این مطلب در تاریخ
شنبه, بهمن ۱۴م, ۱۳۸۵ در ساعت ۲:۵۹ ق.ظ
و درباره موضوعات فیلم چی؟ کتاب چی؟ منتشر شده است.
شما میتوانید هر پاسخی به این مطلب را توسط RSS 2.0 دنبال کنید.
شما میتوانید نظر بدهید، یا از سایت خود دنبالک ارسال کنید.
۶ نظر درباره “به بهانه روزهای جشنواره” داده شده است.
یادش به خیر بعد از اینکه اکران نوبت عاشقی ممنوع شد ، خدا میدونه چقدر گشتم دنبال فیلم که آخرشم نتونستم ببینمش و فیلمنامه رو گرفتم خوندم . یا چه میدونم مدرسه موشها و کانی مانگا رو با اون صفهای طولانی جلوی سینماها دیدن
سلام
هر چی خواستم بوسیله ایمیل محترم تشکر کنم ازتان نشد که نشد، نمیدونم حکایت چیه که تا وارد ایمیل شما میشم دیسکانکت میشم، ویروس که نفرستادی؟!!! به هر حال ممنونم از لطفت، برای داستان پرواز شما یه چرندیاتی دارم مینویسم، تموم که شد به اطلاع سرکار میرسونم تا اگه اشکال شرعی و عرفی و… نداشته باشم بذارم تو وبلاگ بی رمقم
زیاده عرضی نیست جز سلامتی حضرت علیه
من یه بار سال ۷۵ به جرم مو ی بلند ( موهام بلندم نبود) و شلوار جین.. جلوی سینما شهر فرنگ داشتم رد می شدم گرفتنم بردن وزرا…ارتباطم با جشنواره در همون حد موند!
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۵ at ۷:۵۸ ق.ظ
یادش به خیر بعد از اینکه اکران نوبت عاشقی ممنوع شد ، خدا میدونه چقدر گشتم دنبال فیلم که آخرشم نتونستم ببینمش و فیلمنامه رو گرفتم خوندم . یا چه میدونم مدرسه موشها و کانی مانگا رو با اون صفهای طولانی جلوی سینماها دیدن
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۵ at ۱:۰۲ ب.ظ
لطف عالی مزید
سایه ی عالی مستدام
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۵ at ۳:۲۲ ب.ظ
سلام
هر چی خواستم بوسیله ایمیل محترم تشکر کنم ازتان نشد که نشد، نمیدونم حکایت چیه که تا وارد ایمیل شما میشم دیسکانکت میشم، ویروس که نفرستادی؟!!! به هر حال ممنونم از لطفت، برای داستان پرواز شما یه چرندیاتی دارم مینویسم، تموم که شد به اطلاع سرکار میرسونم تا اگه اشکال شرعی و عرفی و… نداشته باشم بذارم تو وبلاگ بی رمقم
زیاده عرضی نیست جز سلامتی حضرت علیه
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۵ at ۱:۵۵ ق.ظ
مدت ةاست از جشنواره خبر ندارم….
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۵ at ۵:۱۶ ق.ظ
من یه بار سال ۷۵ به جرم مو ی بلند ( موهام بلندم نبود) و شلوار جین.. جلوی سینما شهر فرنگ داشتم رد می شدم گرفتنم بردن وزرا…ارتباطم با جشنواره در همون حد موند!
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۵ at ۸:۱۶ ب.ظ
سلام و ممنون از معرفی . این بزرگترین کمک و لطف است به این نوشته. باز هم ممنون