این مطلب در تاریخ
پنجشنبه, آبان ۱۱م, ۱۳۸۵ در ساعت ۱:۲۱ ق.ظ
و درباره موضوعات نوشته های روزمره منتشر شده است.
شما میتوانید هر پاسخی به این مطلب را توسط RSS 2.0 دنبال کنید.
شما میتوانید نظر بدهید، یا از سایت خود دنبالک ارسال کنید.
۸ نظر درباره “C’est la vie qui s’en va” داده شده است.
آبان ۱۱م, ۱۳۸۵ at ۳:۵۶ ق.ظ
این آهنگ را در تئاتر فنز پخش می کردند. همانجا عاشقش شده بودم.
——————————————————————–
سایه: اصلا به هوای فنر بود که گذاشتمش اینجا
آبان ۱۱م, ۱۳۸۵ at ۴:۴۲ ق.ظ
Quand le désert avance, que veux-tu que l’on soit?
آبان ۱۱م, ۱۳۸۵ at ۵:۰۸ ق.ظ
Mais le désert avance
Le sable devient roi
Et c’est notre souffrance
Qui coule entre nos doigts
آبان ۱۱م, ۱۳۸۵ at ۵:۱۱ ق.ظ
jaleb bood, movafagh bashid.
آبان ۱۲م, ۱۳۸۵ at ۲:۵۶ ق.ظ
۱۲۱۰۰۱ بار
۱۲۱۰۰۲ بار
۱۲۱۰۰۳ بار
.
.
.
آبان ۱۲م, ۱۳۸۵ at ۳:۰۲ ب.ظ
لطفا یکی فکر بیچاره هایی رو که از اینترنت نفتی استفاده میکنن بکنه . تشکر میشه !
آبان ۱۲م, ۱۳۸۵ at ۶:۴۵ ب.ظ
حالا که نیستی
توی دنیایی که مات و تار و مُردَس
توی این شب که دل از همه آزُردَس
یادمه میشد بشینیم پای هم تا صبح فردا
پای این دل که حالا تیکه و خُردَس
حالا که نیستی نگاهام
خسته و کوفته به در مونده
اسم زیبا و قشنگِت
مثل گل واسم مُعَطَّر مونده
تو دل ِ این لحظه ها یه تازیانه
خاطره ها رو واسم کرده بهانه
میخورم شلاقتُ تا دَم ِ آخر
آخ که چه دلسرد و بی رَحمه زمانه
با چهره ای غم زده تو ی خونه
داره واسه مسافرش میخونه
خاطره چیست؟ فراموشی چه سخته!
چرا دِلِش همیشه فکر اونه؟
————————————-
سلام دوست من…وبلاگ زیبایی دارین…موفق باشین.
آبان ۲۱م, ۱۳۸۵ at ۷:۳۱ ق.ظ
من دیوانه آن قسمتم که می گوید: ,mais toi qui viens de france دیوانه….