<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>Comments on: برای دوست همیشه و هنوز</title>
	<atom:link href="http://sayeh.nevesht.org/archives/645/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/645</link>
	<description></description>
	<pubDate>Thu, 20 Nov 2008 22:33:56 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.5.1</generator>
		<item>
		<title>By: bayramali</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/645#comment-2784</link>
		<dc:creator>bayramali</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/12/25/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2/#comment-2784</guid>
		<description>شما دوتا یک بار دیگر هم  همدیگه رو  دیدید . ولی نمیگم تا کمی به مغز مبارکتان فشار بیاورید. تازه ماهی سیاه کوچولو  هم بود!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شما دوتا یک بار دیگر هم  همدیگه رو  دیدید . ولی نمیگم تا کمی به مغز مبارکتان فشار بیاورید. تازه ماهی سیاه کوچولو  هم بود!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: محراب</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/645#comment-2783</link>
		<dc:creator>محراب</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/12/25/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2/#comment-2783</guid>
		<description>یادم هست یک بار بایرام جان یکی از نزدیکانش را برای همکاری به دفتر من دعوت کرد که فکر کنم شما باشید. روزها چقدر زود می گذرد....
من هم بلاگ شما را از طریق بامعلی پی گیری می کنم. اگر دست داشته باشید لینک بدهیم...
یلدا بازی خیلی جذاب بود.. بخصوص برای ما ایرانی ها که برای هر چیزی حجاب درست می کنیم  برای حرفمون و دلمون و خونمون و موهامون و......ولی انترنت بخاطر ارتباط غیر حضوریش از این قضیه جدا شده است.... عجبا من وقتی من بالای منبر می رم خیلی حرف می زنم   ببخشید
موفقتر باشید
محراب</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یادم هست یک بار بایرام جان یکی از نزدیکانش را برای همکاری به دفتر من دعوت کرد که فکر کنم شما باشید. روزها چقدر زود می گذرد&#8230;.<br />
من هم بلاگ شما را از طریق بامعلی پی گیری می کنم. اگر دست داشته باشید لینک بدهیم&#8230;<br />
یلدا بازی خیلی جذاب بود.. بخصوص برای ما ایرانی ها که برای هر چیزی حجاب درست می کنیم  برای حرفمون و دلمون و خونمون و موهامون و&#8230;&#8230;ولی انترنت بخاطر ارتباط غیر حضوریش از این قضیه جدا شده است&#8230;. عجبا من وقتی من بالای منبر می رم خیلی حرف می زنم   ببخشید<br />
موفقتر باشید<br />
محراب</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: فریبا</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/645#comment-2782</link>
		<dc:creator>فریبا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/12/25/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2/#comment-2782</guid>
		<description>برای خانم لوا:(خا نم محترم اگر میبینید که دیراین  جوابیه را نوشتم مسلما به این   خاطر نبود که ازپاسخ دادن عاحز بودم بلکه بیشتر به این دلیل بود که به روایتی از حضرت مسیح معتقدم که میفرماید اگر کسی به تو سیلی زد  طرف دیگر صورت خود را هم  برای سیلی بعدی در اخنیارش بگدار 
چون همانطور که خود شما هم اذعان کرده بودید آن مطلب نه ارزش هنری و نه ارزش ادبی داشت و نه این که خاطره یا سرگذشتی از یکی از مشاهیر بود که من خودم را ملزم به رعایت قانون کپی رایت بدانم
 
ان خاطره برای من چیزی در حد یک جوک بود برای خنداندن مخاطب  نه بیشتر و معمولا مطلب اصلی من در این وبلاگ   عکس هایی  است  که در آخر پست ها میگذارم

و اگر مطلبی را  در مقدمه می آورم نه به عنوان یک پست بلکه برای مقدمه برای ملموس ساختن حسی هست که از دیدن عکس ها مایلم به خواننده منتقل سازم نه بیشتر  به هر حال انواع تهمت ها را چه به خودم و چه بازدید کنند گان این وبلاگ متحمل گردیدم..
شاید خداوند مرا به خاطر این گناه بزرگ ببخشد...با تشکر...فریبا )  
--------------------------------------------------------
سایه: من جواب شما را پابلیش کردم. ولی آوردنش در این وبلاگ بی فایده است. حتما همین که برای خود لو جوابیه بفرستید کفایت می کند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>برای خانم لوا:(خا نم محترم اگر میبینید که دیراین  جوابیه را نوشتم مسلما به این   خاطر نبود که ازپاسخ دادن عاحز بودم بلکه بیشتر به این دلیل بود که به روایتی از حضرت مسیح معتقدم که میفرماید اگر کسی به تو سیلی زد  طرف دیگر صورت خود را هم  برای سیلی بعدی در اخنیارش بگدار<br />
چون همانطور که خود شما هم اذعان کرده بودید آن مطلب نه ارزش هنری و نه ارزش ادبی داشت و نه این که خاطره یا سرگذشتی از یکی از مشاهیر بود که من خودم را ملزم به رعایت قانون کپی رایت بدانم</p>
<p>ان خاطره برای من چیزی در حد یک جوک بود برای خنداندن مخاطب  نه بیشتر و معمولا مطلب اصلی من در این وبلاگ   عکس هایی  است  که در آخر پست ها میگذارم</p>
<p>و اگر مطلبی را  در مقدمه می آورم نه به عنوان یک پست بلکه برای مقدمه برای ملموس ساختن حسی هست که از دیدن عکس ها مایلم به خواننده منتقل سازم نه بیشتر  به هر حال انواع تهمت ها را چه به خودم و چه بازدید کنند گان این وبلاگ متحمل گردیدم..<br />
شاید خداوند مرا به خاطر این گناه بزرگ ببخشد&#8230;با تشکر&#8230;فریبا )<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
سایه: من جواب شما را پابلیش کردم. ولی آوردنش در این وبلاگ بی فایده است. حتما همین که برای خود لو جوابیه بفرستید کفایت می کند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: مریم</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/645#comment-2781</link>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/12/25/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2/#comment-2781</guid>
		<description>سلام گاه نوشته های زیبایی داری/برات آرزوی موفقیت میکنم برای همیشه و هنوز</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام گاه نوشته های زیبایی داری/برات آرزوی موفقیت میکنم برای همیشه و هنوز</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: ragtime</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/645#comment-2780</link>
		<dc:creator>ragtime</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/12/25/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2/#comment-2780</guid>
		<description>دختر در جمع چمن که حالا دیگه آدمهای آن جدید شدند و ما قدیمی‌تر ها غریبی‌مان گرفته قد یک دنیا جای تو خالی است.

اگر اونجا از زندگی ات حال نمی کنی و خوشحال نیستی تورا به هر چی دوست داری و به همه کوچه چمنی ها قسمت می‌دم برگرد. دلم تنگ شده و جایت خالی است. 

در ضمن من همینطوری می‌تونم رازهایم را بدون دعوت تو در وبلاگم بنویسم؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دختر در جمع چمن که حالا دیگه آدمهای آن جدید شدند و ما قدیمی‌تر ها غریبی‌مان گرفته قد یک دنیا جای تو خالی است.</p>
<p>اگر اونجا از زندگی ات حال نمی کنی و خوشحال نیستی تورا به هر چی دوست داری و به همه کوچه چمنی ها قسمت می‌دم برگرد. دلم تنگ شده و جایت خالی است. </p>
<p>در ضمن من همینطوری می‌تونم رازهایم را بدون دعوت تو در وبلاگم بنویسم؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: ragtime</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/645#comment-2779</link>
		<dc:creator>ragtime</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/12/25/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2/#comment-2779</guid>
		<description>سلام عزیز دلم

معلومه که گوش شنوا دارم. از کوچه چمن یادش گرفتم. قپی نمی‌آم. قبلا بلد نبودم. هرچند روزهای شلوغ کاری دارم، اما هر لحظه اراده کنی، در خدمتم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام عزیز دلم</p>
<p>معلومه که گوش شنوا دارم. از کوچه چمن یادش گرفتم. قپی نمی‌آم. قبلا بلد نبودم. هرچند روزهای شلوغ کاری دارم، اما هر لحظه اراده کنی، در خدمتم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: مهدی</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/645#comment-2778</link>
		<dc:creator>مهدی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/12/25/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2/#comment-2778</guid>
		<description>نمی خوای آپ کنی؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نمی خوای آپ کنی؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: Banafsheh</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/645#comment-2777</link>
		<dc:creator>Banafsheh</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/12/25/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2/#comment-2777</guid>
		<description>salam, koocheye chaman yeeki az mohemtarin chiz hayee ke ba mohajerat az dast dadamesh, hanooz ham dar arezooye faghat ye bar tekraresham,</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>salam, koocheye chaman yeeki az mohemtarin chiz hayee ke ba mohajerat az dast dadamesh, hanooz ham dar arezooye faghat ye bar tekraresham,</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: رضا</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/645#comment-2776</link>
		<dc:creator>رضا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/12/25/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2/#comment-2776</guid>
		<description>فقط این دوست واقعی که میشه بدون ترس از قضاوت با هاش راحت بود
بودنش کنار آدم چقدر غنیمت هستش..
چه نسلی هستیم که دوستامون هم هر کدوم یک جا این دنیا پرا کنده اند</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فقط این دوست واقعی که میشه بدون ترس از قضاوت با هاش راحت بود<br />
بودنش کنار آدم چقدر غنیمت هستش..<br />
چه نسلی هستیم که دوستامون هم هر کدوم یک جا این دنیا پرا کنده اند</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: هما</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/645#comment-2775</link>
		<dc:creator>هما</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/12/25/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2/#comment-2775</guid>
		<description>چقدر نیازش را حس می کنم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چقدر نیازش را حس می کنم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
