آگهی
دو تا درخواست کمک:
اول- از ایرانی های ساکن کانادا کسی اطلاعاتی در مورد دانشجوهای خارجی داره که می یان اینجا برای کار تابستونی؟ فکر می کنم اسم این برنامه ورک- استادی هست، ولی مطمئن نیستم. اینو می دونم که مخصوص دانشجوهای خارجی هست که با هماهنگی دانشگاهشون از اروپا و آمریکا می یان ودوره کارآموزیشون رو در کانادا می گذرونن. اگر هر اطلاعاتی در مورد نحوه پذیرش این دانشجوها توسط کارفرما دارید، به من ایمیل بزنید با همین جا کامنت بگذارید. اگر هم سایت مفیدی می شناسید، آدرسش رو به من بگید.
دوم- اگر در تورنتو هستید و یه کم وقت دارید، من چند تا سوال در مورد اجاره خونه و این حرفها دارم. هر اطلاعاتی الان می تونه به من کمک کنه. اگر برام کامنت بگذارید و ایمیلتون رو هم بگذارید، من سوالهامو براتون می فرستم. خیلی خیلی کمک بزرگی هست برای وضعیت الان من.
راستی، اگر خواستید بنویسید که کامنتتون رو پابلیش نکنم.
آبان ۱۵م, ۱۳۸۵ at ۴:۴۰ ب.ظ
کامنت من رو حتما پابلیش کن! در مورد کانادا اطلاعات ندارم، ولی اگه بیای فلوریدا کلی بهت حال می دم. راستی من آپم، تا بهت تیکه ننداختم تبادل لینک کن!
————————————————————–
سایه : گفتم شاید یه عده بخوان مخفیانه بهم کمک کنن و دلشون نخواد ملت از کارهای خیرشون سر در بیارن!!!! در ضمن اگر هم هیچکی کامنت نگذاشت دماغم نمی سوزه که تو این وبلاگستان کسی قدمی برام بر نمی داره. می گم کامنت زیاد بود، من پابلیش نکردم:))
آبان ۱۵م, ۱۳۸۵ at ۵:۰۶ ب.ظ
من اینجا تو ایرانم فقط می تونم واست دعا کنم که موفق بشی مشکلاتت رو حل کنی البته اگه تو ایران کار داشتی ممکن بود بتونم کمکت کنم D:
—————————
سایه : ممنون
آبان ۱۵م, ۱۳۸۵ at ۶:۱۸ ب.ظ
بابا جان ول کنید اون قطب شمال رو. تو بیا اینجا هانی رو میفرستیم متل! شما چی دیدید از این قطب که ولش نمیکنید آخه!
پابلیش هم بکن. من عقده ای ام.
—————————————————————————————————–
سایه: گفتی قطب و کردی کبابم. لعنتی از حالا سرده!!! امروز عکس های فرماندار کانادا رو نگاه می کردم( که چون زن هست، کلی هم از لحاظ فمینیستی خوشم می یاد اخبارشو دنبال کنم)، بعد دیدم داره یه مراسمی اجرا می کنه، مدالی چیزی، بعد معلومه تو عکس که از سرما داره دندون می زنه. به خودم گفتم :”بیا، اینجا فرماندار هم بشی، باز باید سگ لرز بزنی”
آبان ۱۵م, ۱۳۸۵ at ۶:۲۷ ب.ظ
harchi bekhahi mitooni inja peyda koni.
http://tehrantonian.blogspot.com/
آبان ۱۶م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۱۹ ق.ظ
من تورنتو هستم… خواستی به من ایمیل بزن… البته خیلی اطلاعات ندارم.. ولی تریپ لنگه کفش است و بیابان
——————————-
ایمیل زدم.
آبان ۱۶م, ۱۳۸۵ at ۲:۲۹ ق.ظ
سلام شما تا حالا وبلاگ تهرانتویی - یک تهرانی در تورنتو رو مطالعه کردید؟ http://tehrantonian.blogspot.com فکر میکنم جواب برخی سؤالاتون رو از اطلاعات مفیدی که در این وبلاگ هست پیدا کنید
آبان ۱۶م, ۱۳۸۵ at ۳:۰۱ ق.ظ
من که خودم شرمنده ! یکی می خواد به من کمک کنه. حالا اگه تو این کامنتهایی که برات اومد و میل های زیر میزی و غیره! چیزی دیدی که ممکنه به درد من هم بخوره خبرم کن. هنوز نیومده اینجا آویزون مردم شدم : دی
—————————————————————-
سایه: تا حالا دو تا ایمیل زیر میزی گرفتم!!!! می خوای تو هم این روش رو تو وبلاگت امتحان کن. جواب می ده:دی
آبان ۱۶م, ۱۳۸۵ at ۳:۳۸ ق.ظ
مامان غزل و سپیده ی عزیز. ممنون. من خواننده ی همیشگی وبلاگ یک تهرانی در تورنتو هستم. اطلاعات خیلی خوبی هم گرفتم. سوال های من یک کمی ریز تره. چون موقعیتم پیچیده تر هست. برای همین آگهی دادم!!
آبان ۱۶م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۳۱ ب.ظ
Chevk this out:
http://tehrantonian.blogspot.com/
——————————————————
Sayeh: Thanks, if you check out other comments,You see that in my case this weblog does not help.
آبان ۱۶م, ۱۳۸۵ at ۳:۰۷ ب.ظ
منم کانادا رو نمیدونم ولی اگه بری فلوریدا بازم نمیدونم دونقطه همه چی
———————————
تو کدوم آیدینی؟ اگر همون آیدین فرانسویه باشی وای به حالت که تو این موقعیت با من شوخی می کنی. ولی آیدین های دیگه اشکالی نداره!!
آبان ۱۶م, ۱۳۸۵ at ۳:۱۴ ب.ظ
من می دونم که وبلاگ تهرانتویی - یک تهرانی در تورنتو با ایمیل هم به مردم جواب می ده. خودم تا بحال چند بار ازش سوال پرسیدم. دوستام هم همینطور. سوالاتت رو مستقیما ازش بپرس. اون فقط نکات عمومی رو توی وبلاگ می نویسه ولی سوال های پیچیده رو هم مستقیم جواب می ده.
———————————
سایه: والله این از اون موارده که روم نمی شه ایمیل بزنم. چون وبسایتش به اندازه کافی گویا هست. مثل دیروز می شه که رفتم از استاد یه سوالی کردم؛ گفت تو کلاس اینا رو گفتم.
آبان ۱۶م, ۱۳۸۵ at ۳:۴۰ ب.ظ
تلویزیون داشت یه آهنگ هپی پخش می کرد یادم افتاد چند وقته اینجا کامنت نذاشتم! حالا حتماً اطلاعات باید درمورد تورنتو باشه؟ مگه فینلاند چشه؟ تهرانتویی یادت نره!!!
———————————————————————————
سایه: ها ها. خیلی خوب بود کامران. خیلی هپی شدم!!! ببین… فینلاند نه و فین-لند. بعدش هم این که من می رم تورنتو با این تهرانتویی تسویه حساب می کنم. هیچکی جواب به آدم نمی ده. همه لینک تهراتنو رو می گذارند و خودشونو راحت می کنند!!! هر چی هم می گم به پیر به پیغمبر من خواننده وبلاگشم بازم قبول نمی کنن!!!
آبان ۱۶م, ۱۳۸۵ at ۳:۴۳ ب.ظ
من هم تورنتو زندگی می کنم, البته مطمین نیستم انقدر که بخوای اطلاعات داشته باشم. من فقط در مورد اجاره آپارتمان های یه خوابه نزدیک Subway اطلاعات دارم. اگه می تونم کمکی بکنم بهم بگو.
—————–
ممنون. ایمیل می زنم.
آبان ۱۶م, ۱۳۸۵ at ۵:۵۹ ب.ظ
چون دیدم تو وضعیت بدی هستی گشتم برات یه آدرس پیدا کردم http://tehrantonian.blogspot.com
فرانسوی هم خودتی !
————————————————————————–
سایه : می کشمت. من که بالاخره گذرم به اونورا می افته. این دفعه تمام سعی ام رو می کنم از پرواز جا نمونم.
آبان ۱۷م, ۱۳۸۵ at ۳:۵۳ ق.ظ
راستی تورنتو کجاست؟! منم فقط دعا میکنم برات…
————–
سایه :ممنون
آبان ۱۷م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۱۲ ب.ظ
من یکی دو روز بود نیومده بودم اینجا. حال ام هم گرفته بود یک کم. این کامنتهای آیدین رو دیدم شنگول شدم. یکی دو نفر هم به من گفتن به سایه بگو بره این وبلاگ http://tehrantonian.blogspot.com رو نگاه کنه جوابش رو بگیره. ظاهرا همه راهها به رم ختم می شه.!
———————————————————————————–
سایه : آخه به شما هم می گن رفیق؟ موقع گرفتاری جمع می شین تو کامنت دونی آدم می خندید؟ حالت چرا گرفته است؟ من زنگ می زنم آخر هفته.
آبان ۱۸م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۵۵ ب.ظ
منم کانادا نیستم .سلام .
———————————-
سایه: خوش به حالت. علیک سلام!
آبان ۱۸م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۴۸ ب.ظ
سایه خانم سلام
من مقیم تورنتو هستم و البته مدتی است که دیگر اجاره نشین نیستم ولی چون دوستان زیادی در موقعیت های مختلف دارم فکر می کنم اگر خودت وقت نداشته باشی سوالهایت را تک تک از همه بپرسی می توانم کمکت کنم که اگر خودم هم جوابی نداشتم بگردم جوابش را از دوستان برایت پیدا کنم. ( چی گفتم! مفهومه ؟!)
—————————————————
سایه: بله. مفهومه. حسابی. چه قدر هم ممنونم.
آبان ۱۹م, ۱۳۸۵ at ۸:۳۲ ق.ظ
در این موقعیت که دنبال جا به جایی هستی، اصلن نمیشه شوخی کرد!
اما خوندن این کامنت ، من را ( که شدیدن دیپرس هستم) خندوند :
«راستی تورنتو کجاست؟! منم فقط دعا میکنم برات…»
(شکلک مبتذل چشمک + خنده)
———————————————-
سایه:
آبان ۱۹م, ۱۳۸۵ at ۶:۴۹ ب.ظ
سایه جان چنانکه می بینی اهالی ی وبلاگشهر بتو خیلی لطف دارن..
———————————
سایه: حق با شماست. خیلی هم این موضوع خوشحال کننده است. برای این روزهای من غنیمتی است. راستی، از احوالپرسی های همیشگی شما هم ممنون.
آبان ۲۱م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۳۷ ق.ظ
سلام من تهرانتویی هستم. خوشحال می شوم در حد معلوماتم شما رو راهنمایی کنم. من تا بحال صد ها سوال تکراری رو که بارها در وبلاگم به اون ها پرداخته بودم رو جواب داده ام هر هفته لااقل یکی دو تا سوال تکراری توی میل باکسم دارم. خواهش می کنم بدون خجالت از بابت تکراری بودن سوال اون را برای من ایمیل کنید.
آبان ۲۱م, ۱۳۸۵ at ۷:۵۷ ق.ظ
شرمنده م. از من کاری ساخته نیست.
آبان ۲۲م, ۱۳۸۵ at ۴:۲۹ ق.ظ
من راهنمایی خاصی نمی تونم بکنم ولی جهت تمدد اعصاب توصیه می کنم بابا ول کن تورنتو رو ..برو نردیک وطن ( منظورم ونکووره البته)
حالا اگر تونستی پایین تر بری که دیگه سه منیفیک!
—————————————————————-
سایه: بابا من هر جای دنیا برم تو یه آدرس دیگه می دی می گی برو اونجا!!! خودت کی تشریف فرما می شی وطن!!!؟؟؟
آبان ۲۲م, ۱۳۸۵ at ۷:۲۰ ق.ظ
بسمه تعالی و به نام خلق قهرمان ایران
من همین عید نوروز سرراه رفتم خونه آبجیم اینا تورنتو .. خیلی با کلاس بود و خیلی خوش گذشت .. نزدیک خونه آبجیم اینا یه مرکز خرید بود که خیلی جنس داشت و اونورترش یه سینما بود که فیلماش خیلی خنده دار بودن … در ضمن تورنتو یه روزنامه داره فک کنم اسمش تورنتواستاره … توی این روزنامه که هر روز هم چاپ میشد تا وقتی من اونجا بودم اجاره خونه آگهی زیاد میزدن ملت … در ضمن تورنتو که بری دیگه مشکلات نون بربری و لواشت کلن حل میشه … میدونم بیشتر از اون چیزی که لازم داشتی بهت اطلاعات دادم … اما عیبی نداره بذاره ملت از معلومات ما بهره بیشتری ببرن
تو رو خدا تورنتو رفتین به برج سی ان دخیل ببندین بلکه ما رو هم طلبید
————————————————————————–
سایه: خیلی ممنون علی مان. اصلا جدا از اطلاعات مفیدت، مخصوصا در مورد فیلم های خنده دار که واقعا حیاتی هستند، همین که اینجا اومدی کامنت گذاشتی من کلی خوشحال شدم!!! شما دخیل لازم نداری در ضمن…
آبان ۲۳م, ۱۳۸۵ at ۲:۲۹ ق.ظ
هر وقت ویزا بگیرم….ولی تو فوریه یه کارایی می خوام بکنم…اگر بشه همسایه می شیم!!!
————————————————————–
سایه: همسایه یعنی کجا؟ می خوای بیای امپریالیسم آمریکا؟ پس همسایه می شیم ولی رفت و آمد نمی کنیم. چون پلیس های مهاجرت مرز کانادا و آمریکا البته از نوع آمریکاییشون حالتهای هیستریک دارند.
آبان ۲۳م, ۱۳۸۵ at ۳:۰۳ ب.ظ
خواستم بگم اگه منتظری که من باز بگردم برات سایت پیدا کنم خیلی روم حساب نکن. این سایتی که مریم پیدا کرده بود هم بد نیست ها ! خلاصه تو یکیشون فکر کنم میتونی خونه پیدا کنی وگرنه اینم یه نگاهی بنداز http://tehrantonian.blogspot.com
———————————————————–
سایه : دستت درد نکنه آیدین جان. انقدر آدرس این تهرانتویی عزیز رو اینجا تایپ کردی که خودش اومد کامنت گذاشت و من بهش ایمیل زدم و کلی رفیق شدیم. من نمی دونستم که قصد نهانی و نهایی تو اینه که من اونجا تنها و درمونده نشم. و گرنه قدرتو بیشتر از این ها می دونستم. چه رفقایی دارم!!! بیخود نیست شاعر بهتون می گه:”کیمیای سعادت!”
آبان ۲۴م, ۱۳۸۵ at ۲:۱۹ ق.ظ
من می گم انقدر مزاحم آیدین نباش. بنده خدا خودش که کانادا نیست حالا هی باید وقت بذاره تو این وبلاگها بگرده همه جا رو زیر و رو کنه تا یک آدرس برات در بیاره. حالا به این تهرانتویی سر زدی؟ بهش ایمیل هم می شه زد. بعدش هم که این رفیقمون اسمش کیمیای سعادت نیست آیدین مقدمه!
———————————————-
سایه : آیدینو که می شناسی. همه زندگیشو وقف کمک به دیگران کرده. به حرف من که نیست. خودش می خواد کمک کنه، اصلا عاشق کمک کردنه. من مطمئنم آیدین یه هنرمند مردمی می شه و می ره تو تلویزیون می گه:”من خاک پای دوستان هستم.”
آبان ۲۴م, ۱۳۸۵ at ۵:۱۴ ق.ظ
آره دیگه… حال عصب پلیسا رم یه کاریش می کنیم…
آبان ۲۴م, ۱۳۸۵ at ۱:۳۱ ب.ظ
enghadr khosham miad vaghti commentato javab midi!maloome hesabi hosele dari o sare zoghi!!!
———————————————————
سایه: سرحال که هستم. ولی اینم هست که الان از اون وقت هاییه که منم و این لب تاپ که باهاش درس می خونم و تنها راهم برای این که معاشرت داشته باشم و دیوونه نشم اینه که بیام تو کامنت دونیم با همه گپ بزنم!!! بعدش هم چون این پستم شخصیه، صلاح مصلحت کردن با این و اون و حرف زدن در مورد وضعیتم خیلی بهم کمک می کنه. وقت های دیگه برای یه موضوع اجتماعی اگه بیام روی نظر هر کسی اظهار نظر کنم خیلی غیر دموکراتیکه!!! البته الان که اینو گفتی یادم اومد که من هم از وبلاگر هایی که هر کامنت رو دونه دونه جواب می دن خیلی خوشم می یاد. به نظرم می یاد که کاملا به نظر آدم اهمیت می دن. روال خوبیه.
آبان ۲۴م, ۱۳۸۵ at ۷:۱۶ ب.ظ
حیف که من دیر رسیدم ،علیمان و مریم گلی و آیدین همه ی کمک ها رو کردند دستشون درست ، راستی فتانه هم خونه شو تازه نو نوار کرده ازش بپرس شاید اهل فروش یا دست کم رهن و اجاره باشه البته گمون کنم خونه هه تورنتو نباشه اشکالی نداره؟
——————————————————————————————–
سایه: می بینی میترا جان؟ می بینی مریم و آیدین و علیمان چه مهربونن؟ در مورد خونه فتانه هم فکر می کنم. مخصوصا که نو هم هست!!
آبان ۲۵م, ۱۳۸۵ at ۵:۰۷ ب.ظ
من دیگه تورنتو نیستم ولی شاید بتونم بهتون اطلاعات بدم. خوشحال میشم بهم ایمیل بزنی. در مورد ورک ستادی نمیدونم. میدونم که یک اینترنشیپ هست که مال دانشجوهای خود کانادا است. شاید اطلاعات مشابهی بتونی در این سایت پیدا کنی:
http://www.careeredge.ca/
آبان ۲۵م, ۱۳۸۵ at ۹:۲۴ ب.ظ
می گم پیشنهاد میترا هم بد نیست. تو که داری جا به جا می شی یهو برو پیش فتانه. اونجوری به آیدین هم نزدیک تری راحت تر می تونه برات آدرس پیدا کنه. یک پاریستویی یا وینتویی! شاید
————————————–
سایه : آره . وگرنه می ترسم آیدین مجبور به جا به جایی بشه. به این صورت که بلند شه بیاد اینجا برای من دنبال خونه بگرده. انقدر که این پسر به فکر دوستاشه. پاریستویی اسم خوبیه برای آیدین. هنری هم هست، از این جهت که با پرستویی هم قافیه است.
می گم من شاید دیگه وبلاگ ننویسم. همین جا با دوست و رفقا جمع هستیم گپ می زنیم دیگه. تا شیش هفت ماه می خوام وانمود کنم هنوز جا پیدا نشده!!! چطوره؟
آبان ۲۶م, ۱۳۸۵ at ۲:۲۳ ق.ظ
هانی جان
من البته موو تو به تورنتو را بیگ تایم انجوی می کنم ولی ساری که نمی تونم اینفورمیشن بهت بدم چون توی سفر آخرم به تورنتو خیلی بیزی بودم. البته آف کورس که فرندزهای نایسی توی تورنتو دارم که حتی می تونند به تو اینفورمیش بدن که چه طوری به فین لند موو کنی. حالا هر وقت که خودت دفنتلی تینک کردی که
چه پیشنهادی را اپریشیت می کنی یه مسیج بده یا کال می …
بعد هم اباوت فلت من, تو آلویز ولکام هستی..ویت آوت تعارف…
ماچ یو سو ماچ بیبی جون. از خودت تیک کر کن…
——————————————————
سایه: یو نو؟ آی لاو یو!!! آی ام بیزی تو. بات استیل لاو یو!!!
آبان ۲۶م, ۱۳۸۵ at ۸:۵۲ ب.ظ
رفتی تورنتو به رفقا (تهرانتویی عزیز) سلام من را هم برسان…
——————-
سایه: حتما. شما که تازگی این طرف ها بودید البته.