بازی یلدا
البته که اگر من از بی اینترنتی در حال مرگ هم باشم، نه روی آشپزباشی را زمین می اندازم نه روی مریم خانم زمستانی را. آن هم وقتی پای چنین بازی هیجان انگیزی وسط است.
این هم پنج تا چیزی که احتمالا ملت در مورد من نمیدانند:
یک_ عشق اول شدن: من از کلاس سوم دبستان در همه مسابقه هایی که برگزار می شد از کتابخوانی گرفته تا علمی_ فرهنگی شرکت می کردم تا اول بشوم. از افتخاراتم چهار بار اول شدن در مسابقات علمی- فرهنگی و یک بار اول شدن در مسابقات حفظ و قرائت قرآن در استان تهران است. پنجاه تا سوره را از بر کرده بودم که البته الان فقط سوره حمد یادم مانده و چند تا آیه از این طرف و آن طرف.
دو_ ریسک: ریسکم در مورد عاشق شدن و دوست پسر گرفتن همیشه بالا بوده است. یک دفعه در سن شانزده سالگی که موبایل و اینترنت و سایر امکانات نبود به مدت دوماه تلفنی با یک نفر حرف می زدم و بعد با هم قرار گذاشتیم. رفتم سرقرار و چشمم از دور به طرف افتاد، فهمیدم که بد غلطی کردم و هیچ رقم نمی توانم شکل و قیافه بنده خدا را تحمل کنم. این شد که از همان سمت خیابان پا گذاشتم به فرار و تا یک سال بعد گوشی تلفن را برنمی داشتم. در این مورد هنوز عذاب وجدان دارم.
سه_ حواس پرتی: خیلی پیش می آید که وسط یک کاری باشم و بعد به کل فراموش کنم که چرا این کار را شروع کردم و بعد باید چه کنم!!یک بار در ایام دانشجویی از تاکسی پیاده شدم تا نفر بغل دستی ام پیاده شود. بعد هم یادم رفت که دوباره سوار تاکسی بشوم و همان کنار خیابان به حالت منگ ایستاده بودم که با داد راننده تاکسی یادم آمد که باید تکلیفش را روشن کنم.
چهار_ جغرافیا: من هم مثل فیروزه دوما یک قربانی مناسب برای آدم دزدی هستم. هیچ وقت جهت های جغرافیایی را تشخیص نمی دهم و هیچ آدرس را قبل از ده بار طی مسیر یاد نمی گیرم. اگر با کسی باشم و حواسم به حرف زدن باشد وضع بدتر می شود و معمولا در حال حرف زدن به اولین کوچه سمت چپ می پیچم.
پنج_شکلات وشیرینی: به شیرینی و شکلات عشق می ورزم. رکوردم بلعیدن یک بسته بزرگ فررو روشه در دو روز است. اصلا مقاومت در برابر شکلات و شیرینی ندارم و وقتی که به یک مهمانی می روم مدام دارم به این فکر می کنم که آیا یک شکلات یا شیرینی دیگر از روی میز بردارم یا نه.
پنج نفری که به بازی دعوت می کنم قاصدک، مریم گلی ، فروغ، احمدرضا و کیوان هستند. یک روز بیشتر هم فرصت ندارند. وگرنه از لیست رزرو استفاده می شود.
————————————————————————–
پی نوشت: الان دیدم که فروغ و فتانه قبلا هم دعوت شده اند. بنابراین من اجازه دارم که پشت دریاها و خودمونی را بیاورم توی لیست!!
دی ۱م, ۱۳۸۵ at ۴:۱۶ ق.ظ
اولی و اخریش رو میدونستم!!!بالاخره دختر خاله بودن همچین مزایایی هم داره دیگه!:دی
دی ۱م, ۱۳۸۵ at ۴:۳۱ ق.ظ
یلدات مبارک!
شکلات خوردن من همانا
جوش زدن هم همانا
دی ۱م, ۱۳۸۵ at ۶:۱۵ ق.ظ
خیلی اعترافاتت با حال بود. کلی خندیدم
یاد شبهایی افتادم که در عین خونسردی و با یک لبخند ساده یک اتفاق هیجان انگیزناک تعریف می کردی . می بوسمت.
دی ۱م, ۱۳۸۵ at ۶:۲۳ ق.ظ
aman az in weblogestan!! mananm ke tu ruye dustam nemitunam harfi bezanam ke!! chashm, ama lotfan ye kuchulu mohlat bedin, bekhoda gereftaram!!
دی ۱م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۲۲ ق.ظ
سیستم ِ شمارش معکوسه!
وبلاگت در عین سادگی قشنگه
(:
دی ۱م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۳۲ ب.ظ
یلدا مبارک باشه
این شماره سومی باحال بود. یاد هواس پرتی خودم افتادم. بعضی وقتا دارم با کامپیوتر کار میکنم یادم میاد یه چیزی را میخوام میرم تو یک فولدر دیگه که برش دارم. وقتی میرم تو اون فولدر یادم میره برای چی به اونجا رفتم. هواس پرتی را که دیدم یاد کارهای خودم افتادم.
دی ۱م, ۱۳۸۵ at ۱:۳۰ ب.ظ
قربانت گردم کدام لیست را فرمایش میکنید؟ بنده حقیر چند روزی به سبب ماتم و هجران تارک دنیا و مافیه بودم و از رتق و فتق امور دورافتاده.
دی ۱م, ۱۳۸۵ at ۱:۴۵ ب.ظ
شمام با شیرینی بعله؟
خب این بازی ظاهرا پای منم کشیده وسط و مجبورم اعترافات بنویسم !
دی ۱م, ۱۳۸۵ at ۳:۵۵ ب.ظ
آمار جالب بود !!!
D:
خسته نباشی ..
امیدوارم کلا همیشه انرژتیک باشی !
سر بزن !
بای !
دی ۱م, ۱۳۸۵ at ۴:۲۶ ب.ظ
من که بیسرزمینتر از بادم در این وبلاگستان همینجا جوابات را مینویسم.
اول) در اتاوا به مدت هشت ماه ناچارا و برای این که در سی سالگی دست به دامان پدر و مادر بازنشستهام نشوم در بقالی یک ایرانی که جاسوس جمهوری اسلامی بود کار کردم. حضرتاش طرفدار اجنهنژاد بود.
دوم) نظم آهنین و اعصابخردکن من نفس شما را هم میگیرد! بالطبع من و شلختهجماعت و آنها که امروز را زندگی میکنند روی اعصاب همدیگر تشریف داریم.
سوم) آرزویام یک گشت و گذار مفصل است در اروپا: یک روزی عملیاش میکنم.
چهارم) یک شب آنقدر مست بودم که صورت کتی را محو میدیدم. بسیجیجانجانها هم وسط خیابان فرشته جلوی جوانها را میگرفتند. همانجا فهمیدم دیگرخیلی جوان نیستم چون طرف به من که محو میدیدماش گفت برو!
پنجم) سیگار و پیپ را ترک کردم چون آقای دکتر معتمد سفارت کانادا امر کرد که یا ترک کنم یا دو سال بعد مثل پیرمردها راه و بیراه سرفه میکنم.
دی ۱م, ۱۳۸۵ at ۴:۵۱ ب.ظ
عمرا رکورد شیرینی و شکلات خوردنت به من برسه!
دی ۱م, ۱۳۸۵ at ۵:۳۳ ب.ظ
وای……منم دلم میخواد اول شم ): من توی مسابقاتی که میرم با دومی و سومی قرار داد بستم اما اولی هنوز نه ……..کاش منم قدرت یسک بالا داشتم..گاهی حس میکنم برای این تنهام که نمیتنونم تو اینجور مسایل ریسک کنم اما دسته خودم نیست..این محتاط بودن جزیی از وجودمه
دی ۱م, ۱۳۸۵ at ۵:۳۴ ب.ظ
وای……منم دلم میخواد اول شم ): من توی مسابقاتی که میرم با دومی و سومی قرار داد بستم اما اولی هنوز نه ……..کاش منم قدرت یسک بالا داشتم..گاهی حس میکنم برای این تنهام که نمیتنونم تو اینجور مسایل ریسک کنم اما دسته خودم نیست..این محتاط بودن جزیی از وجودمه
دی ۱م, ۱۳۸۵ at ۵:۳۴ ب.ظ
راستی ازین به بعد خواستین بازی کنین منم بازی…
دی ۱م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۲۳ ب.ظ
راستی سایه میخواستم بگم چرا از غرغر نوشتی؟ بعد فهمیدم باید از چیزهایی بگی که ملت نمیدونن نه از موارد اظهر من الشمس!!
در ضمن یادت باشه موقع یارکشی اسم منو ننوشتی! من انتقام میگیرم!میدونی من دست به انتقامم حرف نداره!!
دی ۱م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۲۵ ب.ظ
اشتباه تا یپی! از غرغر ننوشتی!! ال جی اینورا که نیست؟!!!
دی ۲م, ۱۳۸۵ at ۵:۳۵ ق.ظ
این بازی چیه؟ آخرش کی برنده می شه؟ به من هم یاد میدین؟ لطفاً
دی ۲م, ۱۳۸۵ at ۶:۱۲ ق.ظ
اون جهت یابی و مشکلش در همه خانمها هست کم و بیش…
دی ۲م, ۱۳۸۵ at ۶:۴۸ ق.ظ
یکی منو بازی بده
دی ۲م, ۱۳۸۵ at ۷:۱۷ ق.ظ
ال جی همه جا هست پیام جون! مخصوصا جاهایی که اشتباهی صورت گرفته باشه!!!
دی ۳م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۵۷ ق.ظ
من در موارد ۱ و ۲ و ۵ اعلام شراکت میکنم
دی ۴م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۰۲ ق.ظ
اصلاً من نمی فهمم چه جوری میشه عاشق شیرینی شد ؟! حالا اگه لواشک بود یه چیزی …
دی ۴م, ۱۳۸۵ at ۷:۴۸ ق.ظ
salam
migam man ye site jadid rah andakhtam : http://www.Parsvisit.com , age mikhay tablighe siteto bendazam too hameye sitaye ozve parsvisit boro toosh va sabte name kon badan kodesho befrest baram activesh konam , agar ham doost dashti code parsvisito begir bendaz too webloget be ezaye har click ke beshe roo tablighat ye pooli mire too hesabet
bye
دی ۴م, ۱۳۸۵ at ۱۰:۴۶ ب.ظ
اگر هنوز رزرو داری من را هم به بازی یلدا دعوت کن. مرسی. رگتایم
دی ۷م, ۱۳۸۵ at ۶:۲۲ ق.ظ
oon bande akhar ro man kaamelan dark mikonam …:)))