<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>Comments on: بوی ماه مهر، ماه مدرسه</title>
	<atom:link href="http://sayeh.nevesht.org/archives/612/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/612</link>
	<description></description>
	<pubDate>Tue, 06 Jan 2009 09:28:28 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.5.1</generator>
		<item>
		<title>By: jzbmxduuy</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/612#comment-2374</link>
		<dc:creator>jzbmxduuy</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/09/18/%d8%a8%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87/#comment-2374</guid>
		<description>&lt;strong&gt;xhqzpjlsoe&lt;/strong&gt;

rghgori nldwhzqso wkjizso</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><strong>xhqzpjlsoe</strong></p>
<p>rghgori nldwhzqso wkjizso</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: غزال</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/612#comment-2373</link>
		<dc:creator>غزال</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/09/18/%d8%a8%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87/#comment-2373</guid>
		<description>سلام 
ببینم این مدرسه دین ودانش شرق تهران نبود؟ کنا رمدرسه به افرین و دبیرستان به اذین ؟ اگه اونجاباشه ما هم مدرسه ای بودیم :)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
ببینم این مدرسه دین ودانش شرق تهران نبود؟ کنا رمدرسه به افرین و دبیرستان به اذین ؟ اگه اونجاباشه ما هم مدرسه ای بودیم <img src='http://sayeh.nevesht.org/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: angqszfa</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/612#comment-2372</link>
		<dc:creator>angqszfa</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/09/18/%d8%a8%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87/#comment-2372</guid>
		<description>&lt;strong&gt;asqdtym&lt;/strong&gt;

tztrwkolcdo rbwzvrsffu hgmmcqymhu</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><strong>asqdtym</strong></p>
<p>tztrwkolcdo rbwzvrsffu hgmmcqymhu</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: غزل</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/612#comment-2369</link>
		<dc:creator>غزل</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/09/18/%d8%a8%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87/#comment-2369</guid>
		<description>یادش بخیر، والله شانس من از تو بیشتر بود، کلاس اول با خانم بیضایی بودم که الحق هم زیبا بود و هم مهربان. آرزومه دوباره ببینمش... کلاس دوم هم با خانم سلیمی بودم که هر جا که هست، خدا حفظش کند؛ کلاس سوم با خانم هاشمی که اونهم معرکه بود، اما دلم همیشه برای شما ها که تو کلاس خانم علی زاده بودید، می سوخت... چهارم هم که با هم بودیم و اون خانم بنکدار معرکه و زیبا ... راستش رو بخواهی دلم برای خانم مرکباتی که معلم کلاس پنجممون بود، پر می کشه ... می دونی هنوز از این که می بینم بعد از بیست سال سرخاک پدرم از طرف شاگرداش، گل تازه گذاشته می شه، تو دلم قند آب می شه و یا اینکه شاگردای مامانم همیشه به یادش هستن و تا وقتی تو محله قدیمی بودیم، بهش سر می زدن، خیلی خوشحال می شم... اما وقتی به یاد اساتید دانشگاه خراب شده آزاد، علوم پایه، ( البته بجز آقای فراهانی و یاسمی) می افتم، احساس خفقان می کنم که چطور ما رو بازی دادن و هیچ ارزشی برامون قائل نبودن...
راستی صدهزار بار جات رو خالی کردم و گهگداری از روی عشق، فحشت دادم. ایضاً تک سلولی را !! اگر اینجا بودید عشقم را بگونه دیگر نثارتان می کردم...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یادش بخیر، والله شانس من از تو بیشتر بود، کلاس اول با خانم بیضایی بودم که الحق هم زیبا بود و هم مهربان. آرزومه دوباره ببینمش&#8230; کلاس دوم هم با خانم سلیمی بودم که هر جا که هست، خدا حفظش کند؛ کلاس سوم با خانم هاشمی که اونهم معرکه بود، اما دلم همیشه برای شما ها که تو کلاس خانم علی زاده بودید، می سوخت&#8230; چهارم هم که با هم بودیم و اون خانم بنکدار معرکه و زیبا &#8230; راستش رو بخواهی دلم برای خانم مرکباتی که معلم کلاس پنجممون بود، پر می کشه &#8230; می دونی هنوز از این که می بینم بعد از بیست سال سرخاک پدرم از طرف شاگرداش، گل تازه گذاشته می شه، تو دلم قند آب می شه و یا اینکه شاگردای مامانم همیشه به یادش هستن و تا وقتی تو محله قدیمی بودیم، بهش سر می زدن، خیلی خوشحال می شم&#8230; اما وقتی به یاد اساتید دانشگاه خراب شده آزاد، علوم پایه، ( البته بجز آقای فراهانی و یاسمی) می افتم، احساس خفقان می کنم که چطور ما رو بازی دادن و هیچ ارزشی برامون قائل نبودن&#8230;<br />
راستی صدهزار بار جات رو خالی کردم و گهگداری از روی عشق، فحشت دادم. ایضاً تک سلولی را !! اگر اینجا بودید عشقم را بگونه دیگر نثارتان می کردم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: علیمان</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/612#comment-2370</link>
		<dc:creator>علیمان</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/09/18/%d8%a8%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87/#comment-2370</guid>
		<description>کتی کاراته بودی یا هپی گرل؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کتی کاراته بودی یا هپی گرل؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: سایه</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/612#comment-2371</link>
		<dc:creator>سایه</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/09/18/%d8%a8%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87/#comment-2371</guid>
		<description>نه انار جان، من رازی نمی رفتم. من دبستان دین و دانش می رفتم که مثل رازی وبلاگ نویس های زیادی تحویل اجتماع داده. می بینی؟ انگار همه ما یک مدرسه می رفتیم. بس که فضاها یکسان بود.

کامران جان، هنوز به اصل جاهای غیر هپی نرسیدیم تازه. صبر کن.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نه انار جان، من رازی نمی رفتم. من دبستان دین و دانش می رفتم که مثل رازی وبلاگ نویس های زیادی تحویل اجتماع داده. می بینی؟ انگار همه ما یک مدرسه می رفتیم. بس که فضاها یکسان بود.</p>
<p>کامران جان، هنوز به اصل جاهای غیر هپی نرسیدیم تازه. صبر کن.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: کامران</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/612#comment-2368</link>
		<dc:creator>کامران</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/09/18/%d8%a8%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87/#comment-2368</guid>
		<description>با چنین معلم هایی "هپی گرل" شدن بیشتر شبیه معجزه است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با چنین معلم هایی &#8220;هپی گرل&#8221; شدن بیشتر شبیه معجزه است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: Anar</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/612#comment-2367</link>
		<dc:creator>Anar</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/09/18/%d8%a8%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87/#comment-2367</guid>
		<description>ببینم تو مدرسه رازی نمیرفتی؟!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ببینم تو مدرسه رازی نمیرفتی؟!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
