<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>Comments on: </title>
	<atom:link href="http://sayeh.nevesht.org/archives/607/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/607</link>
	<description></description>
	<pubDate>Tue, 06 Jan 2009 08:30:15 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.5.1</generator>
		<item>
		<title>By: حسین</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/607#comment-2332</link>
		<dc:creator>حسین</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/08/29/607/#comment-2332</guid>
		<description>سلام.. از اینکه ردپاتو توی وبلاگم دیدم ذوق زده شدم!. انگار حالا که اینقدر خوشحال شدم نباید سراغ انتقاد برم اما نمی‌دونم چرا دوست دارم این بار برخلاف عادت همیشگی ازت خرده بگبرم.. فقط دوست دارم بذاری به حساب دوست داشتن!.. باز هم معذرت می‌خوام که دارم انتقاد می‌کنم: نوشته‌هات به نسبت سه سال پیش که از آشنائی من با وبلاگتون می‌گذره، به نظر من بهتر نشده!.. وای شرمنده ام!.. نمی‌دونم دلیلش چیه اما نوشته‌های قبلیت جوری بود که خیلی وقتها من شاید دو یا سه بار می‌خوندم و هر بار هم یه لذت خاصی می‌بردم.. فقط یه نشونی اگه بخوام بدم نوشته‌ای بود که در باره‌ی پدرت نوشته بودی و چه زیبا و تاثیر گذار بود و من تو همون نظرخواهی هم گفتم که بسیار دلنشین نوشتی... ولی دیگه مدتی می‌شه که وقتی می‌آم اینجا چیز زیادی دستگیرم نمی‌شه و این یه جورائی ناراحتم می‌کنه و شاید همین باعث شد که بیام و خودمو از چشمت بندازم!!.. به هر حال من احساسم اینه که قلم شما سه سال پیشرفت نکرده و این برداشت شخصی منه و اصلاْ ملاک شما نباید قرار بگبره!... باز هم ببخشید... گفتم که بذارید به حساب دوست داشتن!... اگر با دیگرانش بود میلی--- چرا ظرف مرا بشکست لیلی... شرمنده دیگه تکرار نمی‌شه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.. از اینکه ردپاتو توی وبلاگم دیدم ذوق زده شدم!. انگار حالا که اینقدر خوشحال شدم نباید سراغ انتقاد برم اما نمی‌دونم چرا دوست دارم این بار برخلاف عادت همیشگی ازت خرده بگبرم.. فقط دوست دارم بذاری به حساب دوست داشتن!.. باز هم معذرت می‌خوام که دارم انتقاد می‌کنم: نوشته‌هات به نسبت سه سال پیش که از آشنائی من با وبلاگتون می‌گذره، به نظر من بهتر نشده!.. وای شرمنده ام!.. نمی‌دونم دلیلش چیه اما نوشته‌های قبلیت جوری بود که خیلی وقتها من شاید دو یا سه بار می‌خوندم و هر بار هم یه لذت خاصی می‌بردم.. فقط یه نشونی اگه بخوام بدم نوشته‌ای بود که در باره‌ی پدرت نوشته بودی و چه زیبا و تاثیر گذار بود و من تو همون نظرخواهی هم گفتم که بسیار دلنشین نوشتی&#8230; ولی دیگه مدتی می‌شه که وقتی می‌آم اینجا چیز زیادی دستگیرم نمی‌شه و این یه جورائی ناراحتم می‌کنه و شاید همین باعث شد که بیام و خودمو از چشمت بندازم!!.. به هر حال من احساسم اینه که قلم شما سه سال پیشرفت نکرده و این برداشت شخصی منه و اصلاْ ملاک شما نباید قرار بگبره!&#8230; باز هم ببخشید&#8230; گفتم که بذارید به حساب دوست داشتن!&#8230; اگر با دیگرانش بود میلی&#8212; چرا ظرف مرا بشکست لیلی&#8230; شرمنده دیگه تکرار نمی‌شه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: محمدرضا</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/607#comment-2331</link>
		<dc:creator>محمدرضا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/08/29/607/#comment-2331</guid>
		<description>ممنون میشم بم سر بزنی........نظری در مورد نوشته بالا ندارم...سرعت ÷ر شدن بهشت زهرا هم نمیدنم چن کیلومتر بر ساعنه.....................</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ممنون میشم بم سر بزنی&#8230;&#8230;..نظری در مورد نوشته بالا ندارم&#8230;سرعت ÷ر شدن بهشت زهرا هم نمیدنم چن کیلومتر بر ساعنه&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: لات اینترنتی</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/607#comment-2330</link>
		<dc:creator>لات اینترنتی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/08/29/607/#comment-2330</guid>
		<description>عرض به خدمتتون که  کشف کردن وبلاگ شوما رو شدیدا به خودمون تبریک میگیم و از این صوبتها</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عرض به خدمتتون که  کشف کردن وبلاگ شوما رو شدیدا به خودمون تبریک میگیم و از این صوبتها</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: نگین</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/607#comment-2329</link>
		<dc:creator>نگین</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/08/29/607/#comment-2329</guid>
		<description>موهای تنم سیخ سیخ شد!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>موهای تنم سیخ سیخ شد!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
