فکر می‌کنم ماها کم پست در مورد سقوط هوپیما و زلزله و طوفان و تصادف اتوبوس و… ننوشتیم. نوشتن‌ البته فایده‌ای نداره. فقط خود آدم خالی می‌شه. ضمن این که فکر می‌کنم شنیدن خبر مرگ آدم‌ها تو اون مملکت داره عادی می‌شه. کم کم این جوری می‌شه که فقط وقتی به حوادث توجه کنیم که یک نفر از آشناهامون، خدانکرده البته(!)، طوریش شده باشه.
فردا این حادثه هم فراموش می‌شه، ربطش به تحریم و بی‌مسئولیتی و همه چیزهای دیگه هم فراموش می‌شه. لابد باید کم کم قبول کنیم “ایران همینه دیگه. این چیزا پیش می‌یاد…”

از تحریم نمی ترسیم. مگر از هواپیما سوار شدن می‌ترسیم؟ نه!
مش صفدر که مسوول تنظیم باد چرخ‌هاى هواپیما بوده …

یک نظر درباره “” داده شده است.

  1. مهدی گفت :

    http://dastneveshteha.blogsky.com/?PostID=8

نظر بدهید