemifahman va khyliha aslan ghabol nadaran ke irad daran<br />
tabrik migam<br />
shad bashin</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: saeed</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/688#comment-8569</link>
		<dc:creator>saeed</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/688#comment-8569</guid>
		<description>من در تلاشم که رابطه ای بین باور های آدمهای امروزی با اعتقادات اسطوره ای گذشته ها پیدا کنم.

به نظر من در هر دو ی ای باور ها چیز مشترکی  وجود  دارد.

شاید یک حقیقت.
یک حقیقت گم شده.

شاید زندگی ما همان چیزی است که در افسانه ها آمده.
شاید افسانه ها خبر از حقیقت میدهند.
اما چه حقیقتی؟

شاید شما بتونین کمک کنین.

منتظر جواب و نظر شما هستم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من در تلاشم که رابطه ای بین باور های آدمهای امروزی با اعتقادات اسطوره ای گذشته ها پیدا کنم.</p>
<p>به نظر من در هر دو ی ای باور ها چیز مشترکی  وجود  دارد.</p>
<p>شاید یک حقیقت.<br />
یک حقیقت گم شده.</p>
<p>شاید زندگی ما همان چیزی است که در افسانه ها آمده.<br />
شاید افسانه ها خبر از حقیقت میدهند.<br />
اما چه حقیقتی؟</p>
<p>شاید شما بتونین کمک کنین.</p>
<p>منتظر جواب و نظر شما هستم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: ناز خاتون</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/688#comment-8378</link>
		<dc:creator>ناز خاتون</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/688#comment-8378</guid>
		<description>سایه جونم سلام. من الآن اون شعر این خانم به اصطلاح شاعر رو دیدم و کلی متعجب شدم که چطور کسی به خودش اجازه می​دهد این طوری راجع به دیگران بنویسه و اسم نوشته​اش رو هم بذاره شعر! رسما لینک این خانم را برداشتم. این هم عاقبت کسی که نشناخته  به دیگران لینک می​ده. واعقا از بی​انصافی بعضی آدم​ها تعجب می​کنم...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سایه جونم سلام. من الآن اون شعر این خانم به اصطلاح شاعر رو دیدم و کلی متعجب شدم که چطور کسی به خودش اجازه می​دهد این طوری راجع به دیگران بنویسه و اسم نوشته​اش رو هم بذاره شعر! رسما لینک این خانم را برداشتم. این هم عاقبت کسی که نشناخته  به دیگران لینک می​ده. واعقا از بی​انصافی بعضی آدم​ها تعجب می​کنم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: kargadan</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/688#comment-8296</link>
		<dc:creator>kargadan</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/688#comment-8296</guid>
		<description>chetori saye jan
khoobi?
man bargashtam</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>chetori saye jan<br />
khoobi?<br />
man bargashtam</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: داریوش</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/688#comment-8287</link>
		<dc:creator>داریوش</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/688#comment-8287</guid>
		<description>آدمی که سر کلاس مدام شیطنت کند و جایش را هی عوض کنند همین میشود دیگر، سر از فرنگ در میاورد و از همه که هیچ ، از خودش هم طلبکار است و مدام خودش را نخود هر آشی میکند و نه تنها امنیت خودش که امنیت ملی را هم نعوذو بالله به خطر میاندازد،</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آدمی که سر کلاس مدام شیطنت کند و جایش را هی عوض کنند همین میشود دیگر، سر از فرنگ در میاورد و از همه که هیچ ، از خودش هم طلبکار است و مدام خودش را نخود هر آشی میکند و نه تنها امنیت خودش که امنیت ملی را هم نعوذو بالله به خطر میاندازد،</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: شیراز</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/688#comment-8164</link>
		<dc:creator>شیراز</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/688#comment-8164</guid>
		<description>بابا اصلا یه سری به اون اریکا خانوم بزن، بلکم فرجی شد!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بابا اصلا یه سری به اون اریکا خانوم بزن، بلکم فرجی شد!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: محراب</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/688#comment-8155</link>
		<dc:creator>محراب</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/688#comment-8155</guid>
		<description>سلام سایه خانم
سال نو مبارک. امیدوارم موفق پیروز باشی...
چرا اینقدر غمگین شدی خواهر؟انشاالله باد بهاری هوای سرت را عوض می کنه  و سر حال میای.
راستی لینکت را در بلاگ دایی جان ناپلئون گذلشتم موفقتر باشی
http://www.daejan.blogfa.com/</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام سایه خانم<br />
سال نو مبارک. امیدوارم موفق پیروز باشی&#8230;<br />
چرا اینقدر غمگین شدی خواهر؟انشاالله باد بهاری هوای سرت را عوض می کنه  و سر حال میای.<br />
راستی لینکت را در بلاگ دایی جان ناپلئون گذلشتم موفقتر باشی<br />
<a href="http://www.daejan.blogfa.com/" rel="nofollow">http://www.daejan.blogfa.com/</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: pedar nam nam</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/688#comment-8152</link>
		<dc:creator>pedar nam nam</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/688#comment-8152</guid>
		<description>baba koja?...man ke taze oomadam inja...oon ham too tavallod e webloget...!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>baba koja?&#8230;man ke taze oomadam inja&#8230;oon ham too tavallod e webloget&#8230;!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: mehdi</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/688#comment-8115</link>
		<dc:creator>mehdi</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/688#comment-8115</guid>
		<description>تولد سایه مبلرک خانوم کتی :) 
ولی خداییش موندم چرا بیشتر کسایی که وبلاگ می نویسن تا ناراحت میشن دق دلیشونو سر وبلاگشون خالی میکنن و تصمیم می گیرن درشو گل بگیرن ! هرچند که تا حالا یادم نمیاد کسی اینکارو کرده باشه ولی خب جالبه . میشه براش یه پست جور کرد . البته شاید به این دلیل باشه که بعضی از ماها وقتی اومدیم سراغ وبلاگ فکر می کردیم قراره همه جاهای خالیه زندگیمونو با این فضای مجازی پر کنیم و همینم هست که مدام نتیجه می گیریم که هیچ اتفاقی نیفتاده و در نتیجه باید تعطیلش کرد . خانوم کتی فکر نمی کنم بخوای واقعا در اینجا رو گل بگیری ولی اگه شیطون رفت زیر جلدت و یه وقتی خواستی همچین کاری بکنی اینجانب شخصا به عنوان یکی از خواننده های همیشگی وبلاگت ( هرچند خیلی وقت نیست که اومدم قاطیه آدما ) ناراحت میشم . وبلاگ خوبی داری . هر وقت میام و نوشته هاتو میخونم اگه چیز جدیدی یاد نگرفته باشم دست کم احساس رضایت می کنم :) 
امیدوارم امسال یه سال واقعا نو داشته باشی و سایه رو بهتر از همیشه بزرگ کنی .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تولد سایه مبلرک خانوم کتی <img src='http://sayeh.nevesht.org/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /><br />
ولی خداییش موندم چرا بیشتر کسایی که وبلاگ می نویسن تا ناراحت میشن دق دلیشونو سر وبلاگشون خالی میکنن و تصمیم می گیرن درشو گل بگیرن ! هرچند که تا حالا یادم نمیاد کسی اینکارو کرده باشه ولی خب جالبه . میشه براش یه پست جور کرد . البته شاید به این دلیل باشه که بعضی از ماها وقتی اومدیم سراغ وبلاگ فکر می کردیم قراره همه جاهای خالیه زندگیمونو با این فضای مجازی پر کنیم و همینم هست که مدام نتیجه می گیریم که هیچ اتفاقی نیفتاده و در نتیجه باید تعطیلش کرد . خانوم کتی فکر نمی کنم بخوای واقعا در اینجا رو گل بگیری ولی اگه شیطون رفت زیر جلدت و یه وقتی خواستی همچین کاری بکنی اینجانب شخصا به عنوان یکی از خواننده های همیشگی وبلاگت ( هرچند خیلی وقت نیست که اومدم قاطیه آدما ) ناراحت میشم . وبلاگ خوبی داری . هر وقت میام و نوشته هاتو میخونم اگه چیز جدیدی یاد نگرفته باشم دست کم احساس رضایت می کنم <img src='http://sayeh.nevesht.org/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /><br />
امیدوارم امسال یه سال واقعا نو داشته باشی و سایه رو بهتر از همیشه بزرگ کنی .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: زهرا</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/688#comment-8098</link>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.org/archives/688#comment-8098</guid>
		<description>چه حیف.
فکر کنم باید برای پنجمین سال وبلاگ نویسی ات پست اختصاصی تری میگذاشتی، نه؟
درهر حال امیدوارم هر چه زودتر با خودت کنار بیایی.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چه حیف.<br />
فکر کنم باید برای پنجمین سال وبلاگ نویسی ات پست اختصاصی تری میگذاشتی، نه؟<br />
درهر حال امیدوارم هر چه زودتر با خودت کنار بیایی.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
