…
امروز از صبح نشستم اینجا که مثلا گزارش تکمیل کنم. به خاطر حجم وقایع پیش رو حوصله و اعصابم دیگر نمیکشد. نمیتوانم تمرکز کنم. هر پنج دقیقه یک بار بیخودی میروم وبگردی. لینک کلیپ چهگوارا را از وبلاگ مهشید یافتم. نشستم و چند بار نگاه کردم. نمیدانم چه شد که یاد علیرضا افتادم. فکر کنم به خاطر دیدن صحنههای کلیپ بود. علیرضا یک بار برایم تعریف کرد که روزها در خانه مینشیند، تلویزیون نگاه میکند و اگر صحنهای ببیند که آدمها با هم متحد میشوند و به یک پیروزی دسته جمعی دست پیدا میکنند، میزند زیر گریه. من تعجب کردم. علیرضا و گریه؟ پرسیدم چرا؟ چرا اتحاد آدمها تو را متاثر میکند؟ گفت :”نمیدانم. تنهایی خودم، تنهایی همه. دیدن اتحاد یا خوشحالی دستهجمعی مرا گریه میاندازد. “آن روز دلم برای علیرضا خیلی سوخت. حتی فکر کردم که به او بگویم فکری برای افسردگیاش بکند. ولی این کار را نکردم. علیرضا رفتن پیش روانشناس را ضعف میدانست. گریه کردن را هم حتما ضعف میدانست. نمیدانم چهطور توانست به گریههایش اعتراف کند. آدم سنتی عجیبی بود. زنش دوست قدیمی من بود. ولی اختلاف من و علیرضا آنقدر بالا گرفت که عطای رفت و آمد با آن دوست را به لقایش بخشیدم. به هر حال همه این حرف ها برای این بود که بگویم امروز دیدن کلیپ چهگوارا اشک مرا درآورد و بعد خودم متعجب شدم. من خیلی هم آدم آرمانگرایی نیستم. یعنی نه آنقدر که با دیدن چهگوارا به گریه بیفتم. کلیپ مرا یاد اتحادی می انداخت که ندیدهام یا کم دیده ام. منظورم اتحاد بین همه مردم نیست. نه. من حتی هیچ وقت یادم نمی آید که مثلا همه بچه های کلاس، مدرسه یا دانشگاه، با هم متحد شده باشند که فلان امتحان را ندهند. فقط گاهی داخل خانه پیش می آمد که ما همه همدست و مصمم باشیم. حالا که همان اتحاد خانگی را هم از دست داده ام. شاید همان است که علیرضا آن روز گفت. تنهایی خودم یا تنهایی همه اهل آن دیار است که مرا به گریه می اندازد.
آذر ۱۹م, ۱۳۸۵ at ۱:۳۹ ق.ظ
شک نکن که گریه کردن، ضعف محسوب می شود؛ مگر گریه ای که خودت اراده اش کنی
آذر ۱۹م, ۱۳۸۵ at ۵:۴۲ ق.ظ
امان از این اشکها…
برای سرازیر شدن فقط منتظر بهانهاند.
آذر ۱۹م, ۱۳۸۵ at ۶:۳۶ ق.ظ
سایه جان، گریه که همیشه نشان ضعف نیست مثل خنده که همیشه نشانه ی شادی نیست.گریه نماد اون شور درونیست که برا ی رسیدن به آرمانها و آرزوهای ی سرکوب شده، ناکام مانده…
———————————–
سایه: حق با توست. چه قدر درست می گی.
آذر ۱۹م, ۱۳۸۵ at ۹:۳۹ ق.ظ
پس اشک های من ِ انقلاب نبوده خیلی هم مسخره نیستند وقت دیدن کلیپ های دوره ی انقلاب .. یا حتی بغض و چشم های خیس ِ ورزش دوست ندارم وقت دیدن فیلم شادی مردم شبی که تیم فوتبال رفت جام جهانی .. این بهانه نشست به دلم
آذر ۱۹م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۴۷ ق.ظ
منم مثل تو هرگز اتحادی تو حتی جامعه کوچیکی مثل کلاس درس تو ایرانو تجربه
نکردم….همینه که الان …
آذر ۱۹م, ۱۳۸۵ at ۱:۲۸ ب.ظ
کلیپ زیبایی بود سایه. ولی بگذار یک چیزی را اضافه کنم.همین چه کوارا هم اگر زنده بود - که با این سیستم فکری نمیتوانست زنده بماند– یک هیولائی شده بود مثل کاسترو که با دیکتاتوری نفس مردم کوبا را گرفته و مردم آرزوی مرگش را میکنند. روزمرگی و واقعیتها این آرمانگرائیها را از بین میبرد. اسم چه گوارا هم برای این جاوید ماند که در اوج آرمانگرائی کشته شد. همین علیرضا ئی که یادش کردی الان آنقدر درگیر زندگی و امور روزانه زن و بچه اش شده که قول میدهم این حرفها یادش نمی آید. ییخشید روده درازی کردم. از بابت لینک حکایت هم خیلی ممنون!!!
———————————————————————————-
سایه: چه گوارا فرق می کرد. وزیر شد. وزارت رو رها کرد. رفت دوباره جنگید.دنیای آرمان گراها عالمی داره. ولی حق با توست که آرمان ها کشته می شن. حتی توی کوبا.
آذر ۱۹م, ۱۳۸۵ at ۱:۲۹ ب.ظ
این کلیپ یک ورژن دیگه هم دارد. در واقع همین آهنگ رو روی یک نمای دیگه گذاشته اند. اگر اون رو ببینی بجای گریه احساس خنده بهت دست میده.
————————————————–
سایه: اون رو هم دیدم. خیلی سکسی بود!!!
آذر ۱۹م, ۱۳۸۵ at ۱:۳۷ ب.ظ
ببخشید من این چیزها را قبل خواندن وبلاگ خانم مهشید نوشتم .ایشون این حرفها را خیلی کامل تر نوشته. مثل اینکه حرفهایم زیادی تکراری شد. جوگیری هم بد دردیه!!!
آذر ۱۹م, ۱۳۸۵ at ۱۰:۵۸ ب.ظ
نسل امروز آرمانگرا و قهرمان پرست نیست. نسل امروز نسل “اگر نباشه دریا به قطره اکتفا کن” است. شاید هم بد نباشد. کسی چه میداند.
اما گریه بد نیست. ول کن جلوی اشک هارا بگذارروان شوند.
آذر ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۱۰:۱۰ ق.ظ
اولا که اینجا مبارکه. قشنگ شده. ساده و شیک یعنی. بعد هم گریه کردن هیچ مشکلی نداره. به هر حال چه بخوای چه نخوای همه آدمها تنهان. اینو هم میشه به معنی بد گرفت هم خوب. هر کدوم ما یک موجود مستقلیم که یک سری چیزا رو تو زندگیمون تجربه می کنیم. عددی هم نیستیم. باور کن
آذر ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۱:۳۹ ب.ظ
تق تق تق…درست اومدم؟ ببخشید خانم کتی خانوم اینجایند؟ هان! بله! انگاری خودشه….مبارکههههههههههههههههههههههه:)
آذر ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۳:۳۵ ب.ظ
تیپ جدید مبارک
ساده و خوشرنگ!
آذر ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۴:۰۰ ب.ظ
من فقط قالب رو عوض کردم. تیپ جدید نزدم. البته بدم نمی اومد همه چیز رو عوض کنم. ولی بیشتر از این بلد نبودم. اینم محصول شب امتحانه!!!!
حالا قالب چطوره؟ خوانا هست؟ به نظرم می یاد همه چیزش راحته!!!
راستی اگر گرافیست سراغ دارید بهم خبر بدید. بل که اقلا اون بالا رو عوض کنم. از آبی این مدلی خوشم نمی یاد.
آذر ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۷:۵۷ ب.ظ
سلام.
مهدی اچ ای به دومین جدید رفت. اگه دوست داشتین لینک رُ درست کنین:
صفحه اصلی: mehdi-he.ws
روزنوشتها: blog.mehdi-he.ws
موزیک.بلاگ: s.mehdi-he.ws
ممنون.
آذر ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۴۲ ب.ظ
من عاشق این فلانی گفت ! توی کامنتهات شدم. خیلی باحاله. جمله خبریه حسابی! : دی
آذر ۲۱م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۳۶ ق.ظ
به نظر خودم که خیلی خنده داره. نرسیدم عوضش کنم!!
آذر ۲۱م, ۱۳۸۵ at ۶:۱۲ ق.ظ
نمیخواهم برنجانمت. میدانم که نیمی از این اشکها نه ربطی به اتحاد و همدلی دارد، نه به شادی جمعی، بلکه نتیجهی مستقیم دوری و دلتنگی و حس بیخانمانی است که پخش و پلا شدن اجتناب ناپذیر خانواده و دوستان به آدم میدهد. میدانم که داری از احساسات حرف میزنی، نه از سیاست و ادارهی جامعه. اما آیا همین ایدهآلیسم و سادهدلی سیاسی نیست که همیشه کار دستمان میدهد؟ من در زمان دانشجویی و دانشآموزی شورش زیاد دیدهام، شورشهای همراه با اتحاد. در دانشکده شکستهایم، مدرسه تعطیل کردهایم، معلم اخراج کردهایم، بلایی سر آنتنهای کلاس آوردیم که خودشان را خیس کردند. و، خوب، انقلاب ایران هم مگر یک اتحاد بیسابقه نبود. نتیجهاش چیست؟ بیآنکه آرمانها را فراموش کنیم، باید این سادهدلی را بگذاریم کنار. اینجا دنیاست، هیچ چیزش هم آنجور نیست که باید. حالا تو بگو اتحاد که بود، بعدش چه؟ حرف آخر چیست؟ وقتی احمدینژاد از تختش آمد پایین برنامه چیست. دلها را نرم کردن و احساسات را تهییج کردن که کاری ندارد. ساختن است که همیشه فراموش میشود.
دی ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۹:۱۱ ق.ظ
اگر درباره ی خودشناسی می نویسی به وبلاگ من که در همین مورد است سر بزن .
تیر ۲۴م, ۱۳۸۶ at ۱:۵۵ ب.ظ
نمیدونم قضیه این مطلب چیه ولی منم دقیقا همینطورم ولی با این تفاوت که گریه نمی کنم یا بهتره بگم حسه گریه دارم ولی نمیاد، کاریش نمیشه کرد، من خیلی تنهام یکی به دادم برسه!!!…
شهریور ۱۰م, ۱۳۸۶ at ۸:۲۵ ق.ظ
گریه مال زنهاست